مع الحديث الشريف - الإمارة – الجزء الأول
این در حالی است که منظور از مجتهدانی که اتفاق نظرشان واجب است، کسانی هستند که در زمان وقوع حادثه یا مطرح شدن مسئله وجود داشته اند، و اعتباری به مجتهدانی که در آینده به وجود می آیند نیست، بلکه بر آنهاست که اگر یافت شدند: پیروی کنند، و بعد از گذشت مدت کافی برای بررسی و نظر و انتشار خبر از واقعه، اعتباری به مخالف نیست، زیرا نصوص دریافتی از رسول خدا ﷺ بر اجماع مقدم است، تصور وجود ادله ای از سنت که اجماع را نسخ یا با آن معارضه کند، ممکن نیست. همچنین، آنچه اجماع را نقض می کند، رأی شخصی صحابه یا مجتهد نیست تا گفته شود: همه آرای آنها به ما نرسیده است، بلکه با خبر (یعنی حدیث) نقض می شود، زیرا اجماع دلیلی را آشکار می کند، پس حصول اجماع نقض نمی شود مگر با وجود دلیل مخالف، یا اجتهادی که به دلیل نقض کننده بازگردد، و در این صورت باید خبری از نقض اجماع و بازگشت صحابه به دلیل برسد، یا تمسک آنها به آنچه به طور اجماع نقل کرده اند، زیرا آن را دلیل معتبر می دانند، بنابراین عدم نقل مخالفت اجماع آنها با دلیل، برای اثبات حصول اجماع و قطعیت آن کافی است.
در زمانی که ناامیدی فراوان شده، و آزمایشها بر دوش امت سنگینی میکند، و راه تغییر مملو از خطرات و مشکلات است، نیاز حامل دعوت برای از سرگیری زندگی اسلامی به فهم عمیقی از قضا و قدر برجسته میشود، فهمی که یقین را استوار میکند، و ثبات میبخشد، و شخصیتی میسازد که طوفانها آن را تکان نمیدهد، و وحشتها آن را از هدفش منحرف نمیکند. سخن گفتن از قضا و قدر تجمل فکری نیست، و نه بحث فلسفی که به خاطر جدل در آن وارد شوند، بلکه اصلی از اصول عقیده اسلامی است،
null
null
null
null
null
null