سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" - نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - ح8
سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" - نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - ح8

فرض کن خواستگاری بسیار فاسق به خواستگاری دختر همسایه شما آمده است و شما فسق او را می‌دانید و آنها نمی‌دانند، آیا سکوت شما در مورد اخلاق او و عدم اقدام به اطلاع دادن به آنها از آنچه می‌دانید، جنایتی در حق نامزد و خانواده‌اش و خیانت به آنها نیست؟ با این حال، خیانت بزرگتر است اگر یقیناً بدانید که مجرمی قصد تعرض به ناموس آنها را با زور دارد و شما به آنها اطلاع ندهید تا احتیاط کنند! اگر این اتفاق بیفتد و جنایت رخ دهد، شکی نیست که شما در گناه آن سهمی دارید فقط به خاطر سکوت و عدم تحرک!

0:00 0:00
Speed:
July 07, 2025

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی" - نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک - ح8

سلسله "خلافت و امامت در اندیشه اسلامی"

نویسنده و متفکر ثائر سلامه – ابو مالک

قسمت هشتم: بترس از اینکه به خدا و رسولش و امت اسلام خیانت کنی در حالی که نمیدانی!

فرض کن خواستگاری بسیار فاسق به خواستگاری دختر همسایه شما آمده است و شما فسق او را می‌دانید و آنها نمی‌دانند، آیا سکوت شما در مورد اخلاق او و عدم اقدام به اطلاع دادن به آنها از آنچه می‌دانید، جنایتی در حق نامزد و خانواده‌اش و خیانت به آنها نیست1؟ با این حال، خیانت بزرگتر است اگر یقیناً بدانید که مجرمی قصد تعرض به ناموس آنها را با زور دارد و شما به آنها اطلاع ندهید تا احتیاط کنند! اگر این اتفاق بیفتد و جنایت رخ دهد، شکی نیست که شما در گناه آن سهمی دارید فقط به خاطر سکوت و عدم تحرک2!

کافی نیست که برای اینکه به خیانت متصف شوید، نیت شما خوب باشد و قصد آزار مردم را نداشته باشید، و دیگری این آزار را انجام داده باشد، بلکه واجب است که شما به سرعت اقدام کنید، در غیر این صورت از جایی که نمی دانید خائن خواهید بود!

عز بن عبدالسلام -رحمت خداوند بر او گسترده باد- فرمود: "هر کس در سرزمینی فرود آید که زنا در آن شایع باشد و برای مردم از حرمت ربا سخن بگوید، خیانت کرده است."

آیا غفلت از سخن گفتن درباره اجرای احکام خداوند در زمین، خیانت به خداوندی نیست که حکمی غیر از حکم خود را نپسندیده است؟ بنابراین، باید تلاش ها برای از بین بردن پلیدی حکم جنایتکاران سرسخت و حاکم کردن حکم خداوند معطوف شود تا از خیانت به خداوند مبرا شویم.

آیا غفلت از گفتار و عمل برای اجرای احکام خداوند در زمین، خیانت به رسولش نیست که شب و روز را با کار و تلاش و بیان حق و تحمل آزار و عذاب و توطئه‌ها به هم پیوند داد و با باطل جنگید و مبارزه کرد تا زمانی که دولت حق در زمین استوار شد و ارکان آن برقرار شد و عدالت برپا شد و ظلم محو شد، و او می‌فرماید: «همانا امام سپری (یعنی زرهی محافظ برای مسلمانان) است که از پشت او جنگیده می‌شود و به وسیله او از بدی ها دوری می شود»؟ چگونه است که این سپر شکسته شده است، آیا تلاش برای بازگرداندن آن به عنوان مانعی برای حفظ جان و ناموس امت واجب ترین واجبات نیست؟

آیا غفلت از گفتار و عمل برای اجرای احکام خداوند در زمین، خیانت به قرآنش نیست که جز برای اجرا نازل نشده است؟ نازل شده است تا حلال را حلال و حرام را حرام کند، نازل شده است تا شریعت و راه و روشی برای زندگی و داوری در هر اختلافی باشد، نازل شده است تا ترازوی عدالت را بین مردم برقرار کند تا با حاکمیت آن ظلمی نباشد، نازل شده است تا حقی باشد که خداوند آن را بر باطل افکنده و آن را نابود کرده است. آیا تلاش برای پرتاب باطل به آن تا آن را نابود کند و در نتیجه قرآن حاکم شود و باطل نابود شود، واجب ترین واجبات نیست؟

جنگ هایی که ما علیه جهان اسلام می بینیم که برخی از آنها گریبانگیر برخی دیگر می شوند، چیزی جز جنگ جهانی سوم نیست، اما این جنگی علیه یک امت است و نه جنگ بین امت ها، جنگی علیه اراده امتی است که خواهان رهایی است، جنگ نسل کشی علیه جهان اسلام است.

