تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت سیزدهم
تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت سیزدهم

ستایش مخصوص پروردگار جهانیان، و درود و سلام بر پیشوای پرهیزگاران، و سرور رسولان، فرستاده شده به عنوان رحمتی برای جهانیان، سرورمان محمد و بر آل و اصحابش همگی، و ما را با آنها قرار ده، و در گروه آنها محشور کن، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

0:00 0:00
Speed:
November 12, 2025

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت سیزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه شده توسط استاد محمد احمد النادی

قسمت سیزدهم

ستایش مخصوص پروردگار جهانیان، و درود و سلام بر پیشوای پرهیزگاران، و سرور رسولان، فرستاده شده به عنوان رحمتی برای جهانیان، سرورمان محمد و بر آل و اصحابش همگی، و ما را با آنها قرار ده، و در گروه آنها محشور کن، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر رسانه‌ای حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، و بعد: در این قسمت به تأملات خود در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" ادامه می‌دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می‌گوییم و از خدا توفیق می‌خواهیم:

محبت در راه خدا به این معناست که بنده را برای خدا دوست داشته باشی، یعنی به دلیل ایمان و اطاعتش، و بغض در راه او به این معناست که بنده را به دلیل کفر یا نافرمانی‌اش دشمن بداری، زیرا حرف "فی" در اینجا در این زمینه برای تعلیل آمده است، همانطور که در قول خداوند متعال آمده است: {فَذَٰلِكُنَّ ٱلَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ}. (یوسف32) یعنی به سبب او، و مانند آن قول خداوند متعال {لَّمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ}. (نور 14) و همچنین همانطور که در سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم آمده است "زنی به دلیل گربه‌ای وارد آتش شد" یعنی به سبب آن. و پاداش دوست داشتن مؤمنان مطیع بسیار بزرگ است و دلایل آن بسیار است که از جمله آنها را ذکر می‌کنیم:

آنچه بخاری از ابوهریره رضی الله عنه از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت کرده است که فرمود: "هفت نفر هستند که خداوند متعال در سایه خود در روزی که سایه‌ای جز سایه او نیست، سایه می‌اندازد: امام عادل، و جوانی که در عبادت خداوند عزوجل بزرگ شده است، و مردی که قلبش در مساجد معلق است، و دو مرد که در راه خدا یکدیگر را دوست دارند، بر این اساس جمع می‌شوند و بر این اساس جدا می‌شوند، و مردی که زنی صاحب منصب و جمال او را به خود دعوت می‌کند و می‌گوید: من از خدا می‌ترسم، و مردی که صدقه‌ای می‌دهد و آن را پنهان می‌کند تا دست چپش نداند دست راستش چه می‌دهد، و مردی که در خلوت خدا را یاد می‌کند و چشمانش پر از اشک می‌شود".

و از جمله دلایل اینکه پاداش دوست داشتن مؤمنان مطیع بسیار بزرگ است، حدیث ابوهریره نزد مسلم است که گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "خداوند متعال در روز قیامت می‌گوید: کجایند کسانی که به خاطر جلال من یکدیگر را دوست داشتند؟ امروز آنها را در سایه خود قرار می‌دهم، روزی که سایه‌ای جز سایه من نیست؟".

و از جمله دلایل حدیث ابوهریره نزد مسلم است که گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "قسم به کسی که جانم در دست اوست، وارد بهشت نمی‌شوید تا ایمان بیاورید، و ایمان نمی‌آورید تا یکدیگر را دوست بدارید، آیا شما را به چیزی راهنمایی نکنم که اگر آن را انجام دهید یکدیگر را دوست خواهید داشت، سلام را بین خودتان منتشر کنید" و وجه استدلال در سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم "و ایمان نمی‌آورید تا یکدیگر را دوست بدارید" دلالت بر عظمت پاداش محبت در راه خدا دارد.

و از جمله آن حدیث انس نزد بخاری است که گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "هیچ کس شیرینی ایمان را نمی‌یابد مگر اینکه مردی را دوست بدارد و او را فقط برای خدا دوست بدارد...".

و از جمله آن حدیث معاذ نزد ترمذی است، و گفت حسن صحیح است، گفت: شنیدم رسول الله صلی الله علیه و سلم می‌فرماید: "خداوند عزوجل فرمود: کسانی که در راه جلال من یکدیگر را دوست دارند، برای آنها منبرهایی از نور است، پیامبران و شهدا به آنها غبطه می‌خورند". و غبطه خوردن پیامبران و شهدا به آنها کنایه از حسن حال آنهاست، یعنی اینکه آنها احوال آنها را می‌پسندند، نه اینکه آرزو کنند مثل حال آنها باشند، زیرا آنها از نظر حال بهتر و از نظر درجه بالاتر هستند.

و از جمله آن حدیث انس نزد احمد با سند صحیح است که گفت: "مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد، و گفت ای رسول خدا، مردی مردی را دوست دارد، و نمی‌تواند مانند عمل او عمل کند، رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "آدمی با کسی است که دوستش دارد". انس گفت: من ندیدم که اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم از چیزی خوشحال شوند، مگر اینکه اسلام باشد، از این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم خوشحال شدند، انس گفت: ما رسول الله صلی الله علیه و سلم را دوست داریم، و نمی‌توانیم مانند عمل او عمل کنیم، پس اگر با او باشیم برای ما کافی است".

