سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - ح75
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - ح75

 

0:00 0:00
Speed:
September 12, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه - ابو مالک - ح75

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

نوشته نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک

قسمت هفتاد و پنجم: قانون اساسی، قانون اساسی، قوانین اداری و جنایی – ج2

برای انجام مقایسه، ما سیستم های حکومتی عرفی را بررسی کرده و آنها را با احکام شرعی مربوط به دولت اسلامی مقایسه کردیم و هدف ما این است که نشان دهیم احکام شرعی به تفصیل احکام مربوط به دولت را که اساس نظام خلافت را تشکیل می دهد، تبیین کرده است، تا با این کار نشان دهیم که نظام خلافت، نظامی الهی است. همچنین برتری و تعالی نظام اسلام را بر نظام های عرفی در زمینه دولت و سازماندهی آن خواهیم یافت. بنابراین، ما سیستم های حکومتی عرفی را از نظر سیستم های سیاسی که شکل دولت، مسئولیت های آن و حاکمیت را برای چه کسی تعیین می کند، بررسی کردیم؟ و بقیه سوالاتی که بر اساس آن دولت رنگ خاصی به خود می گیرد، و ما از این مفاهیم آنچه را که عام است و به عنوان احکام قانون اساسی توسط حزب التحریر در پیش نویس قانون اساسی دولت اسلامی1 تدوین شده است، حذف کردیم، اما احکام تفصیلی در کتب فقه و قضا پر شده است، که یک ثروت فکری گرانبها را تشکیل می دهد که در تاریخ بشر بی نظیر است!

و دیدیم که آن دولت های مبتنی بر قوانین: یعنی دولت قانونی2، که سیستم های مشروطه3 نامیده می شوند، در آن دولت "قانون اساسی"4 را وضع می کند، یعنی قانونی که بر نظام ها و موسسات سیاسی اعمال می شود و قانونی است که دولت در زندگی سیاسی خود بر اساس آن عمل می کند. و سپس قانون اساسی5، یعنی سند قانون اساسی ویژه یک دولت خاص که شامل احکام دولت و سازمان سیاسی آن، به ویژه سازماندهی قوه مقننه و ارتباط آن با قوه مجریه و حقوق افراد و آزادی های عمومی آنها است، و در مقابل قانون اساسی، قانون خصوصی وجود دارد، و رابطه قانون اساسی با قانون خصوصی نسبتاً ضعیف است، زیرا اولی به نظام حکومت در دولت و شکل و قدرت آن اهمیت می دهد، در حالی که دومی به روابط بین افراد و اشخاص حقوقی خصوصی و دولت به عنوان یک شخص عادی و نه به عنوان صاحب قدرت عمومی و حاکمیت اهمیت می دهد.6

همانطور که توجه می کنید، این ایده ها مربوط به شکل کلی دولت و نظام آن، و قدرت ها و نحوه حفظ آن است، از اینجا، می توانیم بین نظام حکومت در اسلام و سیستم های عرفی، از نظر قانون اساسی و قوانین اساسی آنها تمایز قائل شویم، و بحث در مورد قوانین خصوصی، یعنی قوانینی که روابط افراد را تنظیم می کند و رفتار آنها را تنظیم می کند، تا کمی بعد به خواست خدا به تعویق خواهیم انداخت.

همانطور که کمی قبل اشاره کردیم، متوجه وجود ایده های تفصیلی در قرآن و سنت می شویم که به این ایده ها می پردازد،

1- نگاه کنید به: پیش نویس قانون اساسی دولت خلافت حزب التحریر. و نگاه کنید به: مقدمه قانون اساسی یا دلایل توجیهی آن - بخش اول، مقدمه قانون اساسی یا دلایل توجیهی آن - بخش دوم، از انتشارات حزب التحریر.

