خلاصه کتاب الأجهزة مدقق - 01-
خلاصه کتاب الأجهزة مدقق - 01-

نظام حکومتی در اسلام، نظام خلافت است که در آن خلیفه‌ای با بیعت بر کتاب خدا و سنت رسولش منصوب می‌شود؛ تا به آنچه خداوند نازل کرده است حکم کند، خداوند متعال فرمود: (پس در میان آنان به آنچه خداوند نازل کرده است حکم کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن در برابر حقی که به سوی تو آمده است). صحابه بر نصب خلیفه اجماع کردند و اجماع آنان با به تأخیر انداختن دفن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از وفاتش به مدت دو شب و مشغول شدن به نصب خلیفه‌ای برای او تأیید شد، با اینکه دفن میت پس از وفاتش واجب است، پس این دلالت می‌کند بر اینکه نصب خلیفه واجب‌تر از دفن میت است.

0:00 0:00
Speed:
July 31, 2025

خلاصه کتاب الأجهزة مدقق - 01-

خلاصه کتاب الأجهزة مدقق - 01-

نظام حکومتی در اسلام، نظام خلافت است که در آن خلیفه‌ای با بیعت بر کتاب خدا و سنت رسولش منصوب می‌شود؛ تا به آنچه خداوند نازل کرده است حکم کند، خداوند متعال فرمود: (پس در میان آنان به آنچه خداوند نازل کرده است حکم کن و از هوس‌های آنان پیروی مکن در برابر حقی که به سوی تو آمده است). صحابه بر نصب خلیفه اجماع کردند و اجماع آنان با به تأخیر انداختن دفن رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از وفاتش به مدت دو شب و مشغول شدن به نصب خلیفه‌ای برای او تأیید شد، با اینکه دفن میت پس از وفاتش واجب است، پس این دلالت می‌کند بر اینکه نصب خلیفه واجب‌تر از دفن میت است.

نظام حکومتی در اسلام پادشاهی نیست، پس حکومت به ارث برده نمی‌شود، بلکه بیعت امت روشی برای نصب خلیفه است، همانطور که نظام پادشاهی پادشاه را با امتیازات ویژه مختص می‌کند و او را فراتر از قانون قرار می‌دهد، در برخی از نظام‌های پادشاهی مالک است و حکومت نمی‌کند، و در نظام‌های دیگر مالک است و در کشور به میل خود تصرف می‌کند. اما در نظام خلافت، خلیفه هیچ امتیاز ویژه‌ای ندارد و در تمام تصرفات خود به احکام شرعی مقید است.

و نظام حکومتی در اسلام امپراتوری نیست؛ زیرا این نظام اگرچه چندین اقلیم را به دنبال دارد، اما در حکومت، مال و اقتصاد، مزیت را برای مرکز قرار می‌دهد. اما نظام اسلام همه افراد را برابر می‌داند، حتی اهل ذمه نیز از انصافی برخوردارند که مسلمانان دارند و تکالیفی بر عهده دارند که مسلمانان دارند. همچنین نظام حکومتی در اسلام، اقالیم را مستعمره و محل استثمار قرار نمی‌دهد، همانطور که در نظام امپراتوری وجود دارد، بلکه همه اقالیم را بخشی از دولت می‌داند و همه در حقوق برابر هستند.

و نظام حکومتی در اسلام فدرالی نیست، بلکه نظام وحدت است، زیرا نظام فدرالی هر اقلیم را مستقل از خود می‌داند، اما در حکومت عمومی متحد می‌شوند، اما نظام اسلام نظام وحدت است، مالیه همه اقالیم را یکی می‌داند، اگر درآمدهای یکی از ولایت‌ها برای مخارج آن کافی نباشد، به اندازه نیازهایش و نه به اندازه درآمدهایش برای آن هزینه می‌شود.

