سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - قسمت 77
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - قسمت 77

دکتر عبدالوهاب المسیری (رحمه الله) تفاوت فاحشی را بین تئوریزه کردن تعاریف خیالی و گلگون از سکولاریسم، و واقعیت سکولاریسم و ​​سرنوشت آن لمس می کند. تعریف سکولاریسم به عنوان "جدایی دین از دولت" در اواخر قرن نوزدهم میلادی معتبر بود.

0:00 0:00
Speed:
September 14, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - قسمت 77

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

اثر نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک

قسمت هفتاد و هفتم: دولت سکولار بر اثر سکته سرمایه داری می میرد – قسمت 1

دکتر عبدالوهاب المسیری (رحمه الله) تفاوت فاحشی را بین تئوریزه کردن تعاریف خیالی و گلگون از سکولاریسم1، و واقعیت سکولاریسم و ​​سرنوشت آن لمس می کند. تعریف سکولاریسم به عنوان "جدایی دین از دولت" در اواخر قرن نوزدهم میلادی معتبر بود، و تصور می شد که این فرآیند جداسازی ناگزیر به آزادی، دموکراسی و حل مشکلات جامعه منجر می شود، و صلح در زمین حکمفرما می شود و محبت، برادری و تسامح گسترش می یابد. اما کلمه "دولت" همانطور که در تعریف فوق ذکر شد، دارای محتوای تاریخی و تمدنی مشخصی است، به این معنی که در درجه اول نهادها و رویه های سیاسی و اقتصادی مستقیم را شامل می شود، و بسیاری از حوزه های زندگی همچنان خارج از کنترل دولت باقی می ماند، که توسط گروه های محلی مختلف، با شروع از نظام های دینی و اخلاقی مختلف خود، اداره می شد. به عنوان مثال، نظام آموزشی هنوز تحت کنترل دولت نبود، همچنین چیزی که من آن را "بخش لذت" می نامم (سینما، آژانس های مسافرتی و اشکال مختلف سرگرمی مانند تلویزیون) هنوز ظاهر نشده بود. و رسانه ها از قدرت و سلطه ای که در حال حاضر از آن برخوردار هستند، برخوردار نبودند. و عملیات اقتصادی به عظمت و فراگیری که اکنون دارند، نرسیده بودند. همه اینها در واقع به این معنی است که فضای زندگی خصوصی بسیار گسترده بود و تا حد زیادی از عملیات سکولاریزاسیون در امان ماند.

مشاهده می شود که تعریف سکولاریسم به عنوان جدایی دین از دولت در مورد زندگی خصوصی انسان و پرسش های بزرگ هستی مانند هدف از وجود، تولد و مرگ سکوت می کند، و به مشکل مرجعیت و نظام ارزشی که اعضای یک جامعه می توانند به آن مراجعه کنند، نمی پردازد.

اما تحولاتی رخ داد که تعریف گلگون قدیمی را به حاشیه راند، از جمله غول پیکر شدن و توسعه دولت و توسعه نهادهای "امنیتی و تربیتی" مختلف با ماهیت اختاپوسی که می تواند به همه افراد و همه حوزه های زندگی برسد، سپس رسانه ها نیز غول پیکر و توسعه یافتند و قادر به دسترسی به فرد در هر مکان و زمان، و مداخله در تعریف او از خود و در شکل دادن به تصویر او از خود، و در مداخله در صمیمی ترین حریم خصوصی زندگی او و زندگی فرزندانش، و در شکل دادن به رویاها و ناخودآگاه آنها شدند. و بازار نیز دیگر بازار نیست، بلکه به یک نهاد اختاپوسی تبدیل شده است که بر رسانه ها و همه حوزه های زندگی تسلط دارد و دیدگاه های مردم را هدایت می کند و رویاها و انتظارات آنها را بازسازی می کند. همه اینها منجر به تضییق و زوال - و گاهی اوقات ناپدید شدن - زندگی خصوصی شده است. در این چارچوب، چگونه می توان در مورد جدایی دین از دولت صحبت کرد؟! آیا شایسته تر نیست که در مورد سلطه دولت، بازار و رسانه ها، نه تنها بر دین، بلکه بر زندگی عمومی و خصوصی انسان صحبت کنیم. به همین دلیل، متوجه شدم که چاره ای جز بازتعریف سکولاریسم با شروع از مطالعه آنچه در واقعیت محقق شده است، نه از تعریف لغوی، وجود ندارد، به طوری که تعریف جدید بیشتر جنبه های واقعیتی را که سکولاریزه شده است، در بر گیرد.

