احتکار عملیات خرید و بازاریابی طلا جنایتی در حق امت است و ثبات قیمت ارز ادعایی را تقویت نمی کند
September 08, 2025

احتکار عملیات خرید و بازاریابی طلا جنایتی در حق امت است و ثبات قیمت ارز ادعایی را تقویت نمی کند

احتکار عملیات خرید و بازاریابی طلا جنایتی در حق امت است

و ثبات قیمت ارز ادعایی را تقویت نمی کند

کمیته اضطراری اقتصادی به ریاست نخست وزیر انتقالی دکتر کامل ادریس، در اقدامی با هدف رسیدگی به وخامت سریع اقتصادی، (به ادعای خودش) بسته ای از ده تصمیم جدید را اعلام کرد که هدف آن تنظیم عملکرد مالی و تقویت ثبات نرخ ارز پوند سودان است که از زمان آغاز جنگ در آوریل 2023 به کاهش خود ادامه می دهد، به طوری که نرخ ارز دلار در بازار موازی به حدود 3400 پوند رسید که در مقایسه با دوره قبل از درگیری، بیش از 700 درصد افزایش داشته است. از جمله تصمیمات کمیته اضطراری، (محدود کردن عملیات خرید و بازاریابی طلا به یک نهاد دولتی، و پیگیری صادرات برای محدود کردن قاچاق طلا) بود (رادیو دبنقا، 2025/08/22).

نخست وزیر معتقد بود که فقط شرکا حق خرید و بازاریابی طلا را دارند، جایی که گفت (امروز از راه اندازی رویداد افتتاحیه پنجره واحد سودان برای صادرات طلا خرسندم، که عضو شورای حاکمیتی، تیم مهندس ابراهیم جابر، علاوه بر تعدادی از وزرا و مقامات ارشد دولتی، مانند وزارت معادن، حضور داشتند) و گفت (ما با شرکای خود تلاش کردیم تا این مرحله مهم را به پایان برسانیم که به تسهیل و ساده سازی رویه های صادرات طلا برای کمک به پیشرفت اقتصاد ملی و تامین خزانه عمومی با ارزهای قابل توجه کمک می کند). پنجره واحد صادرات طلا یک پلت فرم متمرکز است که هدف آن تسهیل روند صادرات طلا از کشور است و در آن همه طرف های ذیربط از (وزارت معادن، وزارت تجارت، بانک مرکزی سودان، شرکت منابع معدنی سودان، سازمان استانداردها و مقیاس ها، پلیس گمرک، سازمان امنیت اقتصادی، سازمان اطلاعات نظامی، اتاق بازرگانی) گرد هم می آیند.

آیا این احتکار طلا نیست؟! و برای محدود کردن بیشتر مردم، کمیته در نظر گرفت که هر کسی که مدارک مثبته برای طلایی که در اختیار دارد نداشته باشد، از او مصادره می شود!

نخست وزیر معتقد است که (این پنجره عملیات قاچاق را کاهش می دهد)، و گفت: (با این سیاست، وزارت معادن از بسیاری از هزینه های مربوط به رویه های صادرات در شرکت سودانی چشم پوشی کرده است. با این اقدامات، می خواهیم اشاره کنیم که درآمدهای صادرات در ماه های گذشته سال جاری به یک میلیارد و 500 میلیون دلار رسیده است. ما در تلاش هستیم تا با سیاست ها و اقدامات، قاچاق طلا را متوقف کنیم).

از سوی دیگر، اتاق صادرات از این اقدامات ابراز نارضایتی کرد، جایی که عبد المنعم الصدیق، رئیس بخش صادرکنندگان طلا، در مصاحبه ای با الجزیره نت به تاریخ 2025/08/21، تصمیم دولت برای انحصار صادرات طلا را "تصمیمی فاجعه بار توصیف کرد که باعث نابودی آنچه از اقتصاد رو به زوال سودان باقی مانده است و همان تجربه دولت نجات و سیاست های اخیر آن را تکرار می کند که نتایج آن برای همه معلوم بود". وی ادامه داد: «نمی دانم چرا اصرار بر امتحان کردن آزموده شده وجود دارد و این منجر به اصلاح اقتصاد رو به زوال ما نمی شود که برای تامین بیشتر نیازهای کشور به صادرات طلا متکی است». وی افزود: انحصار صادرات طلا برای یک گروه معین، عرصه را برای فساد گسترده می کند و می گوید: «از طریق تجربیات گذشته خود با همین سیاست ها، وطن جز اتلاف منابع خود از طریق قاچاق و همچنین فساد و افساد بیشتر، چیزی به دست نیاورده است».

