سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - قسمت 37-
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - قسمت 37-

خداوند متعال رسولش را در زمان حیاتش و امتش را پس از او در زمین تمکین داد و خلافت قوی و عزیز بود. مسلمانان این قدرت، عزت و تمکین را در خدمت قرآن و سنت به کار گرفتند. جمع آوری قرآن بلافاصله پس از وفات رسول خدا (ص) انجام شد و در زمان عثمان (رض) نسخه برداری و در شهرها توزیع شد و در آن زمان تمام مصحف ها در جهان اسلام از مصحف امام نوشته شده در زمان عثمان نسخه برداری و مصحف ها منتشر شد.

0:00 0:00
Speed:
August 05, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - قسمت 37-

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"
اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک
قسمت سی و هفتم: اهمیت جانشینی خداوند برای امت اسلامی و قدرت خلافت برای اینکه دلیلی اساسی در حفظ دین باشد - قسمت 1


خداوند متعال رسولش را در زمان حیاتش و امتش را پس از او در زمین تمکین داد و خلافت قوی و عزیز بود. مسلمانان این قدرت، عزت و تمکین را در خدمت قرآن و سنت به کار گرفتند. جمع آوری قرآن بلافاصله پس از وفات رسول خدا (ص) انجام شد و در زمان عثمان (رض) نسخه برداری و در شهرها توزیع شد و در آن زمان تمام مصحف ها در جهان اسلام از مصحف امام نوشته شده در زمان عثمان نسخه برداری و مصحف ها منتشر شد.


سپس در دو عصر اموی و عباسی، علوم، ابزار و وسایلی توسعه یافت که به خدمت دین کمک کرد: قرآن و سنت، از جمله کشف کاغذ و وجود کاتبان، نسخه‌نویسان و صحافان، وجود کتابخانه‌ها، انتشار علم و وجود دانشجویان علوم شرعی و متعهد شدن دولت به آنها و هزینه‌هایشان، تشویق آنها و توجه به آنها و ساختن مدارس برای آنها، به طوری که نابغه‌ترین ذهن‌های باهوش نزد مسلمانان وقف خدمت به علوم قرآنی، سنت و تمام ملزومات آن از اصول فقه، فقه، علم کلام و همچنین زبان و علوم زبانی و علم خط عربی و غیره شد.


وجود مذاهب فقهی و اعتقادی مختلف در عصر تدوین اولیه اتفاقی نبود، بلکه به دلیل نیاز بود و نیاز مادر اختراع است و نیاز مستلزم جمع آوری و تدوین این علوم بود که مهمترین آنها علوم قرآن، سنت، فقه، اصول و زبان بود.


وجود نهضت فکری، اول بودن خلافت در جهان، اهتمام خلفا به علم و علما، وجود علمای نابغه و طلاب علم، کشف کاغذ و تدوین و کتابخانه ها همگی به جمع آوری سنت و زبان، نسخه برداری از ده ها هزار مصحف در جهان اسلام و حفظ قرآن در سینه ها کمک کرد که منجر به حفظ قرآن شد و همچنین سنت تدوین و علوم سنت مانند اصطلاح حدیث، علم رجال و طبقات وجود داشت و سنت از دسیسه، دروغ و توهم پاکسازی شد و بدین ترتیب سنت با تدوین و تمایز صحیح و ضعیف از آن حفظ شد.


این امور را با آنچه برای ادیان قبلی مانند یهودیت و مسیحیت از ضایع شدن کتاب‌هایشان اتفاق افتاد مقایسه کنید، جایی که پیروان آنها عذاب شدند، کشته شدند و در زمین آواره شدند، به طوری که تورات، انجیل و روایات از موسی و عیسی (علیهما السلام) ضایع شد و فرایند انتقال، نوشتن و مستندسازی آنچه این پیامبران آورده‌اند به صورت کتبی و شفاهی مشکوک به صحت است، حتی نزد پیروان این ادیان نیز در عقاید و احکام خود شک و اختلاف دارند و به همین دلیل با هم درگیر شده و به فرقه‌های مختلف تقسیم شده‌اند، اما دلیل اصلی این است که خداوند این ادیان و کتاب‌ها را برای حفظ و انتقال به نسل بعد آماده نکرده است، زیرا دولتی وجود ندارد که از آنها محافظت کند و علما و داعیان این ادیان را ترفیع و تشویق کند!


اما آنچه برای مسلمانان و اسلام اتفاق افتاده است کاملاً متفاوت است، زیرا خداوند اسباب و ابزارهای این حفظ را از نسل صحابه، تابعین و پس از آنها تا به امروز آسان کرده است و این تفاوت بین قرآن و سنت و سایر کتب ادیان پیشین است و این امری است که بسیاری از علما، متفکران و نویسندگان از آن غافل هستند و کسی را نمی یابید که توجه را به آن و اهمیت دولت به عنوان راهی برای حفظ دین و اصل اسلامی جلب کند!


سپاس خدا را به خاطر حفظ کتاب و سنت پیامبرش توسط صحابه و پس از آنها در سایه دولت خلافت عزیز و مقتدر در زمین، تا قرآن، سنت و علوم آن تا روز قیامت بدون شک محفوظ و منتقل شود.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.