سکولاریسمی که در واقعیت محقق شده است به این معنی است که یک گذار از انسانی به طبیعی مادی وجود دارد، یعنی از تمرکز بر انسان به تمرکز بر طبیعت، یعنی گذار از پرستش انسان و تسلیم طبیعت، به پرستش طبیعت و اطاعت انسان از آن و قوانین و جبرهای آن، به این معنی که این سکولاریسم سقوط در فلسفه مادی است. "سکولاریسم جامع" یک دیدگاه جامع از جهان در تمام سطوح و حوزه های آن است، نه تنها دین را از دولت و برخی جنبه های زندگی عمومی جدا می کند، بلکه همه ارزش های انسانی، اخلاقی و دینی را از تمام جنبه های زندگی عمومی در ابتدا جدا می کند، سپس از تمام جنبه های زندگی خصوصی در پایان، تا اینکه قداست به طور کامل از جهان سلب شود، به طوری که جهان (انسان و طبیعت) به ماده مصرفی تبدیل شود.

جهان از منظر سکولاریسم جامع (همانند فلسفه مادی) تابع قوانین مادی نهفته در آن است که بین انسان و سایر موجودات تفاوتی قائل نیست. همه اینها به معنای سلب قداست از طبیعت و انسان و تبدیل آنها به ماده مصرفی است که قوی از آن به نفع خود استفاده می کند.

و سکولاریسم جامع به طور طبیعی به هیچ معیار، مطلق یا کلیتی اعتقاد ندارد، زیرا تنها به نسبیت مطلق اعتقاد دارد، زیرا در غیاب معیارهایی که از نفس انسان فراتر می روند، یک مکانیسم برای حل منازعه ظاهر می شود و آن قدرت است، بنابراین می بینیم که بقا برای قوی تر است، و شاید نظام داروینستی منازعه ای نزدیک ترین نظام به مدل سکولاریسم جامع باشد.

و سکولاریسم یک پدیده اجتماعی یا سیاسی مشخص و واضح با ویژگی های مشخص نیست که از طریق مکانیسم های واضح انجام شود (مانند ترویج اباحی گری) که بتوان آن را به دقت و سادگی مشخص کرد، همچنین - همانطور که برخی تصور می کنند - یک ایدئولوژی نیست و حتی مجموعه ای از ایده هایی که توسط برخی از متفکران سکولار غربی تدوین شده است (و این ایده ها در اروپا به دلیل ماهیت مسیحیت به وجود آمده است) به عنوان یک عقیده که دین را از دولت جدا می کند و آنچه را که متعلق به قیصر است به قیصر و آنچه را که متعلق به خداست به خدا می دهد. 

کسی که پدیده سکولاریسم را به عنوان مجموعه ای از ایده های مشخص و اقدامات واضح مطالعه می کند، بسیاری از جنبه های آن را نادیده می گیرد و بنابراین در رصد آن ناکام می ماند، اصطلاح "سکولاریسم" همانطور که رایج است، تنها به این جنبه های واضح و آشکاری که به آنها اشاره کردیم، اشاره دارد، بنابراین دال کوتاهی برای احاطه بر مدلول خود است. و نظر شما در مورد این ستاره سینمایی گمنام (یا درخشان) که از خاطرات کودکی و فلسفه خود در زندگی و تعداد دفعاتی که ازدواج کرده و تجربیات متنوع خود با همسرانش صحبت می کند، چیست، سپس روزنامه ها این اخبار را منتشر می کنند، گویی که تمام حکمت است! و شاید توصیف سخنان این ستاره به عنوان مغایر با اخلاق یا سلیقه عمومی توصیفی دقیق باشد، اما با این وجود، نقشی را که این ستاره و ایده هایش در بازسازی دیدگاه انسان از خود و تصور او از خود و جهان به طور ناخودآگاه، شاید از سوی خود و از سوی گیرنده با هم، ایفا می کنند، نشان نمی دهد. خلاصه به پایان رسید.2

1- [و همچنین می گوییم: و برای دموکراسی]

2- بین سکولاریسم جزئی و سکولاریسم جامع، دکتر عبدالوهاب المسیری. وب سایت الجزیره نت.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.