تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت ششم
تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت ششم

ستایش خداوندی راست که پروردگار جهانیان است، و درود و سلام بر پیشوای پرهیزگاران و سرور فرستادگان، که رحمتی برای جهانیان برانگیخته شد، سرورمان محمد و بر خاندان و یارانش همگی، و ما را با آنان قرار ده و در زمره آنان با رحمتت محشور گردان، ای مهربان‌ترین مهربانان.

0:00 0:00
Speed:
November 05, 2025

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت ششم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

قسمت ششم

ستایش خداوندی راست که پروردگار جهانیان است، و درود و سلام بر پیشوای پرهیزگاران و سرور فرستادگان، که رحمتی برای جهانیان برانگیخته شد، سرورمان محمد و بر خاندان و یارانش همگی، و ما را با آنان قرار ده و در زمره آنان با رحمتت محشور گردان، ای مهربان‌ترین مهربانان.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر رسانه‌ای حزب التحریر:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته، و بعد: در این قسمت به تأملات خود در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" ادامه می‌دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می‌گوییم و توفیق از خداست:

ای مسلمانان:

دارمی در سند خود روایت کرده است که عمر بن خطاب رضی الله تعالی عنه گفت: «خدا رحمت کند کسی را که عیب‌هایم را به من هدیه دهد، دوست دارید بگویید و برای شما تحمل شود، و اگر به شما مانند آنچه گفتید گفته شود، خشمگین می‌شوید».

و در "امثال الحدیث" ابوالشیخ اصفهانی آمده است: از انس بن مالک روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مؤمن آینه مؤمن است».

و در "امثال الحدیث" ابوالشیخ اصفهانی: از ابوهریره روایت شده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «هر یک از شما آینه برادر خویش است، پس اگر چیزی در او دید آن را از او دور کند».

ای مسلمانان:

با الهام از این احادیث و پیروی از هدایت نبوی، مجموعه‌ای از احادیث نبوی شریف را جمع‌آوری کرده‌ام تا خودم را به یاد آورم و شما را نیز به یاد آورم، باشد که در زندگی‌مان با آن هدایت شویم و به رضایت پروردگارمان جل جلاله دست یابیم.

بیهقی در سنن خود از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت کرده است که فرمود: «این دین استوار است، پس با مدارا در آن وارد شوید، و عبادت خدا را برای خودتان منفور نسازید، زیرا منقطع نه زمینی را پیموده و نه مرکبی را باقی گذاشته است».

در معجم الوسيط آمده است: "الْمُنْبَتَّ" یعنی منقطع، و انْبَتَّ الرجلُ في السَّير یعنی مرد در راه رفتن به حیوانش فشار آورد تا اینکه درمانده و هلاک شد، پس او در این حالت نه مسافتی را که می‌خواست بپیماید طی کرد، و نه حیوانش را باقی گذاشت تا در هنگام نیاز سوار شود، در حدیث آمده است: «فَإِنَّ الْمُنْبَتَّ لاَ أَرْضاً قَطَعَ، وَلاَ ظَهْراً أَبْقَى». این سخن به کسی گفته می‌شود که در طلب چیزی زیاده‌روی می‌کند و افراط می‌کند تا جایی که چه بسا آن را از دست می‌دهد.

بخاری در صحیح خود از ابوهریره روایت کرده است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «مرا رها کنید تا زمانی که شما را رها کرده‌ام، همانا کسانی که پیش از شما بودند به خاطر سؤالاتشان و اختلافشان با پیامبرانشان هلاک شدند، پس هرگاه شما را از چیزی نهی کردم، از آن اجتناب کنید، و هرگاه به چیزی امر کردم، تا جایی که می‌توانید از آن انجام دهید».

و بخاری در صحیح خود نیز از ابوهریره روایت کرده است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «همانا دین آسان است و هرگز کسی با دین درنیفتد مگر اینکه مغلوب شود، پس راه درست را بپویید و به هم نزدیک شوید و بشارت دهید و از رفتن در صبح و شام و کمی از شب کمک بگیرید».

در معجم الوسيط آمده است: "الدلجة": یعنی راه رفتن از اول شب، و راه رفتن در تمام شب، و در حدیث آمده است: «بر شما باد به رفتن در شب، زیرا زمین در شب درنوردیده می‌شود».

طبرانی در معجم الکبیر از معاذ بن جبل روایت کرده است که گفت: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه وسلم می‌فرمود: «همانا ترسناک‌ترین چیزی که بر امتم می‌ترسم سه چیز است: لغزش عالم، و جدال منافق با قرآن، و دنیایی که بر شما گشوده شود».

همچنین طبرانی در معجم الکبیر از ابن عمر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «سه چیز هلاک کننده است، و سه چیز نجات دهنده است، و سه چیز کفاره گناهان است، و سه چیز باعث بالا رفتن درجات است. اما هلاک کننده‌ها: بخل ورزیدن، پیروی از هوای نفس، و خودپسندی است. و اما نجات دهنده‌ها: عدالت در خشم و رضا، و میانه‌روی در فقر و ثروت، و ترس از خدا در پنهان و آشکار است. و اما کفاره گناهان: منتظر نماز بعد از نماز بودن، و کامل وضو گرفتن در سرمای شدید، و گام برداشتن به سوی جماعت‌ها است. و اما درجات: غذا دادن، و آشکارا سلام کردن، و نماز خواندن در شب، در حالی که مردم خوابند». والسَبْرَةُ: یعنی صبحگاه سرد، ابوعبید گفت: السَّبْرة: یعنی شدت سرما. و در حدیث آمده است: «إسباغ الوضُوء في السَبَرات».

