تبعیت نظام مصر بین خیانت به امت و اجرای پروژه‌های آمریکا در غزه
October 08, 2025

تبعیت نظام مصر بین خیانت به امت و اجرای پروژه‌های آمریکا در غزه

تبعیت نظام مصر بین خیانت به امت و اجرای پروژه‌های آمریکا در غزه

بر کسی پوشیده نیست که نظام مصر از حد بی‌عملی فراتر رفته و به همدستی مستقیم با پروژه‌های آمریکا و کیان یهود رسیده است، و این چیزی است که اظهارات اخیر وزیر امور خارجه مصر در مورد «انتظار دیدگاه آمریکا در مورد غزه» و تمجید از ترامپ به عنوان «مرد صلح» و آرزوی وی برای تحمیل آتش‌بس بر کیان یهود، آن را آشکار می‌کند. اینها مواضع آشکاری هستند که صرفاً کلمات گذرا نیستند، بلکه بیانگر واقعیت سیاست نظام مصر هستند که با زنجیرهای کمپ دیوید محدود شده و در مهندسی صحنه سیاسی و نظامی در فلسطین درگیر است، به طوری که بقای اشغالگری و تأمین منافع آن را تضمین می‌کند.

هنگامی که وزیر امور خارجه مصر اعلام می‌کند که قاهره "در انتظار ارائه دیدگاه آمریکا است"، این اعتراف صریحی است که تصمیم سرنوشت غزه نه به دست مصر است، نه به دست اعراب و نه حتی به دست خود فلسطینی‌ها، بلکه به دست آمریکا است. و چه زمانی مسئله فلسطین، که مسئله امت اسلامی است، گروگان رئیس‌جمهوری آمریکایی شده است که تعیین می‌کند چه کسی بماند، چه کسی بازگردد و چه کسی آباد کند؟! این اظهارات تأکید می‌کند که نظام مصر ابتکار عمل را به طور کامل به آمریکا تسلیم کرده و امت را از نقش مشروع خود در یاری فلسطین و آزادی آن کنار گذاشته است. خداوند متعال فرمود: ﴿وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً﴾، اما نظام مصر برای کافران بر مومنان هزار راه قرار داده است.

بدتر از صرف تبعیت، ستایش از ترامپ و اعتبار دادن به او به عنوان "تنها رئیس جمهوری است که قادر به تحمیل دیدگاه است"! این چه صلحی است که از آن صحبت می‌کنند؟! ترامپ کسی است که قدس را به عنوان پایتخت کیان غاصب به رسمیت شناخت، و او کسی است که سفارت کشورش را به آنجا منتقل کرد، و او کسی است که "معامله قرن" را که هدف آن از بین بردن مسئله فلسطین است، حمایت کرد. پس چگونه او مرد صلح می‌شود؟!

این توصیف تحریف آگاهی و بزک کردن یک جنایتکار سیاسی است که دستانش به خون مسلمانان آغشته است، انگار که نظام مصر می‌خواهد امت را متقاعد کند که رهایی غزه از ارتش‌هایش نخواهد آمد، بلکه از کاخ سفید خواهد آمد!

هنگامی که وزیر آنچه را که در غزه می‌گذرد، "قتل سیستماتیک و گرسنگی دادن به فلسطینی‌ها که وجدان جهانی آن را نمی‌پذیرد" توصیف می‌کند، سوال بدیهی این است که چه کسی ارتش مصر را از اقدام برای یاری آنها باز می‌دارد؟ و چه کسی گذرگاه رفح را می‌بندد؟ و چه کسی در هر محموله کمکی با اشغالگران هماهنگ می‌کند؟ و چه کسی عملاً در محاصره مردم غزه شرکت دارد؟!

نظام مصر صرفاً شاهد این فاجعه نیست، بلکه شریک اصلی آن است. این نظام است که گذرگاه را مطابق با دیکته‌های امنیتی یهود باز و بسته می‌کند، و این نظام است که از ورود کالاها، سوخت و داروها مگر با اجازه و مطابق با معیارهای آمریکا و کیان یهود جلوگیری می‌کند. و در عین حال، مقامات نظام در ظاهر "متأثر" از کشتارها ظاهر می‌شوند!

