سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک -ح 25-
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک -ح 25-

بنابراین چه معیارهایی باید برای قضاوت در مورد صحت یا نادرستی نتیجه قانونگذاری در دسترس باشد؟ به صلاح یا فساد؟

0:00 0:00
Speed:
July 24, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک -ح 25-

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک

قسمت بیست و پنجم: معیارهایی که قبل از پاسخ به سوال باید وجود داشته باشند: حق قانونگذاری با کیست؟

بنابراین چه معیارهایی باید برای قضاوت در مورد صحت یا نادرستی نتیجه قانونگذاری در دسترس باشد؟ به صلاح یا فساد؟

شاید باارزش‌ترین ارزشی که بتوان در مورد آن توافق کرد اساس سلطنت (یعنی حکومت) عدالت است، بنابراین قوانین باید تضمین کننده تحقق عدالت باشند، بنابراین ما مثال‌هایی را مورد بحث قرار خواهیم داد که توانایی قوانین را در دستیابی به ارزش عدالت یا عدم توانایی آن به عنوان یک معیار اساسی بررسی می‌کند (ما از قوانین مربوط به ارزش عدالت انتخاب می‌کنیم و انطباق ارزش بر قانون را می‌بینیم و همچنین در صورت نیاز به سایر ارزش‌های مربوط به قانون نگاه می‌کنیم و به رعایت و تحقق آنها نگاه می‌کنیم):

اولا: توانایی قانونگذار در تضمین دستیابی به اهداف قانونگذاری که برای هر انسانی در هر زمان و مکانی مناسب است (ثبات در قوانین و درمان ها و توانایی آنها در حل صحیح، دقیق و منطبق با واقعیت و محقق کننده موضوع مشکلات).

و هنگامی که می گوییم: برای هر زمان و مکانی مناسب است، اگر به عنوان مثال در برابر قانونی باشیم که رابطه بین زن و مرد را تنظیم می کند، و قبلاً گفتیم که اشباع این جنبه از غریزه بقا ممکن است به یکی از چهار روش باشد: یا اشباع طبیعی (ازدواج)، یا اشباع نادرست (زنا) یا اشباع ناهنجار (همجنس گرایی) یا عدم اشباع به طور کلی.

کشورهای غربی تا چند سال پیش رابطه همجنس گرایانه را ممنوع و طرد می کردند و اکثر قوانین و شرایع بشری بی امان با این رابطه جنگیدند و اکنون بسیاری از این قوانین از جرم انگاری این رابطه و منع «ازدواج» بر اساس آن عقب نشینی کرده اند، بنابراین فرض زیر را مطرح می کنیم: اگر این اشباع صحیح بود، مقادیر و اهداف قانونی ذکر شده در بالا را محقق می کرد، پس فقهای قانون بخش اعظمی از مردم را برای مدت طولانی از اعمال حقوق خود محروم کرده اند و سپس اشتباه خود را متوجه شدند و راهی برای جبران اشتباه خود در حق کسانی که مرده اند یا رنج کشیده اند وجود ندارد!

سپس اگر بعداً مشخص شود که این امر باعث بیماری های مقاربتی خطرناک می شود و انگیزه آنها برای تجزیه و تحلیل آن بر اساس مبانی علمی نادرست است[2] که یکی از مهمترین مشکلاتی را تشکیل می دهد که جهان بشری از طریق وضعیت درگیری که جوامع در نهاد خود در نتیجه خودخواهی بیش از حد تجربه می کنند، و در نتیجه تمرکز نیروهایی که قادر به وضع قوانین در دست ذینفوذان در آن جوامع هستند که از یک طرف به طبقه سیاسی خدمت می کنند و از طرف دیگر حقوقدانان، و در نتیجه تناقضات و تفاوت ها در منافع و ایده هایی که هدایت کننده قوانین آنهاست، و این نتیجه طبیعی قرار دادن قانونگذاری در دست بشر است!

