سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" - نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 4
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" - نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 4

دانشمندان اهداف هشتگانه ضروری برای انسان را استنباط کرده اند که عبارتند از: حفظ جان، مال، دین، عقل و نسل، حفظ دولت، حفظ امنیت و حفظ کرامت انسانی. و می توانیم اهداف بزرگتر استنباط شده از این آیات را به آن اضافه کنیم: برپایی عدالت، حاکمیت شریعت، رحمت، عبادت، هدایت و بیان احکام.

0:00 0:00
Speed:
July 03, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" - نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - قسمت 4

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک

قسمت چهارم: برپایی خلافت از اهداف بزرگ شریعت ج2

دانشمندان اهداف هشتگانه1 ضروری برای انسان را استنباط کرده اند که عبارتند از: حفظ جان، مال، دین، عقل و نسل، حفظ دولت، حفظ امنیت و حفظ کرامت انسانی. و می توانیم اهداف بزرگتر استنباط شده از این آیات را به آن اضافه کنیم: برپایی عدالت، حاکمیت شریعت، رحمت، عبادت، هدایت و بیان احکام.

پس دین: نازل شده است تا نظام زندگی باشد که مردم احکام آن را در زندگی خود به طور وجوبی حاکم کنند2، ﴿كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ﴾ [بقره: 213]، و لام در قول خداوند ﴿لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ﴾ لام تعلیل است، پس یکی از مهمترین اهداف کلی از بعثت پیامبران و همراه آنان بشارت و انذار این است که کتاب بین مردم حکومت کند تا معیشت آنان را اصلاح کند و حق و عدل در هر شأنی از شئون زندگی آنان حاکم شود!، بنابراین، اجرای این احکام در واقعیت زندگی، هدف بزرگتر شریعت، هدف فرستادن رسول ﷺ و هدف نزول کتاب است! و اساس دین محکم، و برپایی آن در زندگی مردم، از واجب ترین واجبات است، پس برپایی دولت اسلامی، یعنی دولت خلافت، راهی است که از طریق آن اهدافی که خداوند رسول ﷺ را برای آن فرستاده است و کتاب را برای آن نازل کرده است، محقق می شود!

و الا اسلام یک فلسفه خیالی نیست، بلکه نازل شده است تا اجرا شود و حکومت کند، و مقرر شده است که این احکام فقط از طریق دولتی که بر آنان حکمرانی می کند3 در زندگی مسلمانان برپا می شود، دولتی که از نظام حکومتی مقرر شرعی پیروی می کند که رسول خدا ﷺ آن را دولت خلافت نامیده است4، و آن را واقعاً برپا کرد، و دستگاه ها و قوانین آن را برپا کرد، پس دولتی عملاً وجود داشت، و هیچ کاری از سوی صحابه در قبال آن جز این نبود که آنچه را که سرور آفرینش ﷺ در مورد آن شروع کرده بود، ادامه دهند، پس آن دولت پایه های خود را از فعل رسول خدا ﷺ و از احکامی که بیشتر قرآن و سنت را تشکیل می دهند، گرفته است، احکامی که نازل شده اند تا از طریق آن اجرا شوند، و صحابه با اجماع بر فرضیت آن اتفاق نظر داشتند، و فرضیت آن به طور متواتر معنوی نقل شده است، و کسی وجود و حکم و دستگاه های چنین دولتی را نادیده نمی گیرد، یا می گوید که آن یک نظام بشری غیر لازم است، مگر نادان!

1- امام شاطبی پنج هدف ضروری را استنباط کرد: حفظ جان، مال، دین، عقل و نسل، و امام تقی الدین نبهانی هدف حفظ امنیت، هدف حفظ دولت و هدف حفظ کرامت انسانی را با استنباط آن از طریق تشدید مجازات برای مرتکب جرم شرعی افزود، پس کسی که با سلاح علیه دولت خروج می کند، باید با او جنگید، و کسی که عصای اطاعت را می شکند و با خلیفه دومی بیعت می کند، کشته می شود، و سایر احکام و تفصیلات در کتاب شخصیت اسلامی جلد سوم بررسی شود، پس اهداف ضروری هشتگانه شد.