هنگامی که وزیر از "باقی ماندن ساکنان غزه در سرزمین خود" صحبت می‌کند، به طور ضمنی مرزهای غزه را به عنوان یک کشور جداگانه می‌پذیرد! در حالی که اصل این است که تمام فلسطین سرزمین اسلامی غصب شده است، که نه تقسیم را می‌پذیرد و نه تجزیه را. و پذیرش هر دیدگاه آمریکایی به معنای تثبیت وجود کیان یهود و تثبیت مرزها و موجودیت‌های سایکس پیکو است که اسلام برای نابودی آنها و از بین بردن آثارشان آمده است. و امت موظف است برای آزادی سرزمین بجنگد، نه منتظر دیدگاه‌های آمریکا باشد و نه منتظر برنامه‌های بازسازی مسموم.

از نکاتی که وزیر در مورد آن صحبت کرد، تمجید از طرح بازسازی غزه بود. و این چیزی نیست جز نسخه جدیدی از "صلح اقتصادی" که اشغالگران سال‌ها آن را تبلیغ می‌کردند، یعنی نگه داشتن مردم تحت اشغال در ازای برخی پروژه‌های سرمایه‌گذاری که این واقعیت را تغییر نمی‌دهند که آنها اسیر در داخل یک زندان بزرگ هستند. و چنین پیشنهادهایی تفاوتی با "معامله قرن" و "کنفرانس بحرین" ندارند، جایی که از پول برای ساکت کردن مردم و تثبیت اشغالگری استفاده می‌شود. و در این، فروختن خون شهدا و تضییع فداکاری‌های مردم غزه است که برای آزادی و نه برای خرده‌ها، بر محاصره، گرسنگی و بمباران صبر کردند.

اسلام بر امت و ارتش‌های آن واجب می‌کند که فلسطین را یاری کنند و آن را به طور کامل از دریا تا نهر آزاد کنند، و ورود به پروژه‌های کفار یا تبعیت از آنها را حرام می‌کند. خداوند متعال فرمود: ﴿وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ﴾. بنابراین، حکم شرعی جنگیدن برای آزادی سرزمین مبارک را واجب می‌کند، نه انتظار تصمیمات واشنگتن. و بر حاکمان مسلمان همکاری با کفار یا همدستی با آنها به حساب خون مسلمانان را حرام می‌کند، ﴿وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ﴾.

مصر، از زمان امضای کمپ دیوید، متعهد به حفاظت از امنیت کیان یهود بوده است، و این چیزی است که السیسی بارها در سخنرانی‌های خود تکرار کرده است. و امروز وزیر امور خارجه او همان صحنه را تکمیل می‌کند و اعلام می‌کند که راه حل در دست آمریکا است، ترامپ را منجی توصیف می‌کند و مصر را طوری نشان می‌دهد که انگار جز انتظار دستورات او کاری از دستش بر نمی‌آید. این ناتوانی نیست، بلکه یک انتخاب سیاسی عمدی است که بیانگر وفاداری کامل به منافع و پروژه‌های آمریکا و نادیده گرفتن اراده امت است.

نظام مصر هیچ اهمیتی واقعی به خون مردم غزه نداده است، بلکه برعکس؛ در خفه کردن آنها شرکت می‌کند. و همچنین به خون مردم مصر که به دلیل سیاست‌هایش مرتبط با صندوق بین‌المللی پول و موسسات غربی از فقر، گرانی و بیکاری رنج می‌برند، اهمیتی نمی‌دهد. پس چگونه می‌توان از نظامی که چنین وضعیتی دارد انتظار داشت که یاور فلسطین باشد؟!