طبق احکام شریعت، معلوم است که فلز طلا و سایر فلزات از دارایی های دولت نیستند، بلکه یا مالکیت فردی دارند یا مالکیت عمومی. حکم شرعی در برخورد با فلزات به شرح زیر است:

فلزات دو دسته اند: دسته ای که مقدار آن محدود است به مقداری که نسبت به فرد مقدار زیادی محسوب نمی شود، و دسته ای که مقدار آن نامحدود است. اما دسته ای که مقدار آن محدود است، مالکیت فردی است و مالک آن مالکیت فردی است و با آن مانند رکاز رفتار می شود و یک پنجم آن پرداخت می شود. از عمرو بن شعیب از پدرش از جدش روایت است که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد لقمه سوال شد، فرمود: «هرچه از آن در راه میتاء (یعنی راهی که رفت و آمد می شود) یا روستای جامع باشد، یک سال آن را اعلام کن، اگر صاحبش آمد، آن را به او بده، و اگر نیامد، مال توست، و آنچه در خرابه باشد، یعنی در آن و در رکاز خمس است». ابوداود روایت کرده است.

اما دسته ای که مقدار آن نامحدود است و تمام نمی شود، مالکیت عمومی است و جایز نیست که به صورت فردی تملک شود، زیرا ترمذی از ابیض بن حمال روایت کرده است: «به سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از او نمک را خواست و آن را برای او جدا کرد، وقتی برگشت، مردی از مجلس گفت: آیا می دانی برای چه کسی جدا کرده ای؟ تو فقط آب دائمی را برای او جدا کرده ای. فرمود: پس آن را از او گرفت» و آب دائمی که تمام نمی شود. نمک را به دلیل تمام نشدن به آب دائمی تشبیه کرد، این حدیث دلالت می کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نمک کوه را به ابیض بن حمال جدا کرد، که دلالت می کند بر اینکه جدا کردن معدن نمک جایز است. وقتی دانست که از معدن دائمی است که تمام نمی شود، از جدا کردن آن منصرف شد و آن را برگرداند و مالکیت فرد را برای آن منع کرد، زیرا مالکیت جماعت است. و منظور در اینجا نمک نیست، بلکه منظور معدن است، به این دلیل که وقتی دانست تمام نمی شود، آن را منع کرد، با اینکه می دانست نمک است و از همان اول آن را جدا کرد، پس منع به این دلیل است که معدن است و تمام نمی شود. ابوعبید گفت: «اما جدا کردن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از ابیض بن حمال مأربی نمکی که در مأرب بود، سپس پس گرفتنش از او، پس او را جدا کرد، و در نزد او زمینی موات است که ابیض آن را زنده می کند و آباد می کند، وقتی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن شد که آب دائمی است - و آن آبی است که ماده ای دارد که تمام نمی شود مانند آب چشمه ها و چاه ها - آن را از او پس گرفت، زیرا سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد گیاه و آتش و آب این است که همه مردم در آن شریک هستند، پس ناپسند داشت که آن را برای مردی قرار دهد که آن را بدون مردم تصرف کند». و چون نمک از معادن است، پس رجوع پیامبر از جدا کردن آن برای ابیض، علتی برای عدم مالکیت فرد محسوب می شود، و آن این است که معدنی است که تمام نمی شود، و نه اینکه نمکی است که تمام نمی شود. و از این حدیث روشن می شود که علت منع در عدم جدا کردن معدن نمک این است که دائمی است، یعنی تمام نمی شود. و از روایت عمرو بن قیس روشن می شود که نمک در اینجا معدن است، جایی که گفت "معدن نمک" و از بررسی سخنان فقها روشن می شود که آنها نمک را از معادن قرار داده اند، پس حدیث مربوط به معادن است نه به نمک به طور خاص.