2- مولفه های دولت قانونی: اصل تفکیک قوا (که یک اصل گمراه کننده است که در واقعیت صدق نمی کند، زیرا قدرت ها به شدت در همه نظام های دموکراتیک تداخل دارند، زیرا حزب حاکم بالاترین درصد آرا را در انتخابات پارلمانی به دست می آورد، و از این رو دولت را تشکیل می دهد، در اینجا قوه مقننه (پارلمان) با قوه مجریه (دولت) تداخل می کند و به همین ترتیب ده ها مثال خواهید یافت که تثبیت عدم تفکیک قوا را نشان می دهد!)، نظارت بر قانون اساسی بودن قوانین، و نظارت بر اقدامات اداری.

3- نظام مشروطه به معنای آن نظام آزاد، یعنی حکومت مشروطه در دولت است. نگاه کنید به انجمن حقوقدانان.

4- قانون اساسی مجموعه ای از اصول و احکام و قواعدی است که به مبانی که دولت بر اساس آن بنا شده است و همچنین به سازماندهی حکومت و سیر آن در داخل مربوط می شود و این اصول و قواعد و احکام مهمترین داده های قانونی مربوط به حکومت در داخل دولت را تشکیل می دهند. این داده ها اغلب در یک سند مکتوب یعنی قانون اساسی به دلیل ویژگی های شکلی و محتوای آن وجود دارد. بنابراین قانون اساسی مجموعه ای از قواعد حقوقی اساسی است که موارد زیر را توضیح می دهد:-

1- مبانی که نظام حکومت در دولت بر آن استوار است. (منبع حاکمیت: شرعی، فردی، اقلیت، مردم...)، 

2- چه کسی حکومت می کند؟ (خلیفه؟ نخست وزیر؟ پادشاه؟) و چگونه حکومت می کند؟ (خلافت، حکومت های پادشاهی یا جمهوری) و نحوه انتخاب رئیس دولت (بیعت، انتخابات مستقیم...)،

3- مسئولیت های حکومت و دامنه این مسئولیت ها و اختیارات آن و محدودیت های آن. (تمرکز قدرت یا توزیع آن بین حاکمان (حکومت های مطلقه یا مقید) میزان تبعیت از قانون (دولت فراتر از قانون، استبدادی، قانونی)

4- وظایف و حقوق حکومت شوندگان و نحوه انجام وظایف خود و تضمین دستیابی به حقوق خود.

اصطلاح "قانون اساسی" در اوایل قرن بیستم در کشورهای عربی ظاهر شد، اما در غرب در قرن هجدهم در ایتالیا ظاهر شد و به طور رسمی در سال 1834 در فرانسه توسط وزیر آموزش و پرورش در زمان حکومت "لوئیس فیلیپ جیسو" ظاهر شد که تصمیم گرفت اولین کرسی با نام قانون اساسی را در دانشکده حقوق در پاریس با هدف تدریس احکام قانون اساسی فرانسه در سال 1930 ایجاد کند، نگاه کنید به: ویکی‌پدیا.

5- قانون اساسی بالاترین قانون است که قواعد اساسی شکل دولت (ساده یا مرکب) و نظام حکومت (خلافت، سلطنتی یا جمهوری...) و شکل دولت (ریاستی یا پارلمانی...) را تعیین می کند و قدرت های عمومی در آن را از نظر ترکیب و صلاحیت و روابط بین قدرت ها و حدود هر قدرت و وظایف و حقوق اساسی افراد و گروه ها را تنظیم می کند و تضمین هایی را برای آنها در برابر قدرت قرار می دهد. نگاه کنید به: ویکی‌پدیا

و قانون اداری: نقش آن محدود به اجرای اصول و قواعد قانون اساسی است، و قانون اساسی با قانون کیفری ارتباط دارد که احکام خود را از قواعد و اصول قانون اساسی می گیرد و هدف آن حمایت از نظام حکومت به طور کلی از تعرض افراد یا حاکمان است. 

6- نگاه کنید به انجمن حقوقدانان

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.