موضع شرعی این است که ارتش‌های مسلمان برای آزادی کامل فلسطین از دریا تا نهر حرکت کنند، و مرزهای مصنوعی که غزه را از مصر و سایر کشورهای مسلمان جدا می‌کند، نابود کنند. و جایز نیست که امت گروگان توطئه‌های آمریکا باقی بماند و به محکومیت و محکوم کردن بسنده کند، پیامبر ﷺ فرمود: «فُکُّوا الْعَانِیَ، وَأَطْعِمُوا الْجَائِعَ، وَعُودُوا الْمَرِیضَ». و مردم غزه اسیر یهود هستند، و آزاد کردن آنها بر ارتش‌های امت واجب است، نه بر آمریکا و شورای امنیت! و پیامبر ﷺ فرمود: «أَیُّمَا أَهْلِ عَرْصَةٍ ظَلَّ فِیهِمْ امْرُؤٌ جَائِعٌ فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُمْ ذِمَّةُ اللَّهِ»، پس گرسنگی دادن به مردم غزه و محاصره آنها یک جنایت جمعی است، که هیچ عذری برای معذرت خواه وجود ندارد و هیچ توجیهی در حالی که یک گرسنه در میان آنها شب را به سر می‌برد وجود ندارد، در حالی که آنها قادر به نجات او هستند، پس چگونه با این همه محاصره شده؟! پس اگر مردم غزه امروز از گرسنگی می‌میرند، و درهای مصر به روی آنها بسته است، و از غذا و دارو منع می‌شوند، و نظام‌ها پشت می‌کنند، پس ذمه خداوند از این نظام‌ها و از کسانی که با آنها همدستی می‌کنند یا در مورد آنها سکوت می‌کنند، بری است، و هر کس آن را توجیه کند، در خیانت شریک است و خود را از ذمه خداوند مبرا می‌سازد.

امروز واجب است که مردم مصر، به ویژه مخلصان در ارتش آن، برای مقابله با این سیاست جنایتکارانه، و یاری برادران خود در غزه، و از بین بردن نظام‌هایی که در قتل آنها شرکت دارند، و به نفع دشمنان امت کار می‌کنند، حرکت کنند.

ای مردم مصر، ای مردم کنانه: بدانید که خداوند از شما در مورد غزه خواهد پرسید، و از شما در مورد مرزهای بسته شده خود به روی گرسنگان خواهد پرسید، و در مورد آتش‌هایی که به سوی کودکان پرتاب می‌شوند اگر نزدیک شوند، و در مورد مشارکت شما، با سکوت خود، در محاصره و گرسنگی دادن خواهد پرسید. پس حرکت کنید، و سخن خود را بگویید، و در چهره این نظام فریاد بزنید تا از تبعیت نفرت‌انگیز خود به آمریکا رها شود: "محاصره را بردارید.. فلسطین را آزاد کنید.. خلافت را برپا کنید".

امروز غزه نیازی به بیانیه‌های همدردی و نه فقط به کاروان‌های امدادی دارد، بلکه نیاز به ارتش‌هایی دارد که حرکت کنند، و شمشیرهایی که بیرون کشیده شوند، و نظام‌هایی که سرنگون شوند، و امتی که بیدار شود.

﴿وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيراً

نوشته شده برای دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

محمود اللیثی

عضو دفتر رسانه‌ای حزب التحریر در ولایت مصر

More from null

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

فریب نام ها را نخورید، اعتبار به مواضع است نه به نسب‌ها

هر بار که "نماد جدیدی" با ریشه های مسلمان یا ویژگی های شرقی به ما ارائه می شود، بسیاری از مسلمانان هلهله می کنند و امیدها بر توهمی به نام "نمایندگی سیاسی" در یک نظام کافرانه استوار می شود که اسلام را نه به عنوان حکومت، نه به عنوان عقیده و نه به عنوان شریعت به رسمیت نمی شناسد.

همه ما شادی عظیمی را به یاد می آوریم که با پیروزی اوباما در سال 2008 احساسات بسیاری را فرا گرفت. او پسر کنیا است و پدرش مسلمان است! و در اینجا برخی توهم کردند که اسلام و مسلمانان به نفوذ آمریکا نزدیک شده اند، اما اوباما یکی از آزاردهنده ترین روسای جمهور برای مسلمانان بود، زیرا لیبی را ویران کرد و در فاجعه سوریه سهیم شد و افغانستان و عراق را با هواپیماها و سربازانش به آتش کشید، بلکه خونریز یمن از طریق ابزارهای خود بود و دوران او ادامه خصومت نظام مند علیه امت بود.