و نظام حکومتی در اسلام جمهوری نیست، نظام جمهوری واکنشی به استبداد نظام پادشاهی بود، جایی که حاکمیت و قدرت در دست پادشاه بود، پس این نظام آمد و حاکمیت و قدرت را به مردم منتقل کرد، در آنچه به نام دموکراسی نامیده می‌شود، پس مردم هستند که قانون‌گذاری می‌کنند و خوب و بد را تشخیص می‌دهند، و حکومت در نظام جمهوری ریاستی در دست رئیس جمهور و وزرایش و در نظام جمهوری پارلمانی در دست هیئت وزیران باقی می‌ماند. اما در اسلام، قانون‌گذاری برای مردم نیست، بلکه فقط برای خداست، همچنین منافع مردم همه در یک دستگاه اداری واحد است، نه از طریق وزارتخانه‌هایی که دارای اختیارات جداگانه و بودجه‌های جداگانه هستند، به طوری که مازاد از یک بودجه به بودجه دیگر منتقل نمی‌شود مگر با اقدامات طولانی که باعث پیچیدگی در حل منافع مردم به دلیل تداخل چند وزارتخانه در یک منفعت می‌شود. همچنین در نظام حکومتی در اسلام هیئت وزیران برای حکومت وجود ندارد، بلکه امت با خلیفه بر حکومت بیعت می‌کنند و او معاونانی را برای تحمل بارهای خلافت منصوب می‌کند.

و نظام حکومتی در اسلام دموکراتیک نیست -به معنای واقعی دموکراسی- از این نظر که قانون‌گذاری برای مردم است، و غرب می‌داند که نمی‌تواند دموکراسی را با این معنا به بازار عرضه کند، پس تلاش کرد از این در وارد کند که این مکانیزم انتخاب حاکم است، و با توجه به سرکوب موجود در کشورهای اسلامی، بازاریابی دموکراسی در کشورهای ما برای کافر آسان شد و در قسمت اصلی آن حیله کرد و آن این است که قانون‌گذاری در دست مردم است، و این چیزی است که هیچ مؤمنی نمی‌گوید و راضی نمی‌شود.

اما انتخاب حاکم در اسلام امری است که تصریح شده است، کسی که چگونگی انتخاب خلفای راشدین را دنبال می‌کند می‌بیند که برای یکی بیعت اهل حل و عقد و نمایندگان امت انجام می‌شد تا خلیفه‌ای شود که اطاعت از او واجب است، بیعت مردم با خلیفه شرط اساسی است تا خلیفه شود. همچنین نظام جمهوری آزادی‌ها را تأیید می‌کند، به طوری که مرد و زن هر چه بخواهند انجام می‌دهند، بدون توجه به حلال و حرام، پس آنها آزادی مذهبی دارند، از ارتداد و تغییر دین بدون هیچ قیدی، و آزادی مالکیت و آزادی بیان.

دستگاه‌های دولت خلافت از دستگاه‌هایی گرفته می‌شود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در مدینه برپا کردند، و آنها عبارتند از: خلیفه، معاونان (وزرای تفویض)، وزرای اجرا، والیان، امیر جهاد (ارتش)، امنیت داخلی، خارجه، صنعت، قضا، منافع مردم، بیت المال، رسانه، مجلس امت (شورا و حسابرسی).

More from null

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی" - قسمت پانزدهم

تأملاتی در کتاب: "از مؤلفه‌های روانشناسی اسلامی"

تهیه کننده: استاد محمد احمد النادی

قسمت پانزدهم

الحمدلله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی امام المتقین، و سید المرسلین، مبعوث رحمت للعالمین، سیدنا محمد و علی آله و صحبه اجمعین، و اجعلنا معهم، و احشرنا فی زمرتهم برحمتک یا ارحم الراحمین.

شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

السلام علیکم و رحمه الله و برکاته، و بعد: در این قسمت، تأملات خود را در کتاب: "از مؤلفه های روانشناسی اسلامی" ادامه می دهیم. و به منظور ساختن شخصیت اسلامی، با توجه به ذهنیت اسلامی و روانشناسی اسلامی، می گوییم و از خدا توفیق می طلبیم:

ای مسلمانان:

در قسمت گذشته گفتیم: برای مسلمان نیز سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند، همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند، و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و در این قسمت اضافه می کنیم و می گوییم: برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد، به دلیل حدیث ابوهریره که بخاری در الأدب المفرد و ابویعلی در مسندش و نسائی در الکنی و ابن عبدالبر در التمهید آورده اند، و عراقی گفته است: سند آن خوب است، و ابن حجر در تلخیص الحبیر گفته است: سند آن حسن است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "به همدیگر هدیه دهید تا یکدیگر را دوست داشته باشید".