و این حکم، که معدنی که تمام نمی شود ملک عمومی است، شامل همه معادن می شود، چه معادن ظاهری که بدون زحمت به آنها دسترسی پیدا می شود، مردم به آنها مراجعه می کنند و از آنها بهره مند می شوند، مانند نمک، سرمه، یاقوت و امثال آنها، یا از معادن باطنی باشد، که جز با کار و زحمت به آنها دسترسی پیدا نمی شود، مانند معادن طلا، نقره، آهن، مس، سرب و امثال آنها. و چه جامد باشد مانند بلور یا مایع باشد مانند نفت، همه آنها معادنی هستند که شامل حدیث می شوند. و بر این اساس جایز نیست که مالکیت عمومی به مالکیت فردی تبدیل شود.

اما نظام سرمایه داری، و به حکم پراگماتیسم و نگرش سودجویانه به زندگی، مالکیت های عمومی را غارت می کند و معاملات آن را به ناحق و ستم احتکار می کند، پس ثروت ها نزد افراد کمی جمع می شود، در حالی که مردم در فقر شدید به سر می برند و نمی توانند نیازهای اساسی خود را برآورده کنند.

پس نخست وزیر ثروت ها را در دست شرکای خود در دستگاه های دولتی خود جمع می کند نه آنطور که خداوند می خواهد مال بین مردم در گردش باشد. و نمی توان این حرص سرمایه داری را متوقف کرد مگر با دولت خلافت راشده دوم که احکام شریعت را در مورد پول و غیره اجرا می کند و با ضرب سکه بر اساس قاعده طلا و نقره، توانایی های امت را حفظ می کند. و نه کاغذی که ارزش جوهری که در آن نوشته شده است را ندارد. بنابراین، مشکل پول با قطع ارتباط با دلار و پیوند دادن ارز به طلا و نقره حل می شود. و حزب التحریر در مقدمه قانون اساسی خود این متن را پذیرفته است:

(ماده 167: پول دولت طلا و نقره است، چه ضرب شده باشد و چه نشده باشد، و جایز نیست که پولی غیر از آن داشته باشد. و جایز است که دولت به جای طلا و نقره چیز دیگری صادر کند به شرطی که در خزانه دولت معادل آن از طلا و نقره وجود داشته باشد. پس جایز است که دولت مس یا برنز یا کاغذ یا غیر آن را صادر کند و آن را به نام خود به عنوان پول خود ضرب کند اگر معادل تمام آن از طلا و نقره داشته باشد).

و برای بازگشت به قاعده طلا، باید عللی که منجر به رها کردن آن شد و عواملی که منجر به وخامت آن شد را از بین برد، یعنی موارد زیر را انجام داد:

1- توقف چاپ پول کاغذی

2- بازگرداندن پول طلایی به گردش

3- از بین بردن موانع گمرکی از جلوی طلا، و از بین بردن همه محدودیت ها در واردات و صادرات آن.

4- از بین بردن محدودیت ها در مالکیت طلا، و نگهداری و فروش و خرید آن، و معامله با آن در قراردادها.

5- از بین بردن محدودیت ها در مالکیت ارزهای اصلی در جهان، و آزاد گذاشتن رقابت بین آنها، تا قیمت ثابتی نسبت به یکدیگر و نسبت به طلا بگیرند، بدون اینکه کشورها با کاهش ارزهای خود یا شناور کردن آنها دخالت کنند.

و هرگاه آزادی به طلا داده شود، پس برای آن بازاری باز در یک دوره زمانی کوتاه خواهد بود، و در نتیجه همه ارزهای بین المللی نرخ ارز ثابتی نسبت به طلا خواهند گرفت، و معامله بین المللی با طلا راه خود را به وجود پیدا خواهد کرد، جایی که ارزش قراردادها برای کالاهایی که ارزش آنها با طلا تخمین زده شده است پرداخت می شود.