بخاری از انس بن مالک رضی الله عنه روایت کرده است که گفت: «سه نفر به خانه همسران پیامبر صلی الله علیه وسلم آمدند و از عبادت پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیدند، وقتی به آنها خبر داده شد، گویا آن را کم شمردند و گفتند ما کجا و پیامبر صلی الله علیه وسلم کجا که گناهان گذشته و آینده‌اش آمرزیده شده است، یکی از آنها گفت اما من شب‌ها همیشه نماز می‌خوانم، دیگری گفت من همیشه روزه می‌گیرم و افطار نمی‌کنم، و دیگری گفت من از زنان دوری می‌کنم و هرگز ازدواج نمی‌کنم، رسول خدا صلی الله علیه وسلم آمد و فرمود: آیا شما کسانی هستید که چنین و چنان گفتید؟ آگاه باشید به خدا قسم من از همه شما از خدا ترسناک‌تر و پرهیزگارترم، اما من روزه می‌گیرم و افطار می‌کنم و نماز می‌خوانم و می‌خوابم و با زنان ازدواج می‌کنم، پس هر کس از سنت من روی گرداند از من نیست». و طبرانی در معجم الکبیر از ابن عمر روایت کرده است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «هر کس سخنش زیاد شود، لغزشش زیاد شود، و هر کس لغزشش زیاد شود، گناهانش زیاد شود، و هر کس گناهانش زیاد شود، آتش به او سزاوارتر است، پس هر کس به خدا و روز آخرت ایمان دارد، یا سخن نیک بگوید یا سکوت کند».

در نهج البلاغه منسوب به امام علی بن ابی طالب کرم الله وجهه آمده است که فرمود: "هر کس سخنش زیاد شود، خطایش زیاد شود، و هر کس خطایش زیاد شود، حیایش کم شود، و هر کس حیایش کم شود، پرهیزکاریش کم شود، و هر کس پرهیزکاریش کم شود، قلبش بمیرد، و هر کس قلبش بمیرد، وارد آتش شود".

ای مسلمانان:

احادیث نبوی پیشین ما را به آداب زیر راهنمایی می‌کنند که شایسته است مؤمن به آنها آراسته باشد تا ذهنش ذهنی اسلامی باشد، و روانش روانی اسلامی، و در نتیجه شخصیتش شخصیتی اسلامی باشد:

1.    مؤمن انتقاد را از برادرش می‌پذیرد و آن را هدیه‌ای می‌داند که به او تقدیم می‌کند. «خدا رحمت کند کسی را که عیب‌هایم را به من هدیه دهد». و «مؤمن آینه مؤمن است».

2.    ورود به دین و فراگیری آن با مدارا. «فَأَوْغِلْ فِيهِ بِرِفْقٍ».

3.    اجتناب از سؤال زیاد و دوری از مواضع اختلاف که منجر به تفرقه می‌شود. «إِنَّمَا هَلَكَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ بِسُؤَالِهِمْ وَاخْتِلاَفِهِمْ عَلَى أَنْبِيَائِهِمْ».

4.    اجتناب از سخت‌گیری و غلو در دین. «وَلَنْ يُشَادَّ الدِّينَ أَحَدٌ إِلَّا غَلَبَهُ».

5.    عدم تحمیل بر نفس بیش از توان و طاقت. «وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِأَمْرٍ فَأْتُوا مِنْهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ».

6.    عدم زیاده‌روی در طلب چیزی یا کوتاهی در آن یا مطالبه آن قبل از وقتش، تا مبادا به محرومیت مجازات شود. «فَإِنَّ الْمُنْبَتَّ لاَ أَرْضاً قَطَعَ، وَلاَ ظَهْراً أَبْقَى».

7.    اجتناب از اشتباهات و ترک جدال. «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي زَلَّةُ عَالِمٍ، وَجِدَالُ مُنَافِقٍ».

8.    اجتناب از هلاکت‌بارها که عبارتند از: بخل، هوای نفس، و خودپسندی. «فَأَمَّا الْمُهْلِكَاتُ: فَشُحٌّ مُطَاعٌ، وَهَوًى مُتَّبَعٌ، وَإِعْجَابُ الْمَرْءِ بنفْسِهِ».

9.    تمسک به سنت پیامبر و احکام شرعی همانگونه که از او وارد شده است، بدون افراط و تفریط. «فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي».

10.    عدم زیاده‌روی در سخن گفتن در آنچه فایده‌ای ندارد. «مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ سَقَطُهُ».

11.    عدم قیاس کلی، و عدم شتاب در صدور حکم درباره مردم. پس از طریق یک رفتار، درباره انسان حکمی کلی صادر نکنیم.

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر رسانه‌ای حزب التحریر:

در این قسمت به این اندازه اکتفا می‌کنیم، با این امید که تأملات خود را در قسمت‌های آینده به خواست خدا تعالی کامل کنیم، پس تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در عنایت و حفظ و امان خدا می‌سپاریم. از حسن استماع شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.