تأملاتی در کتاب: "از مؤلفههای روانشناسی اسلامی"
قسمت هفتم
حمد و سپاس خداوند، پروردگار جهانیان، و درود و سلام بر پیشوای متقیان، و سرور پیامبران، فرستاده رحمت برای جهانیان، سرورمان محمد و بر خاندان و یارانش همگی، و ما را با آنها قرار ده، و در زمره آنها با رحمتت محشور گردان، ای مهربانترین مهربانان.
شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر رسانهای حزب التحریر:
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد:
در این قسمت به تأملات خود در کتاب: "از مؤلفههای روانشناسی اسلامی" ادامه میدهیم. و به خاطر ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، میگوییم و از خدا توفیق میطلبیم:
خداوند متعال فرمود: {وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ}. (آل عمران 133).
و فرمود: {إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَنْ يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (51) وَمَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ}. (النور 51-52).
و فرمود: {وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِينًا}. (الأحزاب 36).
و فرمود: {فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا}. (النساء 65).
و فرمود: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلَائِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا يَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ }. (التحريم 6).
و رسول خدا صلى الله علیه وسلم فرمود: «به انجام اعمال نیک بشتابید، [که] فتنهها مانند پارههای شب تاریک میآیند؛ مرد صبح مؤمن است و شام کافر، و شام مؤمن است و صبح کافر، دین خود را به بهایی اندک از دنیا میفروشد». مسلم از ابوهریره روایت کرده است.
ای مسلمانان:
کسانی که به سوی مغفرت و بهشت میشتابند و به انجام اعمال صالح مبادرت میورزند، در زمان رسول خدا صلى الله علیه وسلم و در دوران بعد از آن وجود داشتند، و امت هنوز هم این شتابکنندگان را به وجود میآورد که به پروردگارشان پاسخ میدهند و جانهای خود را در راه رضایت او میفروشند، و از آن جمله:
در حدیث جابر که مورد اتفاق است آمده است: «مردی در روز احد به پیامبر صلى الله علیه وسلم گفت: به من بگو اگر کشته شوم کجا خواهم بود؟ فرمود: در بهشت، پس چند خرما را که در دستش بود انداخت و جنگید تا کشته شد». و حدیث انس نزد مسلم است و در آن آمده است: «رسول خدا صلى الله علیه وسلم و یارانش رفتند تا از مشرکان به بدر پیشی گرفتند و مشرکان آمدند، رسول خدا صلى الله علیه وسلم فرمود: برخیزید به سوی بهشتی که پهنای آن آسمانها و زمین است، عمیر بن حمام انصاری گفت: ای رسول خدا بهشتی که پهنای آن آسمانها و زمین است؟ فرمود: بله، گفت: به به، رسول خدا صلى الله علیه وسلم فرمود: چه چیزی تو را واداشت که بگویی به به؟ گفت: نه به خدا ای رسول خدا، جز امید اینکه از اهل آن باشم، فرمود: تو از اهل آن هستی، پس چند خرما از جعبهاش بیرون آورد و شروع به خوردن آنها کرد، سپس گفت: اگر زنده بمانم تا این خرمایم را بخورم این زندگی طولانی است، گفت: پس خرمایی را که همراه داشت انداخت، سپس با آنها جنگید تا کشته شد».
و در حدیث انس که مورد اتفاق است آمده است: «عمویم انس بن نضر از جنگ بدر غایب بود، پس گفت ای رسول خدا از اولین جنگی که با مشرکان جنگیدی غایب بودم، اگر خداوند مرا در جنگ با مشرکان حاضر کند، خداوند خواهد دید که چه میکنم، چون روز احد شد، و مسلمانان شکست خوردند، گفت: خدایا من از آنچه اینان کردند به سوی تو عذر میخواهم یعنی صحابه، و از آنچه اینان کردند به سوی تو بیزاری میجویم یعنی مشرکان، سپس پیش رفت و سعد بن معاذ با او روبرو شد، پس گفت: ای سعد بن معاذ بهشت به پروردگار نضر سوگند، من بوی آن را از این طرف احد حس میکنم، سعد گفت من نتوانستم ای رسول خدا کاری را که او کرد انجام دهم؟ انس گفت: در بدن او هشتاد و چند ضربه شمشیر یا نیزه یا پرتاب تیر یافتیم، و او را کشته یافتیم، و مشرکان او را مثله کرده بودند، پس کسی او را نشناخت جز خواهرش به نوک انگشتانش» انس گفت ما میدیدیم یا گمان میکردیم که این آیه درباره او و امثال او نازل شده است {مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ}. (الأحزاب 23) تا آخر آیه.