این اقدامات اگر توسط یک کشور قوی انجام شود، موفقیت آن منجر به تشویق کشورهای دیگر به پیروی از آن در این زمینه خواهد شد. که منجر به پیشرفت به سوی بازگرداندن نظام طلا به جهان یک بار دیگر می شود.

و هیچ دولتی شایسته تر از دولت خلافت برای انجام این کار نیست. زیرا بازگشت به قاعده طلا و نقره حکم شرعی برای آن است، و زیرا دولت خلافت مسئول جهان مسئولیت هدایت و مراقبت است.

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

ابراهیم مشرف

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ایالت سودان

More from null

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی - تب دنگی و مالاریا

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی

تب دنگی و مالاریا

در سایه گسترش وسیع تب دنگی و مالاریا در سودان، ویژگی‌های یک بحران بهداشتی حاد آشکار می‌شود که نشان‌دهنده غیاب نقش فعال وزارت بهداشت و ناتوانی دولت در مقابله با همه‌گیری است که روز به روز جان‌ها را می‌گیرد. با وجود پیشرفت علمی و فناوری در علم بیماری‌ها، حقایق آشکار می‌شود و فساد نمایان می‌گردد.

غیاب برنامه واضح:

با وجود عبور تعداد مبتلایان از هزاران نفر، و ثبت مرگ و میر به صورت عمده بر اساس برخی منابع رسانه‌ای، وزارت بهداشت برنامه واضحی برای مبارزه با این همه‌گیری اعلام نکرده است. عدم هماهنگی بین نهادهای بهداشتی و فقدان دیدگاه پیشگیرانه در برخورد با بحران‌های همه‌گیر مشاهده می‌شود.

فروپاشی زنجیره‌های تأمین پزشکی

حتی ساده‌ترین داروها مانند "بندول" در برخی مناطق کمیاب شده‌اند، که نشان‌دهنده فروپاشی در زنجیره‌های تأمین و عدم نظارت بر توزیع داروها است، در حالی که فرد به ساده‌ترین ابزارهای تسکین و حمایت نیاز دارد.

غیاب آگاهی‌رسانی اجتماعی

هیچ کمپین رسانه‌ای مؤثری برای آموزش مردم در مورد روش‌های پیشگیری از پشه یا شناسایی علائم بیماری وجود ندارد، که باعث افزایش شیوع عفونت می‌شود و توانایی جامعه در محافظت از خود را تضعیف می‌کند.

ضعف زیرساخت‌های بهداشتی

بیمارستان‌ها از کمبود شدید کادر پزشکی و تجهیزات و حتی ابزارهای تشخیصی اساسی رنج می‌برند، که پاسخ به همه‌گیری را کند و تصادفی می‌کند و زندگی هزاران نفر را به خطر می‌اندازد.

کشورهای دیگر چگونه با همه‌گیری‌ها برخورد کردند؟

 برزیل:

- کمپین‌های سمپاشی زمینی و هوایی با استفاده از سموم دفع آفات مدرن راه‌اندازی کرد.

- پشه‌بند توزیع کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی اجتماعی را فعال کرد.

- داروها را به طور فوری در مناطق آلوده فراهم کرد.

بنگلادش:

- مراکز اضطراری موقت در محله‌های فقیرنشین ایجاد کرد.

- خطوط تلفن گرم برای گزارش و تیم‌های واکنش سیار فراهم کرد.

فرانسه:

- سیستم‌های هشدار اولیه را فعال کرد.

- نظارت بر پشه‌های ناقل را تشدید کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی محلی را آغاز کرد.

بهداشت از مهم‌ترین واجبات است و مسئولیت آن بر عهده کامل دولت است

سودان هنوز فاقد سازوکارهای مؤثر برای کشف و گزارش است، که باعث می‌شود آمار واقعی بسیار بالاتر از آمار اعلام شده باشد و بحران را پیچیده‌تر کند. بحران بهداشتی کنونی نتیجه مستقیم غیاب نقش فعال دولت در مراقبت‌های بهداشتی است که زندگی انسان را در اولویت قرار می‌دهد، دولتی که اسلام را اجرا می‌کند و سخن عمر بن خطاب رضی الله را به کار می‌بندد که گفت: «اگر قاطری در عراق بلغزد، خداوند در روز قیامت از من در مورد آن سؤال خواهد کرد».