2- فرض نماز و فرض زکات از بزرگترین فرائض اسلام است، اما فرض بدون اجرا، مستوجب مجازات شدید است، زیرا فرائض و سایر احکام فقط برای اجرا و عمل به آنها نازل شده اند، پس اسلام یک فلسفه خیالی یا جمهوری های فاضله نیست، بلکه احکامی است که برای اجرا نازل شده اند، و دولت در اسلام برپا شده است، و خلافت از سوی شارع فرض شده است، زیرا از طریق آن اجرای سایر فرائض و واجبات و احکام صورت می گیرد، بلکه بیش از 90 درصد از احکام اسلام! و ابوبکر رضی الله عنه این را به درستی فهمید، زیرا گفت: به خدا قسم با کسی که بین نماز و زکات فرق بگذارد می جنگم، زیرا زکات حق مال است، و به خدا قسم اگر یک افسار شتر را که به رسول خدا می دادند، از من دریغ کنند، برای جلوگیری از آن با آنان می جنگم. پس به عنوان خلیفه مسلمانان با کسی که از دادن زکات خودداری کرد، جنگید، پس زکات باید به او یعنی به سلطان پرداخت شود!

3- به کتاب ما مراجعه کنید: آیا رسول خدا ﷺ روشی برای برپایی دولت اسلامی تعیین کرده است، در آن تفصیل و استدلال محکمی وجود دارد بر اینکه رسول خدا ﷺ برای ایجاد دولت تلاش می کرد، و ابن تیمیه در کتاب سیاست شرعیه ص 114 و مجموع الفتاوی ج 28/ ص 390 می گوید: باید دانست که والیان امر مردم از بزرگترین واجبات دین هستند، بلکه دین جز با آنان برپا نمی شود، زیرا مصالح بنی آدم جز با اجتماع برآورده نمی شود، زیرا برخی به برخی دیگر نیاز دارند و هنگام اجتماع ناگزیر به رئیس نیاز دارند. و دکتر ضیاء الدین الریس در کتاب خود اسلام و خلافت ص 99 گفت: "خلافت مهمترین منصب دینی است و برای همه مسلمانان اهمیت دارد، و شریعت اسلامی تصریح کرده است که برپایی خلافت یک فرض اساسی از فرائض دین است، بلکه بزرگترین فرض است زیرا اجرای سایر فرائض به آن بستگی دارد" نگاه کنید به: تنبيه الغافلين وإعلام الحائرين بأن إعادة الخلافة من أعظم واجبات هذا الدين برای شیخ علی بن حاج.