و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد، به دلیل حدیث عایشه نزد بخاری که گفت: "رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه را می پذیرفت و در مقابل آن پاداش می داد".

و حدیث ابن عمر نزد احمد و ابوداود و نسائی، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به خدا پناه برد، به او پناه دهید، و هر کس از شما به نام خدا چیزی خواست، به او بدهید، و هر کس از خدا طلب پناهندگی کرد، به او پناه دهید، و هر کس به شما احسانی کرد، به او پاداش دهید، و اگر نیافتید، برای او دعا کنید تا بدانید که به او پاداش داده اید".

و این بین برادران است، و هیچ ارتباطی با هدایای رعیت به حاکمان ندارد، زیرا آنها مانند رشوه حرام هستند، و از پاداش دادن این است که بگوید: خدا به تو جزای خیر دهد.

ترمذی از اسامه بن زید رضی الله عنهما روایت کرده و گفته است حسن صحیح است، گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس به او احسانی شود و به کننده آن بگوید: "خدا به تو جزای خیر دهد" به درستی که در ستایش مبالغه کرده است". و ستایش شکر است، یعنی پاداش دادن، به ویژه از کسی که غیر از آن چیزی نمی یابد، به دلیل آنچه ابن حبان در صحیح خود از جابر بن عبدالله روایت کرده است، گفت: شنیدم که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس نیکی کند و جز ستایش برای او خیری نیابد، پس او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به باطل زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و با سند حسن نزد ترمذی از جابر بن عبدالله روایت شده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس عطایی کند و چیزی بیابد، باید آن را جبران کند، و اگر نیابد، باید او را ستایش کند، پس هر کس او را ستایش کند، او را شکر کرده است، و هر کس آن را پنهان کند، کفر ورزیده است، و هر کس به چیزی که به او داده نشده است زینت کند، مانند کسی است که دو لباس دروغ پوشیده است". و کفر ورزیدن به عطاء یعنی پنهان کردن و پوشاندن آن.

و با سند صحیح ابوداود و نسائی از انس روایت کرده اند که گفت: "مهاجرین گفتند ای رسول خدا، انصار همه پاداش را بردند، ما قومی را ندیدیم که بهتر از آنها در دادن چیزهای زیاد بذل و بخشش کنند، و نه بهتر از آنها در همدردی در چیزهای کم، و آنها مخارج ما را کفایت کردند، فرمود: آیا شما آنها را به خاطر آن ستایش نمی کنید و برای آنها دعا نمی کنید؟ گفتند: آری، فرمود: پس آن در مقابل آن است".

و شایسته است که مسلمان کم را مانند زیاد شکر کند، و از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند، به دلیل آنچه عبدالله بن احمد در زوائد خود با سند حسن از نعمان بن بشیر روایت کرده است که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس کم را شکر نکند، زیاد را شکر نکرده است، و هر کس از مردم تشکر نکند، خدا را شکر نکرده است، و سخن گفتن از نعمت خدا شکر است، و ترک آن کفر است، و جماعت رحمت است، و تفرقه عذاب است".

و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند، به دلیل آنچه بخاری از ابوموسی روایت کرده است، گفت: "پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود که مردی آمد و سؤال کرد، یا نیازمندی حاجتی را طلب کرد، رو به ما کرد و فرمود: شفاعت کنید تا پاداش داده شوید و خداوند بر زبان پیامبرش آنچه را که می خواهد جاری کند".

و به دلیل آنچه مسلم از ابن عمر از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: "هر کس برای برادر مسلمانش به صاحب قدرتی برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری واسطه شود، در روزی که قدم ها می لغزند، برای عبور از صراط یاری می شود".