و از جمله آن حدیث ابی ذر نزد احمد و ابوداود و ابن حبان است که گفت: "گفتم ای رسول خدا، مردی قومی را دوست دارد و نمی‌تواند به اعمال آنها عمل کند، فرمود: ای اباذر تو با کسی هستی که دوستش داری. گفتم: من خدا و رسولش را دوست دارم، این را یک یا دو بار تکرار کرد".

و از جمله آن حدیث عبدالله بن مسعود متفق علیه است که گفت: "مردی نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم آمد، و گفت: ای رسول خدا، درباره مردی که قومی را دوست دارد و به آنها نمی‌رسد، چه می‌گویید؟ رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: آدمی با کسی است که دوستش دارد".

و از جمله آن حدیث عبدالله بن مسعود است که حاکم در مستدرک روایت کرده است، ابن مسعود رضی الله عنه گفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم به من فرمود: "ای عبدالله بن مسعود"، گفتم: "لبیک یا رسول الله" سه بار. فرمود: آیا می‌دانی کدام یک از دستگیره‌های ایمان محکم‌تر است؟ گفتم: خدا و رسولش داناترند، فرمود: محکم‌ترین ایمان، ولایت در راه خدا با محبت در آن و بغض در آن است".

و از جمله آن حدیثی است که ابوداود در سنن خود روایت کرده است که عمر بن خطاب گفت: پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: "همانا از بندگان خدا کسانی هستند که نه پیامبرند و نه شهید، پیامبران و شهدا در روز قیامت به خاطر جایگاهشان نزد خداوند متعال به آنها غبطه می‌خورند". گفتند ای رسول خدا به ما خبر دهید آنها چه کسانی هستند. فرمود: "آنها قومی هستند که به خاطر روح خدا یکدیگر را دوست دارند، نه به خاطر خویشاوندی بین آنها و نه به خاطر اموالی که به یکدیگر می‌دهند، قسم به خدا که چهره‌های آنها نور است و آنها بر نور هستند، وقتی مردم می‌ترسند آنها نمی‌ترسند و وقتی مردم غمگین می‌شوند آنها غمگین نمی‌شوند". و این آیه را خواند {أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}".

و از جمله آن حدیثی است که ترمذی در سنن خود از سهل بن معاذ بن انس الجهنی از پدرش روایت کرده است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "هر کس برای خدا عطا کند و برای خدا منع کند و برای خدا دوست بدارد و برای خدا دشمن بدارد و برای خدا ازدواج کند، ایمانش کامل شده است". ابوعیسی گفت این حدیث حسن است.

و برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، مستحب است که او را خبر دهد و به او اطلاع دهد که او را دوست دارد، زیرا ابوداود و ترمذی روایت کرده‌اند، و گفت حدیث حسن از مقداد بن معدیکرب از پیامبر صلی الله علیه و سلم است که فرمود: "هرگاه مردی برادرش را دوست داشت، به او خبر دهد که او را دوست دارد". و ابوداود با سند صحیح از انس روایت کرده است: "مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم بود، پس مردی از کنار او گذشت، پس گفت: ای رسول خدا، من این را دوست دارم، پیامبر صلی الله علیه و سلم به او فرمود آیا به او اطلاع داده‌ای؟ گفت: نه، فرمود به او اطلاع بده، پس به او رسید، پس گفت: من تو را در راه خدا دوست دارم، پس گفت: کسی که مرا برای او دوست داشتی، تو را دوست بدارد". و بزار با سند حسن از عبدالله بن عمرو روایت کرده است که گفت: رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: "هر کس مردی را برای خدا دوست داشته باشد، پس بگوید: من تو را برای خدا دوست دارم، پس وارد بهشت می‌شوند، پس کسی که دوست داشته شده است، درجه‌اش از دیگری بالاتر است، به کسی که برای خدا دوست داشته شده است، ملحق می‌شود".

ای مسلمانان:

بعد از اینکه شنیدید آنچه را که شنیدید، و دانستید آنچه را که دانستید، و دیدید آنچه را که دیدید، از محبت صحابه برای خداوند تبارک و تعالی و برای رسول الله صلی الله علیه و سلم، و محبت صحابه نسبت به یکدیگر در راه خداوند جل جلاله، پس آیا بهتر نیست که مانند آنها در محبت خود به خدا و رسولش و به مؤمنان باشیم؛ تا خداوند با ما باشد همانطور که با آنها بود، و ما را با یاری خود گرامی بدارد همانطور که آنها را گرامی داشت، و در روز قیامت با آنها در مصاحبت سرور فرستادگان، با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان باشیم، و چه نیکو رفیقی هستند؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر رسانه‌ای حزب التحریر:

در این قسمت به همین مقدار بسنده می‌کنیم، به این شرط که تأملات خود را در قسمت‌های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا دیداری دیگر، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می‌سپاریم. از حسن استماع شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.