چهارم: قانونگذار بتواند مصلحت و منفعت را به حقیقت بشناسد تا قانون تضمین کننده تحقق آن باشد و از زمان یونان، -و پژواک آن در اندیشه حقوقی غرب ادامه یافت- ایده منفعت و مصلحت، اساس و جوهر قانون است؛ هر جا که قانون منفعت را محقق کند، قانون عادلانه ای است، اما این با این واقعیت در تضاد است که انسان ممکن است مصلحت و منفعت را در اموری تصور کند و سپس اشتباه قضاوت خود را متوجه شود و دوباره این کار را انجام دهد، پس درست عمل می کند و اشتباه می کند و هیچ توانایی واقعی برای درک مصلحت و منفعت به طور قطع وجود ندارد، بنابراین قانونگذار باید در دستیابی به مصلحت و منفعت واقعی شکست بخورد و به خواست خدا در قسمت بعدی با جزئیات به این نکته می پردازیم زیرا اهمیت دارد.

از آنجایی که ذهن ها از نظر قدرت و ضعف متفاوت هستند، و از آنجایی که انسان پیوسته در دنیا در حال کشف و فهم تغییر می کند، و با پیشرفت او در این سفر در زندگی، حقایقی برای او آشکار می شود که قبلاً برای او آشکار نشده بود، ذهن بدون شک از این که قطعاً مصلحت در اینجاست یا آنچه به او گفته شده مصلحت در آنجاست، در واقع مصلحت است، عاجز بود!

با این وجود، قانونگذاری اسلامی، تحقق مصلحت را هدف یا غایتی قرار نداده است که آن را محقق کند، زیرا نقطه شروع قانونگذاری اسلامی با نقطه شروع قانونگذاری غربی متفاوت است، زیرا اسلام احکامی را در مورد اعمال بندگان صادر کرده است، بنابراین درمان هایی را برای اعمال بندگان قرار داده است، بنابراین احکام با ثبات بودن مشخص شده اند و صحت درمان ها در هر زمان و مکانی و به زودی نور بیشتری به آن می اندازیم، اما قانونگذار غربی مصلحت را در نظر گرفته است، بنابراین ما با آنها استدلال کردیم که آنها نمی توانند مصلحت یا منفعت را به حقیقت درک کنند.


[2] به عنوان مثال: قوانین غربی در پی تثبیت اصل آزادی شخصی هستند، بنابراین دولت حق ندارد از حریم خصوصی مردم مطلع شود، بنابراین با اصل تحقق امنیت جمعی در تضاد است که دولت را وادار می کند تا از گروهی از مردم در جامعه از ترس انجام اعمالی که امنیت را تهدید می کند، جاسوسی کند، بنابراین کدام یک از این دو ارزش را ترجیح دهیم؟ و قوانین کجا متوقف می شوند؟، این فرآیند ممکن است با نظارت بر چند نفر آغاز شود و با داشتن پایگاه داده های عظیمی در مورد مردم در زندگی و تمایلات خرید آنها به پایان برسد و چه کسانی را انتخاب می کنند و این پایگاه ها در عملیات تجاری، امنیتی مورد استفاده قرار می گیرند، خرید و فروش می شوند و ممکن است این موضوع به حداکثر حد خود برسد و قوانین ادله سری را وضع کند، بنابراین متهم زندانی می شود و نمی داند اتهام او چیست و نه قاضی و نه وکیل از آن مطلع نمی شوند، به این بهانه که ارائه ادله در دادگاه منجر به اخلال در امنیت ملی می شود، و به این ترتیب قوانین با رعایت ارزش های آزادی شخصی و حریم خصوصی و حمایت از آن آغاز شده و به از بین بردن تمام اشکال آن و بی توجهی به آن پایان یافته است و این قوانینی است که در آمریکا، کانادا و سایر کشورهای جهان "متمدن" به آن عمل می شود!

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.