امروز این صحنه تکرار می شود، اما با نام های جدید. زوهران ممدانی به این دلیل مورد تجلیل قرار می گیرد که مسلمان، مهاجر و جوان است، انگار که او منجی است! اما فقط تعداد کمی به مواضع سیاسی و فکری او نگاه می کنند. این مرد از حامیان سرسخت همجنس‌بازان است و در فعالیت‌های آنها شرکت می‌کند و انحراف آنها را حقوق بشر می‌داند!

چه ننگی است که مردم به آن امید می بندند؟! آیا این تکرار همان شکست سیاسی و فکری نبود که امت بارها و بارها در آن افتاده است؟! بله، زیرا او شیفته ظاهر است نه ذات! با لبخندها فریب می خورد و با احساسات برخورد می کند نه با عقیده، و با نام ها نه با مفاهیم، و با نمادها نه با اصول!

این شیفتگی به شکل ها و نام ها نتیجه غیبت آگاهی سیاسی شرعی است، زیرا اسلام با اصل و نسب یا نام یا نژاد سنجیده نمی شود، بلکه با التزام به اصل اسلام به طور کامل؛ نظام، عقیده و شریعت. و هیچ ارزشی برای مسلمانی نیست که به اسلام حکومت نکند و از آن یاری ندهد، بلکه تابع نظام سرمایه داری کافر است و کفر و انحرافات را به نام "آزادی" توجیه می کند.

و تمام مسلمانانی که از پیروزی او خوشحال شدند و گمان کردند که او بذر خیر یا آغاز بیداری است، بدانند که بیداری از درون نظام های کفر، نه با ابزارهای آن، نه از طریق صندوق های رای آن، و نه زیر سقف قانون اساسی آن صورت نمی گیرد.

کسی که خود را از طریق نظام دموکراتیک ارائه می دهد و به احترام به قوانین آن سوگند یاد می کند، سپس از انحراف جنسی دفاع می کند و آن را جشن می گیرد و به چیزی که خدا را خشمگین می کند دعوت می کند، یاور اسلام و امید امت نیست، بلکه ابزاری برای صیقل دادن و رقیق کردن است، و نمایندگی دروغینی است که هیچ سود و زیانی ندارد.

آنچه که به اصطلاح موفقیت های سیاسی در غرب برای برخی از شخصیت ها با نام های اسلامی خوانده می شود، چیزی جز خرده هایی نیست که به عنوان مسکن برای امت ارائه می شود، تا به آنها گفته شود: ببینید، تغییر از طریق نظام های ما امکان پذیر است.

 حقیقت این "نمایندگی" چیست؟

غرب درهای حکومت را به روی اسلام باز نمی کند، بلکه فقط به روی کسانی باز می کند که با ارزش ها و افکار آن همخوانی داشته باشند. و هر کسی که وارد نظام آنها شود باید قانون اساسی آنها و قوانین عرفی آنها را بپذیرد و از حکومت اسلام چشم پوشی کند، اگر به این راضی شود، به یک الگوی قابل قبول تبدیل می شود، اما مسلمان واقعی، از ریشه مورد قبول آنها نیست.

زوهران ممدانی کیست؟ و چرا این توهم ساخته می شود؟

او فردی است که نام مسلمان دارد اما دستور کار منحرفی را اتخاذ می کند که کاملاً مخالف فطرت اسلام است، از حمایت از همجنس گرایان و ترویج آنچه "حقوق" آنها نامیده می شود، و او یک الگوی زنده برای چگونگی ساخت الگوهای خود توسط غرب است: مسلمان به نام، سکولار در عمل، خدمتگزار دستور کار لیبرالیسم غربی نه بیشتر. بلکه برای مشغول کردن امت از مسیر واقعی خود، به جای اینکه خواستار دولت اسلامی و خلافت شود، درگیر کرسی های پارلمانی و مناصب در نظام های کفر می شود! و به جای اینکه برای آزادی فلسطین رو کند، منتظر کسی می ماند که "از غزه" از داخل کنگره آمریکا یا پارلمان اروپا "دفاع کند"!