4- در سنن ابی داوود و آلبانی آن را تصحیح کرده است: «أحمد بن صالح برای ما حدیث گفت، اسد بن موسی برای ما حدیث گفت، معاویه بن صالح برای ما حدیث گفت، ضمره برای من حدیث گفت که ابن زغب ایادی برای او حدیث گفت که عبدالله بن حواله ازدی بر من نازل شد و به من گفت: رسول خدا ﷺ ما را فرستاد تا با پای پیاده غنیمت بگیریم، پس برگشتیم و چیزی به دست نیاوردیم و در چهره های ما سختی را دید، پس در میان ما برخاست و گفت: خدایا آنان را به من وامگذار که ناتوان شوم و آنان را به خودشان وامگذار که از آن عاجز شوند و آنان را به مردم وامگذار که بر آنان ترجیح دهند، سپس دست خود را بر سر من گذاشت یا گفت بر فرق سرم گذاشت، سپس گفت: ای پسر حواله هرگاه دیدی که خلافت به سرزمین مقدس نازل شده است، پس زلزله ها و آشوب ها و امور بزرگ نزدیک شده است و قیامت در آن روز از این دست من به سرت نزدیکتر است، ابو داوود گفت: عبدالله بن حواله حمصی»؛ و مسلم گفت: «هداب بن خالد ازدی برای ما حدیث گفت، حماد بن سلمه از سماک بن حرب برای ما حدیث گفت که گفت: شنیدم جابر بن سمره می گوید: شنیدم رسول خدا ﷺ می فرماید: "اسلام تا دوازده خلیفه عزیز خواهد بود»؛ از عرباض بن ساریه روایت شده است که گفت: «سپس رسول خدا ﷺ یک روز پس از نماز صبح ما را موعظه بلیغی کرد که از آن چشم ها اشک ریخت و دل ها لرزید، پس مردی گفت: این موعظه وداع است، پس ای رسول خدا چه چیزی را به ما سفارش می کنید؟ فرمود: شما را به تقوای خدا و شنیدن و اطاعت کردن سفارش می کنم، اگرچه بنده حبشی باشد، زیرا هر کس از شما زنده بماند، اختلاف زیادی خواهد دید، و از امور نوپدید بپرهیزید زیرا آن گمراهی است، پس هر کس از شما آن را درک کرد، پس بر شما باد به سنت من و سنت خلفای راشدین مهدیین، آن را با دندان های آسیاب بگیرید»؛ و مسلم از فرات قزاز از ابی حازم روایت کرده است که گفت: «پنج سال با ابو هریره همنشین بودم، پس شنیدم که از پیامبر ﷺ حدیث می گفت: "بنی اسرائیل را پیامبران رهبری می کردند، هرگاه پیامبری می مرد، پیامبر دیگری جانشین او می شد، و پس از من پیامبری نیست و خلفایی خواهند بود که بسیارند، گفتند پس به ما چه دستور می دهی؟ فرمود به بیعت اول به اول وفا کنید و حقشان را بدهید، زیرا خداوند از آنان در مورد آنچه به آنان سپرده است سوال خواهد کرد»؛ «نبوت در میان شما خواهد بود تا زمانی که خداوند بخواهد، سپس خداوند آن را هرگاه بخواهد برمی دارد، سپس خلافت بر منهج نبوت خواهد بود، پس خواهد بود تا زمانی که خداوند بخواهد، سپس خداوند آن را هرگاه بخواهد برمی دارد، سپس پادشاهی گزنده خواهد بود، پس خواهد بود تا زمانی که خداوند بخواهد، سپس خداوند آن را هرگاه بخواهد برمی دارد، سپس پادشاهی جبری خواهد بود، پس خواهد بود تا زمانی که خداوند بخواهد، سپس آن را هرگاه بخواهد برمی دارد، سپس خلافت بر منهج نبوت خواهد بود، سپس سکوت کرد». و این حدیث حسن است، احمد آن را (30/355 حدیث 18406)، و بزار و طبرانی در الاوسط (6577) تخریج کرده اند و سند احمد حسن است و داود بن ابراهیم واسطی در آن است که طیالسی از او روایت کرده است و او را توثیق کرده است و ابن حبان او را در الثقات ذکر کرده است. و حدیث را همچنین طیالسی و بیهقی در منهاج النبوه و طبری روایت کرده اند، و حدیث را آلبانی در السلسلة الصحیحة تصحیح کرده است و ارناؤوط آن را حسن دانسته است و حدیث شاهدی از سفینه رضی الله عنه دارد که گفت: رسول خدا ﷺ فرمود: «خلافت در امت من سی سال است، سپس پس از آن پادشاهی است». سپس سفینه گفت: خلافت ابوبکر را برای خود نگه دار، سپس گفت: و خلافت عمر و خلافت عثمان، سپس به من گفت: خلافت علی را نگه دار، گفت: پس آن را سی سال یافتیم. احمد آن را روایت کرده است و ارناؤوط آن را حسن دانسته است. و امام احمد از حذیفه رضی الله عنه روایت کرده است که گفت: "نبوت رفت و خلافت بر منهج نبوت بود". و ارناؤوط آن را تصحیح کرده است.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.