چه چیزی روسیه کینه توز، سردسته گمراهی و تروریسم، و جهان غرب حریص کافر را که هنوز با ذهنیت قرون وسطایی تاریک زندگی می کند، اینگونه آشکارا و کثیف بر جهان اسلام جری کرده است؟

و با تمام اشکال نسل کشی برنامه ریزی شده، مگر به دلیل آگاهی غرب از غیبت حامی و سپر محافظ امت اسلامی؟ خلافت،

یا به دلیل پراکندگی آنها و تبدیل شدن حاکمان آنها به چوپانانی برای منافع غرب کافر، در ازای بهایی اندک، یعنی کرسی های فرسوده، و این نتیجه حتمی غیبت امام یا خلیفه است!

و هیچ روزی پس از تخریب خلافتشان بر آنها نمی گذرد، مگر اینکه تیره و تار و سیاه و تاریک و آغشته به خون مسلمانان و ناموس آنها و غارت دارایی هایشان و تسلط اراذل و اوباش و طاغوت هایشان بر آنها و تجاوز به حریمشان و تسلط دشمنانشان باشد، در آن جز فریاد یتیمان و نوحه زنان عزادار و قهر مقهوران و ناله مظلومان و صدای شکم گرسنگان نمی شنوی، آیا بهترین امتی که برای مردم پدید آمده است را جز دوری از اجرای شریعت پروردگارش به این جایگاه شوم در میان مردم رسانده است؟

﴿و هر کس از یاد من روی گرداند، زندگی سختی خواهد داشت﴾!...

دشمنان امت در پیکر آن عمل کرده اند، و امت با رویگردانی از شریعت پروردگارش در پیکر خود بیماری ها و بلاها را به وجود آورده است، به طوری که سرطان در آن مانند آتش در علف خشک گسترش یافته است، پس هر سخنی در مورد علائم بیماری بدون درمان ریشه درد، جنایتی در حق بیمار است که سرطان را جز بدتر نمی کند، و هر عملی که در جهت درمان ریشه بلا نباشد، امت را یک وجب به حل مصیبت هایش نزدیک نمی کند، بلکه کیلومترها از آن دور می کند!

پس ای مسلمانان، به انجام مهم ترین واجبات بپردازید، فرضی را که حافظ فرائض است، برپا دارید تا رستگار شوید.

﴿ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به خدا و پیامبر خیانت نکنید و (نیز) در امانتهای خود خیانت نورزید در حالی که می‌دانید﴾.

1- مسلمان مأمور است عیوب برادرش را بپوشاند و از ذکر آن برای مردم خودداری کند، زیرا از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت شده است که رسول خدا ﷺ فرمود: «مسلمان برادر مسلمان است، به او ظلم نمی کند و او را تسلیم (دشمن) نمی کند، و هر کس در نیاز برادرش باشد، خداوند در نیاز او خواهد بود، و هر کس گرفتاری را از مسلمانی برطرف کند، خداوند گرفتاری را از گرفتاری های روز قیامت از او برطرف می کند، و هر کس مسلمانی را بپوشاند، خداوند او را در روز قیامت می پوشاند.» بخاری در صحیح خود آن را روایت کرده است. اما ممکن است بر این حکم کلی احوالی وارد شود که آن را مباح کند، بلکه ممکن است واجب باشد، و این از غیبت حرام محسوب نمی شود، از جمله بیان عیوب مؤثر برای خواستگار یا نامزد، زیرا این از نصیحت در دین است که پیامبر ﷺ به آن امر کرده است، از تمیم داری روایت شده است که پیامبر ﷺ فرمود: «دین نصیحت است.» گفتیم برای چه کسی؟ فرمود: برای خدا و کتابش و رسولش و پیشوایان مسلمانان و عموم آنان.» مسلم در صحیح خود آن را روایت کرده است، و نصیحت نیز با ذکر بدی ها واجب است اگر بداند که می خواهد با او ازدواج کند، حتی اگر از او مشورت نخواهد، و این از غیبت حرام نیست، السراج الوهاج ج1، ص 362، به دلیل آنچه از فاطمه بنت قیس روایت شده است که گفت: وقتی که عدتم تمام شد، به او گفتم که معاویه بن ابی سفیان و ابو جهم از من خواستگاری کرده اند، رسول خدا ﷺ فرمود: «اما ابو جهم عصایش را از دوشش برنمی دارد و اما معاویه بی چیز است و مالی ندارد، با اسامة بن زید ازدواج کن»، من از او بیزار بودم، سپس فرمود: «با اسامه ازدواج کن»، پس با او ازدواج کردم و خداوند در آن خیر قرار داد و خوشحال شدم. مسلم در صحیح خود آن را روایت کرده است.

2- «اگر مردم ستمگر را ببینند و دست او را نگیرند، نزدیک است که خداوند آنان را به عذابی از جانب خود فراگیرد»، ابوداود و ترمذی و نسائی با اسناد صحیح آن را روایت کرده اند، صرف سکوت آنها در برابر او و عدم قیام برای گرفتن دست ستمگر، آنها را شریک در گناه می کند و مستحق مجازات می شوند! خداوند متعال فرموده است: ﴿و در کتاب بر شما نازل کرده است که هرگاه بشنوید آیات خدا مورد انکار و استهزاء قرار می‌گیرد، با آنان منشینید تا به سخنی دیگر بپردازند، در این صورت شما هم مثل آنان خواهید بود، همانا خداوند منافقان و کافران را همگی در جهنم جمع می‌کند﴾ نساء / 140.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.