راه حل‌های پیشنهادی

- ایجاد یک نظام بهداشتی که اولاً از خدا در زندگی انسان بترسد و کارآمد باشد، نه اینکه مشمول سهمیه‌بندی یا فساد شود.

- ارائه مراقبت‌های بهداشتی رایگان به عنوان یک حق اساسی برای همه رعایا. و لغو مجوز بیمارستان‌های خصوصی و منع سرمایه‌گذاری در زمینه پزشکی.

- فعال کردن نقش پیشگیری قبل از درمان، از طریق کمپین‌های آگاهی‌رسانی و مبارزه با پشه.

- بازسازی وزارت بهداشت برای اینکه مسئول زندگی مردم باشد، نه فقط یک نهاد اداری.

- اتخاذ یک نظام سیاسی که زندگی انسان را بالاتر از منافع اقتصادی و سیاسی قرار دهد.

- قطع ارتباط با سازمان‌های جنایتکار و مافیای دارو.

در تاریخ مسلمانان، بیمارستان‌ها برای خدمت رایگان به مردم برپا می‌شدند و با کفایت بالا اداره می‌شدند و از بیت المال تأمین مالی می‌شدند، نه از جیب مردم. مراقبت‌های بهداشتی بخشی از مسئولیت دولت بود، نه منتی و نه تجارتی.

آنچه امروز در سودان از شیوع همه‌گیری‌ها و غیاب دولت از صحنه رخ می‌دهد، هشداری خطرناک است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خواسته اصلی فقط فراهم کردن بندول نیست، بلکه ایجاد یک دولت رفاه واقعی است که به زندگی انسان اهمیت می‌دهد و ریشه‌های بحران را درمان می‌کند، نه علائم آن را، دولتی که به ارزش انسان و زندگی او و هدفی که برای آن خلق شده است، یعنی عبادت خداوند یکتا، آگاه باشد. و دولت اسلامی تنها دولتی است که قادر به رسیدگی به مسائل مراقبت‌های بهداشتی از طریق نظام بهداشتی است که جز در سایه دولت خلافت راشده دوم بر منهاج نبوت که به زودی به اذن خدا برپا می‌شود، قابل اجرا نیست.

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

حاتم العطار - ایالت مصر

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

در صبحگاه بیست و دوم ربیع الاول ۱۴۴۷ هجری قمری مصادف با چهاردهم سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، در سن نزدیک به هشتاد و هفت سالگی، احمد بکر (هزیم)، از پیشگامان حزب التحریر، به جوار پروردگارش شتافت. سالیان متمادی دعوت را حمل کرد و در راه آن زندان طولانی و شکنجه های سخت را تحمل کرد، اما به فضل و یاری خداوند، نه سست شد و نه ضعیف شد و نه تغییر کرد و نه تبدیل نمود.

در دهه هشتاد در سوریه در دوران حکومت حافظ مقبور سال های طولانی را به صورت مخفیانه سپری کرد تا اینکه به همراه جمعی از جوانان حزب التحریر در سال 1991 توسط استخبارات هوایی دستگیر شد تا زیر نظر جنایتکاران علی مملوک و جمیل حسن، سخت ترین انواع شکنجه را ببیند، به طوری که کسی که بعد از یک دور بازجویی از ابی اسامه و برخی از رفقایش وارد اتاق بازجویی شد، به من خبر داد که تکه های گوشت پراکنده و خون روی دیوارهای اتاق بازجویی را دیده است.

بعد از بیشتر از یک سال در سلول های انفرادی شعبه استخبارات هوایی در مزه، او به همراه بقیه همکارانش به زندان صیدنایا منتقل شد تا بعداً به ده سال زندان محکوم شود، که هفت سال آن را با صبر و احتساب سپری کرد و سپس خداوند به او فرج داد.