و همچنین برای مسلمان مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، به دلیل آنچه ترمذی روایت کرده و گفته است این حدیث حسن است از ابودرداء از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که فرمود: "هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، خداوند در روز قیامت آتش را از صورتش دور می کند". و حدیث ابودرداء را احمد آورده و گفته است سندش حسن است، و هیثمی نیز همین را گفته است.

و آنچه اسحاق بن راهویه از اسماء بنت یزید روایت کرده است که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود: "هر کس در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند، بر خدا حق است که او را از آتش آزاد کند".

و قضاعی در مسند الشهاب از انس آورده است، که گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "هر کس در غیاب برادرش را یاری کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری می کند". و قضاعی همچنین از عمران بن حصین با این اضافه آورده است: "و او توانایی یاری کردن او را دارد". و به دلیل آنچه ابوداود و بخاری در الأدب المفرد آورده اند، و زین عراقی گفته است: سندش حسن است از ابوهریره که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: "مؤمن آینه مؤمن است، و مؤمن برادر مؤمن است، از هر کجا که او را ملاقات کند، زیان او را از او دفع می کند و از پشت سر از او محافظت می کند".

ای مسلمانان:

از طریق احادیث نبوی شریفی که در این قسمت و قسمت قبل وارد شده است، دانستید که برای کسی که برادری را در راه خدا دوست دارد، سنت است که او را از دوست داشتن خود آگاه کند و به او اطلاع دهد. و همچنین برای مسلمان سنت است که برای برادرش در غیابش دعا کند. همانطور که برایش سنت است که از برادرش بخواهد که برایش دعا کند. و برای او سنت است که پس از دوست داشتن او، از او دیدار کند و با او بنشیند و با او پیوند برقرار کند و در راه خدا با او بذل و بخشش کند. و برای مسلمان مستحب است که با آنچه دوست دارد با برادرش ملاقات کند تا او را با این کار خوشحال کند. و برای مسلمان مستحب است که به برادرش هدیه دهد. و همچنین مستحب است که هدیه او را بپذیرد، و در مقابل آن پاداش دهد.

و شایسته است که مسلمان از مردمی که به او خیری می رسانند تشکر کند. و از سنت است که برای برادرش برای منفعت خیر یا آسان کردن دشواری شفاعت کند. و همچنین برای او مستحب است که در غیاب از آبروی برادرش دفاع کند. پس آیا به این احکام شرعی و سایر احکام اسلام پایبند باشیم؛ تا همانگونه باشیم که پروردگارمان دوست دارد و از آن راضی می شود، تا آنچه را که در ماست تغییر دهد، و احوال ما را اصلاح کند، و به خیر دنیا و آخرت دست یابیم؟!

شنوندگان گرامی: شنوندگان رادیو دفتر اطلاع رسانی حزب التحریر:

در این قسمت به این مقدار بسنده می کنیم، به این امید که تأملات خود را در قسمت های آینده ان شاء الله تعالی تکمیل کنیم، تا آن زمان و تا زمانی که شما را ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا و حفظ و امان او می گذاریم. از حسن توجه شما سپاسگزاریم و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

بدانید ای مسلمانان! - قسمت 15

بدانید ای مسلمانان!

قسمت 15

اینکه از دستگاههای دولت خلافت، یاری دهندگان هستند، و آنها وزیرانی هستند که خلیفه آنها را با خود منصوب می کند، تا در تحمل بارهای خلافت و انجام مسئولیت های آن به او کمک کنند، زیرا فراوانی بارهای خلافت، به ویژه هر چه دولت خلافت بزرگتر و گسترده تر شود، خلیفه به تنهایی از حمل آن ناتوان می شود و نیاز به کسی دارد که در حمل آن برای انجام مسئولیت هایش به او کمک کند، اما درست نیست که آنها را بدون قید و شرط وزیر بنامیم تا معنای وزیر در اسلام که به معنای معاون است، با معنای وزیر در نظام های عرفی کنونی بر اساس دموکراسی سرمایه داری سکولار یا سایر نظام هایی که در عصر حاضر شاهد آن هستیم، اشتباه نشود.