حقیقت این است که این تحریف مسیر تغییر واقعی است، که برپایی خلافت راشده بر منهج نبوت است، که پرچم اسلام را بالا می برد، شریعت خدا را برپا می کند و امت را پشت سر یک خلیفه متحد می کند که از پشت سرش می جنگند و از او تقوا می کنند.

پس فریب نام ها را نخورید و از کسانی که از نظر ظاهری به شما تعلق دارند و از نظر محتوایی با شما مخالفند، خوشحال نشوید، زیرا هر کس نام سعید یا علی یا زوهران را یدک می کشد در راه پیامبر ما محمد ﷺ نیست.

و بدانید که تغییر از داخل پارلمان های کفر نمی آید، بلکه از ارتش های امت می آید که زمان آن رسیده است که به حرکت درآیند، و از جوانان آگاه آن که شب و روز برای براندازی غرب و مزدوران و پیروان خائن آن در سرزمین های اسلام و مسلمانان تلاش می کنند.

مسلمانان از طریق انتخابات دموکراسی و نه از طریق صندوق های غرب به پا نخواهند خاست، بلکه با یک بیداری واقعی بر اساس عقیده اسلامی، با برپایی دولت خلافت راشده که جایگاه اسلام را باز می گرداند، عزت مسلمانان را باز می گرداند و توهمات دموکراسی را درهم می شکند.

فریب نام ها را نخورید و امید خود را به افراد در نظام های کفر نبندید، بلکه به پروژه بزرگ خود بازگردید: از سرگیری زندگی اسلامی، این تنها راه عزت و پیروزی و تمکین است.

صحنه تکرار خفت باری از مصیبت های قدیمی است: نمادهای جعلی، وفاداری به نظام های غربی، و انحراف از مسیر اسلام. و هر کس این مسیر را تشویق کند، امت را گمراه می کند. پس به پروژه خلافت بازگردید و اجازه ندهید دشمنان اسلام رهبران و نمایندگان شما را بسازند. عزت در کرسی های دموکراسی نیست، بلکه در منصب خلافت است که حزب التحریر برای آن تلاش می کند و امت را از این انحطاط فکری و سیاسی برحذر می دارد. پس هیچ نجاتی برای ما نیست جز با دولت خلافت، که اجازه نمی دهد کسانی که به دینی غیر از اسلام معتقدند بر مسلمانان حکومت کنند، نه کسانی که انحراف و انحراف را توجیه می کنند، و نه کسانی که برای مردم غیر از آنچه خدا نازل کرده است قانونگذاری می کنند.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالمحمود العامری - ولایت یمن

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ  حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

مصر بین شعارهای دولتی و واقعیت تلخ

حقیقت کامل درباره فقر و سیاست‌های سرمایه‌داری

درگاه الاهرام روز سه شنبه 4 نوامبر 2025 گزارش داد که نخست وزیر مصر در سخنانی که به نیابت از رئیس جمهور در دومین اجلاس جهانی توسعه اجتماعی در دوحه، پایتخت قطر، ایراد کرد، گفت که مصر رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر در همه اشکال و ابعاد آن، از جمله "فقر چند بعدی" را اعمال می کند.

سال‌هاست که تقریباً هیچ سخنرانی رسمی در مصر خالی از عباراتی مانند «رویکردی جامع برای ریشه کنی فقر» و «شروع واقعی اقتصاد مصر» نیست. مقامات این شعارها را در کنفرانس‌ها و مناسبت‌ها تکرار می‌کنند و با تصاویری براق از پروژه‌های سرمایه‌گذاری، هتل‌ها و استراحتگاه‌ها همراه است. اما واقعیت، همانطور که گزارش های بین المللی گواه است، کاملاً متفاوت است. فقر در مصر همچنان یک پدیده ریشه دار است، بلکه با وجود وعده‌های مکرر دولت برای بهبود و نوسازی، رو به وخامت است.