پس از خروج از زندان، مستقیماً به حمل دعوت ادامه داد و این روند تا زمانی که دستگیری جوانان حزب آغاز شد و صدها نفر را در سوریه در اواسط ماه 12 سال 1999 شامل شد، ادامه یافت، به طوری که خانه او در بیروت مورد یورش قرار گرفت و ربوده شد تا به شعبه استخبارات هوایی در فرودگاه مزه منتقل شود تا مرحله جدیدی از شکنجه های وحشتناک آغاز شود. با وجود سن بالایش به یاری خدا صبور، ثابت قدم و محتسب بود.

پس از تقریباً یک سال، دوباره به زندان صیدنایا منتقل شد تا در دادگاه امنیت دولت محاکمه شود و متعاقباً به مدت ده سال محکوم شد که خداوند مقدر کرد تقریباً هشت سال از آن را سپری کند و سپس خداوند به او فرج داد.

من سال 2001 یک سال کامل را با او در زندان صیدنایا گذراندم، بلکه در خوابگاه پنجم (الف) سمت چپ طبقه سوم کاملاً در کنارش بودم، او را عموی عزیز خطاب می کردم.

با هم غذا می خوردیم و در کنار هم می خوابیدیم و فرهنگ و افکار را مطالعه می کردیم. از او فرهنگ را به دست آوردیم و از او صبر و ثبات را آموختیم.

او بخشنده، دوستدار مردم و مشتاق جوانان بود و در آنها اعتماد به پیروزی و نزدیکی تحقق وعده خدا را می کاشت.

او حافظ کتاب خدا بود و هر شب و روز آن را می خواند و بیشتر شب را به عبادت می گذراند و چون سپیده دم نزدیک می شد، مرا تکان می داد تا برای نماز شب و سپس نماز فجر بیدار شوم.

من از زندان خارج شدم و سپس در سال 2004 دوباره به آن بازگشتم، و ما در اوایل سال 2005 دوباره به زندان صیدنایا منتقل شدیم، تا دوباره با کسانی که هنگام خروج اول ما در پایان سال 2001 در زندان باقی مانده بودند، ملاقات کنیم، و عموی عزیز ابو اسامه احمد بکر (هزیم) رحمه الله نیز در میان آنها بود.

مدت های طولانی در مقابل خوابگاه ها قدم می زدیم تا دیوارهای زندان و میله های آهنی و دوری از خانواده و عزیزان را با او فراموش کنیم، چگونه نه، در حالی که او سال های طولانی را در زندان سپری کرد و آنچه را که سپری کرد!

و با وجود نزدیکی من به او و همراهی با او در دوره های طولانی، هرگز او را ندیدم که غر بزند یا شکایت کند، انگار که در زندان نیست، بلکه در خارج از دیوارهای زندان پرواز می کند. با قرآنی که در بیشتر اوقات تلاوت می کند پرواز می کند، با دو بال اعتماد به وعده خدا و بشارت رسولش ﷺ به پیروزی و تمکین پرواز می کند.

ما در تاریک ترین شرایط و سخت ترین شرایط به روز پیروزی بزرگ چشم دوخته بودیم، روزی که بشارت رسولمان ﷺ محقق شود «سپس خلافت بر منهاج نبوت خواهد بود». مشتاق بودیم زیر سایه خلافت و پرچم عقاب گرد هم آییم. اما خداوند مقدر کرد که از سرای شقاوت به سرای جاودانگی و بقا کوچ کنی.

از خداوند می خواهیم که در فردوس اعلی باشی و کسی را نزد خدا تزکیه نمی کنیم.

عموی عزیز ما، ابا اسامه:

از خداوند می خواهیم که تو را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و در بهشت ​​های وسیع خود جای دهد و تو را با صدیقان و شهدا قرار دهد و به خاطر آزاری و عذابی که دیدی، درجات عالی در بهشت ​​را به تو پاداش دهد، و از خداوند متعال می خواهیم که ما را با رسولمان ﷺ بر سر حوض و در قرارگاه رحمتش گرد هم آورد.

تسلیت ما این است که تو به نزد مهربان ترین مهربانان می روی و جز آنچه خدا را خشنود می کند نمی گوییم، ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ابو صطیف جیجو