ای مسلمانان:
بخاری از ابوسروعه روایت کرده است که گفت: «پشت سر پیامبر صلى الله علیه وسلم در مدینه نماز عصر خواندم، پس سلام داد، سپس با سرعت برخاست، و از روی گردن مردم به سوی یکی از حجرههای همسرانش رفت، مردم از سرعت او ترسیدند، پس نزد آنها بیرون آمد، و دید که از سرعتش تعجب کردهاند، فرمود: چیزی از طلا را به یاد آوردم که نزد ما بود، پس نخواستم مرا باز دارد، پس دستور دادم آن را تقسیم کنند» و در روایتی از او آمده است: «در خانه طلايى از صدقه باقی گذاشته بودم، پس خوش نداشتم كه آن را شب نگه دارم». و این مسلمانان را به مبادرت و شتاب در اجرای آنچه خداوند بر آنها واجب کرده است راهنمایی میکند. و بخاری از براء روایت کرده است که گفت: «چون رسول خدا صلى الله علیه وسلم به مدینه آمد، شانزده یا هفده ماه به سوی بیت المقدس نماز خواند و دوست داشت به سوی کعبه رو کند، پس خداوند متعال نازل کرد قد نری تقلب وجهک فی السماء فلنولینک قبله ترضاها پس به سوی کعبه رو کرد و مردی نماز عصر را با او خواند سپس بیرون رفت و بر قومی از انصار گذشت و گفت او شهادت میدهد که با پیامبر صلى الله علیه وسلم نماز خوانده است و به سوی کعبه رو کرده است پس در حالی که در رکوع نماز عصر بودند چرخیدند».
و بخاری از ابن ابی اوفی رضی الله عنهما روایت کرده است که میگفت: «در شبهای خیبر دچار قحطی شدیم چون روز خیبر شد به الاغهای اهلی رسیدیم آنها را نحر کردیم چون دیگها جوشید منادی رسول خدا صلى الله علیه وسلم ندا داد دیگها را خالی کنید و از گوشت الاغها چیزی نخورید عبدالله گفت گفتیم پیامبر صلى الله علیه وسلم نهی فرمود چون خمس آن داده نشده بود گفت و دیگران گفتند آن را مطلقا حرام کرده است و از سعید بن جبیر پرسیدم گفت آن را مطلقا حرام کرده است».
و بخاری از انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده است که گفت: «من به ابی طلحه انصاری و ابوعبیده بن جراح و ابی بن کعب شرابی از فضخ میدادم و آن خرما بود، پس کسی نزد آنها آمد و گفت شراب حرام شده است ابی طلحه گفت ای انس برخیز به سوی این کوزهها و آنها را بشکن، انس گفت پس به سوی هاونی که داشتیم رفتم و با ته آن به آنها زدم تا شکستند».
و بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت کرده است که گفت: «به ما رسید که چون خداوند متعال نازل کرد که به مشرکان بازگردانید آنچه را که بر همسران مهاجر خود خرج کردهاند و بر مسلمانان حکم کرد که زنان کافر را نگه ندارند عمر دو همسرش را طلاق داد». و بخاری از عایشه رضی الله عنها روایت کرده است که گفت: «خداوند رحمت کند زنان مهاجران نخستین را چون خداوند نازل کرد {وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ}. روپوشهای خود را پاره کردند و با آن سر خود را پوشاندند».
ای مسلمانان:
اگر بخواهیم خداوند متعال ما را با یاری خود گرامی بدارد، و احوال ما را به آنچه دوست داریم و میپسندیم تغییر دهد، و ما را با اسلام عزت بخشد، و اسلام را به وسیله ما عزت بخشد، چنانکه پیامبرش محمد صلى الله علیه وسلم و صحابه گرامش رضی الله عنهم را گرامی داشت، و آنها را بر دشمنان کافرشان یاری کرد، پس بر ماست که به پیامبرمان اقتدا کنیم، و در سرعت پاسخگویی به امر خداوند جل جلاله از صحابه پیروی کنیم.
شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر رسانهای حزب التحریر:
در این قسمت به همین اندازه اکتفا میکنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمتهای آینده به خواست خدا به پایان برسانیم، تا آن زمان و تا دیداری دیگر، شما را در پناه خدا و حفظ و امنیت او میسپاریم. از حسن استماع شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.