بر اساس گزارش های یونیسف، اسکوا و برنامه جهانی غذا برای سال های 2024 و 2025، حدود یک نفر از هر پنج مصری در فقر چند بعدی زندگی می کنند، یعنی از بیش از یک جنبه از جنبه های اساسی زندگی مانند آموزش، بهداشت، مسکن، کار و خدمات محروم هستند. داده ها همچنین تأیید می کنند که بیش از 49٪ از خانواده ها در دسترسی به غذای کافی با مشکل مواجه هستند، که این رقم تکان دهنده ای است که عمق بحران معیشتی را منعکس می کند.

اما فقر مالی، یعنی کاهش درآمد در مقایسه با هزینه های زندگی، به شدت افزایش یافته است، در نتیجه امواج متوالی تورم که دستمزدها، تلاش ها و پس انداز مردم را خورده است، تا جایی که درصد زیادی از مصری ها علی رغم کار مداوم زیر خط فقر مالی هستند.

درحالی که دولت از ابتکاراتی مانند "تکافل و کرامه" و "زندگی کریمانه" صحبت می‌کند، آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که این برنامه‌ها ساختار فقر را اساساً تغییر نداده‌اند، بلکه به مسکن‌های موقتی شبیه هستند که مانند قطره‌ای است که در صحرا ریخته می‌شود. روستا نشین مصر که بیش از نیمی از جمعیت را در خود جای داده است، همچنان از ضعف خدمات، فقدان فرصت‌های شغلی مناسب و فرسودگی زیرساخت‌ها رنج می‌برد. گزارش اسکوا تأیید می کند که محرومیت در روستا چندین برابر بیشتر از شهرها است که نشان دهنده توزیع ناعادلانه ثروت و غفلت مزمن از حاشیه ها است.

هنگامی که نخست وزیر از پسر وطن "که با دولت اقدامات اصلاحات اقتصادی را تحمل کرد" تشکر می کند، در واقع به وجود رنج واقعی ناشی از این سیاست ها اعتراف می کند. با این حال، این اعتراف با تغییری در رویکرد همراه نیست، بلکه ادامه حرکت در همان مسیر سرمایه‌داری است که باعث بحران شد.

اصلاحات ادعایی که در سال 2016 با برنامه "شناورسازی"، افزایش یارانه ها و افزایش مالیات ها آغاز شد، اصلاح نبود، بلکه تحمیل هزینه بدهی ها و کسری به فقرا بود. در حالی که مقامات از "شروع" صحبت می کنند، سرمایه گذاری های هنگفت به سمت املاک لوکس و پروژه های توریستی که در خدمت صاحبان سرمایه هستند، می رود، در حالی که میلیون ها جوان فرصتی برای کار یا مسکن پیدا نمی کنند. بلکه بسیاری از این پروژه‌ها، مانند منطقه علم الروم در مطروح که سرمایه‌گذاری آن 29 میلیارد دلار تخمین زده می‌شود، مشارکت‌های سرمایه‌داری خارجی هستند که زمین‌ها و ثروت‌ها را به دست می‌آورند و آن‌ها را به منبع سود برای سرمایه‌گذاران تبدیل می‌کنند، نه منبع درآمد برای مردم.

این نظام شکست می خورد نه تنها به این دلیل که فاسد است، بلکه به این دلیل که بر اساس یک ایده باطل یعنی نظام سرمایه داری عمل می کند، که پول را محور تمام سیاست های دولت قرار می دهد. سرمایه داری بر آزادی مطلق مالکیت استوار است و اجازه می دهد ثروت در دست اقلیتی که ابزار تولید را در اختیار دارند، انباشته شود، در حالی که اکثریت بار مالیات ها، قیمت ها و بدهی های عمومی را بر دوش می کشند.

