سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"
نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک
قسمت سوم: برپایی خلافت از مقاصد بزرگ شریعت ج1
خلافت فراتر از آن، تحقق مقاصد بزرگ شریعت از برپایی قسط، احقاق حق مظلومان و اجرای احکام خداوند است. جزیری رحمه الله می گوید: «(ائمه رحمهم الله تعالی بر این امر متفق هستند که امامت فرض است و برای مسلمانان امامی لازم است که شعائر دین را برپا دارد و حق مظلومان را از ظالمان بستاند و جایز نیست که در یک زمان در تمام دنیا دو امام برای مسلمانان وجود داشته باشد، نه با هم موافق باشند و نه مخالف1)». جرجانی می گوید: (نصب امام از کامل ترین مصالح مسلمانان و بزرگترین مقاصد دین است2). علامه ابن تیمیه رحمه الله تعالی می گوید3: "باید دانست که ولایت امر مردم از بزرگترین واجبات دین است، بلکه دین و دنیا جز با آن برپا نمی شود.".. و دکتر ضیاء الدین الرئیس می گوید4: «خلافت مهمترین منصب دینی است و به همه مسلمانان مربوط می شود و شریعت اسلامی تصریح کرده است که برپایی خلافت یک فرض اساسی از فروض دین است، بلکه بزرگترین فرض است، زیرا اجرای سایر فروض به آن وابسته است». ه .
پس اگر در نظر داشته باشیم که معنای خلافت عبارت است از: قرار دادن احکام شرعی در مقام اجرا و پاسداری از آن اجرا، زیرا شرع هر امری از امور انسان، امت و دولت را با احکام شرعی احاطه کرده است و قرار دادن آن در زندگی را از بزرگترین مقاصد دین قرار داده است و به همین دلیل کتاب نازل شده و رسول فرستاده شده است و از این رو شارع، سلطه اجرای این احکام شرعی را برای امت قرار داده است و به او دستور داده است که با خلیفه ای بیعت کند که آن احکام را در آن برپا دارد و با این کار خلافت برپا می شود؛ پس چگونه ممکن است خلافت از بزرگترین مقاصد دین نباشد؟
و وظیفه آن عبارت است از رعایت مصالح و امور امت با احکام اسلام، رساندن دعوت اسلامی و پاسداری از امت.
اصل دین: عقیده ای است که به آن اعتقاد داریم و اوامر و نواهی ای که از عقیده نشأت می گیرند و زندگی ما را اداره می کنند و خداوند متعال اوامر و نواهی را نازل کرد تا مردم به قسط برخیزند و اعمال، معیارها، اعتقادات و داوری هایشان مطابق نظام الهی باشد و مردم در هیچ امری از امور زندگی خود بیهوده رها نشدند، ﴿آیا انسان گمان می کند که بیهوده رها می شود﴾ [قیامت: 36]، و "السُّدَى" یعنی کسی که امر و نهی نمی شود، بلکه خداوند در هر امری حکمی نازل کرده است که مردم به قسط برنمی خیزند و به حق داوری نمی کنند و کار درستی که باید انجام دهند را انجام نمی دهند، مگر با پایبندی به آن امر از جانب خداوند: خداوند متعال فرمود: ﴿و برای هر امتی رسولی است، پس چون رسولشان بیاید، میانشان به داد داوری شود و ستم نبینند﴾ [یونس: 47]، ﴿به یقین پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو را نازل کردیم تا مردم به قسط برخیزند﴾ [حدید: 25]، و قول خداوند، ﴿به یقین﴾: لام واقع در جواب قسم محذوف است و لام در قول خداوند ﴿تا مردم به قسط برخیزند﴾ لام تعلیل است، پس یکی از مهمترین مقاصد کلی از نازل کردن دلایل آشکار همراه با رسولان این است که مردم به قسط مطابق احکامی که همراه با این رسولان و پیامبران نازل شده است، برخیزند.
بدان که هیچ آیه ای در قرآن به صورت تعلیل برای تشریع شریعت وجود ندارد، بلکه آیات مقاصد، اهداف و نتیجه ای که از فرستادن رسولان حاصل می شود و نازل کردن کتاب ها و حکمت از تشریع شریعت را بیان می کنند و آن مانند قول خداوند متعال است: ﴿و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم﴾ و قول خداوند متعال: ﴿و از قرآن چیزی را فرو می فرستیم که برای مؤمنان شفا و رحمت است﴾ و قول خداوند متعال: ﴿و جن و انس را جز برای آن نیافریدم که مرا بپرستند﴾، ﴿و ما قرآن را بر تو نازل نکردیم جز برای آنکه آنچه را در آن اختلاف دارند برای آنان روشن کنی و هدایت و رحمتی برای گروهی که ایمان می آورند﴾، ﴿به یقین پیامبران خود را با دلایل آشکار فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو را نازل کردیم تا مردم به قسط برخیزند﴾ [حدید: 25]، ﴿مردم یک امت بودند، پس خداوند پیامبران را نوید دهنده و بیم دهنده برانگیخت و با آنان کتاب را به حق نازل کرد تا میان مردم در آنچه در آن اختلاف داشتند داوری کند﴾ [بقره: 213]، زیرا علت با معلول وجوداً و عدماً دور می زند، پس اینکه رسول ﷺ رحمت است و اینکه قرآن شفا و رحمت است، همه اینها دلالت می کند بر اینکه شریعت رحمتی برای بندگان آمده است، جز اینکه اینکه شریعت رحمتی آمده است، نتیجه ای است که بر شریعت مترتب می شود و نه انگیزه (علت) تشریع آن، یعنی خداوند سبحانه و تعالی به ما خبر داده است که حکمت او از تشریع شریعت این است که نتیجه آن این باشد که رحمتی برای بندگان باشد، نه اینکه آنچه باعث تشریع آن شده است، این است که رحمت است و بر این اساس اینکه شریعت رحمتی برای مردم است، غایت شارع است که از تشریع شریعت به آن هدف دارد و نه سببی که به خاطر آن تشریع شده است، به شخصیت اسلامی جلد سوم، تقی الدین نبهانی، باب: مقاصد شریعت مراجعه کنید.
بنابراین این آیات که مقاصد و اهداف شریعت را برای ما بیان می کنند، از اینکه عدالت و قسط حاکم شود و کتاب در زندگی مردم حکومت کند، غایت نزول شریعت و مقصود آن را برای ما بیان می کنند و می توانیم بگوییم: اینها مقاصد کلی بزرگ شریعت هستند: برپایی عدالت، منع ظلم، تحکیم شریعت، رحمت، عبادت، هدایت و بیان احکام، ...
1- الفقه علی المذاهب الأربعة " عبدالرحمن الجزیری ج5/ص416:
2- شرح المواقف للجرجانی
3- مجموع الفتاوى: 28ص 390
4- در کتاب اسلام و خلافت ص99