به همین دلیل، تمام آنچه «برنامه‌های حمایت اجتماعی» نامیده می‌شود، تلاشی برای زیبا جلوه دادن چهره وحشی سرمایه‌داری و طولانی کردن عمر نظامی ناعادلانه است که به ثروتمندان اهمیت می‌دهد و از فقرا مالیات می‌گیرد. به جای درمان ریشه درد؛ یعنی انحصار ثروت و تبعیت اقتصاد از مؤسسات بین‌المللی، تنها به توزیع خرده‌ای از کمک‌های نقدی بسنده می‌شود که نه فقری را از بین می‌برد و نه عزتی را حفظ می‌کند.

مراقبت، لطفی از سوی حاکم به رعیت نیست، بلکه یک وظیفه شرعی و مسئولیتی است که خداوند در دنیا و آخرت او را به خاطر آن بازخواست خواهد کرد. آنچه امروز در حال وقوع است، غفلت عمدی از امور مردم و دست کشیدن از وظیفه مراقبت به نفع وام های مشروط از صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است.

دولت واسطه ای بین فقیر و طلبکار خارجی شده است، مالیات وضع می کند، یارانه ها را کاهش می دهد و اموال عمومی را برای جبران کسری متورم که توسط خود نظام سرمایه داری ایجاد شده است، می فروشد. در این میان، مفاهیم شرعی که اقتصاد را تنظیم می کنند، مانند حرام بودن ربا، ممنوعیت تملک ثروت های عمومی توسط افراد و وجوب نفقه بر رعیت از بیت المال مسلمین، غایب است.

اسلام یک نظام اقتصادی یکپارچه ارائه کرده است که فقر را از ریشه درمان می کند، نه فقط با کمک های نقدی یا پروژه های زیبایی. این نظام بر مبانی شرعی ثابتی استوار است که مهمترین آنها عبارتند از:

1- حرام بودن ربا و بدهی های ربوی که دولت را مقید می کند و منابع آن را تحلیل می برد، با از بین رفتن ربا، وابستگی اقتصاد به مؤسسات بین المللی از بین می رود و حاکمیت مالی به امت باز می گردد.

2- قرار دادن مالکیت ها در سه نوع:

مالکیت فردی: مانند خانه ها، مغازه ها و مزارع خصوصی...

مالکیت عمومی: شامل ثروت های بزرگ مانند نفت، گاز، معادن و آب...

مالکیت دولت: مانند زمین های فیء، رکاز و خراج...

با این توزیع، عدالت محقق می شود، زیرا از انحصار منابع امت توسط گروهی اندک جلوگیری می شود.

3- تضمین کفایت برای هر فرد از رعیت: دولت نیازهای اساسی هر انسانی را در رعیت خود از خوراک، پوشاک و مسکن تامین می کند، اگر از کار ناتوان باشد، بیت المال باید از او انفاق کند.

4- زکات و انفاق اجباری: زکات احسان نیست بلکه فریضه است، دولت آن را جمع آوری می کند و در مصارف شرعی آن برای فقرا، مساکین و بدهکاران صرف می کند. این یک ابزار توزیع موثر است که پول را به چرخه زندگی در جامعه باز می گرداند.

همراه با تشویق به کار مولد و منع بهره کشی، و ترغیب به سرمایه گذاری منابع در پروژه های مفید واقعی مانند صنایع سنگین و نظامی، نه در سفته بازی ها، املاک لوکس و پروژه های خیالی. علاوه بر تنظیم قیمت ها با عرضه و تقاضای واقعی، نه با انحصار و نه با شناورسازی.

تنها دولت خلافت بر منهاج نبوت قادر به اجرای عملی این احکام است، زیرا بر اساس عقیده اسلامی بنا شده است و هدف آن مراقبت از امور مردم است نه جمع آوری اموال آنها. در سایه خلافت، نه ربا وجود دارد و نه وام های مشروط، و نه فروش ثروت های عمومی به خارجی ها، بلکه منابع به گونه ای اداره می شوند که مصلحت امت را تامین کند، و بیت المال تامین مالی مراقبت های بهداشتی، آموزش و پرورش و تاسیسات عمومی را از منابع دولت، خراج، انفال و مالکیت عمومی بر عهده می گیرد.

اما نیازهای اساسی فقرا، یکایک آنها تامین می شود، نه از طریق صدقات موقت، بلکه به عنوان یک حق شرعی تضمین شده. بنابراین، مبارزه با فقر در اسلام یک شعار سیاسی نیست، بلکه یک نظام زندگی یکپارچه است که عدالت را برقرار می کند، از ظلم جلوگیری می کند و ثروت را به صاحبانش باز می گرداند.

بین سخنان رسمی و واقعیت زندگی، فاصله بسیار زیادی وجود دارد که از دید هیچ کس پنهان نیست. در حالی که دولت از پروژه‌های «غول‌پیکر» و «آغاز واقعی» خود می‌خواند، میلیون‌ها مصری زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از گرانی، بیکاری و ناامیدی رنج می‌برند. حقیقت این است که این رنج از بین نخواهد رفت تا زمانی که مصر در راه سرمایه‌داری گام بردارد، اقتصاد خود را به رباخواران تسلیم کند و تابع سیاست‌های مؤسسات بین‌المللی باشد.

بحران ها و مشکلات مصر، مشکلات انسانی هستند نه مادی، و احکام شرعی مربوط به آن، چگونگی برخورد و درمان آن بر اساس اسلام را نشان می دهد، و راه حل ها آسان تر از چشم پوشی هستند، اما نیاز به مدیریت مخلصانه ای دارند که اراده ای آزاد داشته باشد و بخواهد در مسیر درست گام بردارد و واقعاً خیر مصر و مردم آن را بخواهد، و در این صورت این مدیریت باید تمام قراردادهایی را که قبلاً منعقد شده و با تمام شرکت هایی که دارایی های کشور و آنچه از دارایی های عمومی آن است را در انحصار خود دارند و در راس آنها شرکت های اکتشاف گاز، نفت، طلا و سایر معادن و ثروت ها هستند، بازبینی کند و تمام این شرکت ها را اخراج کند زیرا آنها اصولا شرکت های استعماری غارتگر ثروت های کشور هستند، سپس پیمانی جدید تدوین کند که بر توانمندسازی مردم از ثروت های کشور استوار باشد و شرکت هایی را ایجاد یا اجاره کند که خود به تولید ثروت از منابع نفت، گاز، طلا و سایر معادن بپردازند و این ثروت ها را دوباره در بین مردم توزیع کنند، در این صورت مردم قادر خواهند بود زمین های موات را کشت کنند که دولت آنها را قادر می سازد از حق خود در آن بهره برداری کنند و همچنین قادر خواهند بود آنچه را که باید تولید کنند تا اقتصاد مصر را ارتقا دهند و نیازهای مردم آن را برآورده سازند و دولت در این راه از آنها حمایت خواهد کرد و تمام اینها ضرب المثل خیالی نیست و نه غیرممکن است و نه پروژه ای که برای آزمایش ارائه می دهیم که ممکن است موفق شود یا شکست بخورد، بلکه احکام شرعی لازم الاجرا برای دولت و رعیت است، پس دولت نمی تواند از ثروت های کشور که متعلق به مردم است به بهانه قراردادهایی که قوانین بین المللی ناعادلانه تصویب، تایید و حمایت می کند، چشم پوشی کند و نه می تواند مردم را از آن منع کند، بلکه باید هر دستی را که غارتگرانه به ثروت های مردم دراز می شود، قطع کند، این چیزی است که اسلام ارائه می دهد و باید اجرا شود، اما به طور جدا از سایر نظام های اسلام اجرا نمی شود، بلکه تنها از طریق دولت خلافت راشده بر منهاج نبوت اجرا می شود، این دولتی است که حزب التحریر دغدغه و دعوت به آن را دارد و از مصر و مردم آن، مردم و ارتش، می خواهد که با آن برای رسیدن به آن همکاری کنند، باشد که خداوند پیروزی را از جانب خود بنویسد و آن را واقعیتی ببینیم که اسلام و پیروانش را عزیز می دارد، خدایا هر چه زودتر.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ﴾

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

سعید فضل

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ولایت مصر