احتکار عملیات خرید و بازاریابی طلا جنایتی در حق امت است و ثبات نرخ ارز ادعایی را تقویت نمی کند
September 08, 2025

احتکار عملیات خرید و بازاریابی طلا جنایتی در حق امت است و ثبات نرخ ارز ادعایی را تقویت نمی کند

احتکار عملیات خرید و بازاریابی طلا جنایتی در حق امت است

و ثبات نرخ ارز ادعایی را تقویت نمی کند

کمیته اضطراری اقتصادی به ریاست دکتر کامل ادریس، نخست وزیر انتقالی، در اقدامی با هدف رسیدگی به وخامت سریع اقتصادی (به ادعای خودش)، از بسته ای متشکل از ده تصمیم جدید با هدف تنظیم عملکرد مالی و تقویت ثبات نرخ ارز پوند سودان خبر داد. که از زمان آغاز جنگ در آوریل 2023 به کاهش خود ادامه می دهد، به طوری که نرخ ارز دلار در بازار موازی به حدود 3400 پوند رسید که در مقایسه با دوره قبل از درگیری، بیش از 700 درصد افزایش داشته است. یکی از مصوبات کمیته اضطراری، (محدود کردن عملیات خرید و بازاریابی طلا به یک نهاد دولتی واحد، و پیگیری صادرات برای محدود کردن قاچاق طلا) بود (رادیو دبنقا، 2025/08/22).

نخست وزیر در نظر دارد که شرکا به تنهایی حق خرید و بازاریابی طلا را دارند، زیرا وی گفت (امروز خرسندم که مراسم افتتاحیه پنجره واحد سودانی برای صادرات طلا را افتتاح می کنم، که با حضور عضو شورای حاکمیتی، مهندس ابراهیم جابر در کنار تعدادی از وزرا و مقامات ارشد کشور، به عنوان وزارت معادن، مفتخر شد). وی گفت (ما با شرکای خود تلاش کردیم تا این مرحله مهم را به سرانجام برسانیم که به تسهیل و ساده سازی مراحل صادرات طلا به منظور کمک به پیشرفت اقتصاد ملی و تامین خزانه عمومی با ارزهای قابل توجه کمک خواهد کرد). پنجره واحد صادرات طلا یک پلت فرم مرکزی است که هدف آن تسهیل روند صادرات طلا از کشور است و تمامی طرف های ذیربط از (وزارت معادن، وزارت بازرگانی، بانک مرکزی سودان، شرکت منابع معدنی سودان، سازمان استاندارد و اندازه گیری، پلیس گمرک، سازمان امنیت اقتصادی، سازمان اطلاعات نظامی، اتاق بازرگانی) در آن گرد هم می آیند.

آیا این احتکار طلا نیست؟! و برای محدود کردن بیشتر مردم، کمیته در نظر گرفت که هر کسی که مدارک شناسایی برای طلای در اختیار خود نداشته باشد، از او مصادره می شود!

نخست وزیر معتقد است که (این پنجره عملیات قاچاق را کاهش می دهد)، بنابراین وی گفت: (با این سیاست، وزارت معادن از بسیاری از هزینه های مربوط به رویه های صادرات در شرکت سودانی چشم پوشی کرده است. با این اقدامات، مایلیم اشاره کنیم که درآمدهای صادرات در ماه های گذشته از سال جاری به یک میلیارد و 500 میلیون دلار رسیده است. ما سخت تلاش می کنیم تا با سیاست ها و رویه ها از قاچاق طلا جلوگیری کنیم).

از سوی دیگر، اتاق صادرات از این اقدامات ابراز نارضایتی کرد، جایی که عبدالمنعم الصدیق، رئیس بخش صادرکنندگان طلا، در مصاحبه ای با الجزیره نت در تاریخ 2025/08/21، تصمیم دولت برای انحصار صادرات طلا را "تصمیمی فاجعه بار توصیف کرد که باعث نابودی آنچه از اقتصاد در حال فروپاشی سودان باقی مانده است، می شود و همان تجربه دولت نجات و سیاست های اخیر آن را تکرار می کند، که نتایج آن برای همه مشخص بود." وی ادامه داد: "من نمی دانم چرا اصرار بر آزمایش آزمایش شده وجود دارد، و این منجر به اصلاح اقتصاد در حال فروپاشی ما نخواهد شد، که برای تامین بیشتر نیازهای کشور به صادرات طلا متکی است." وی افزود که انحصار صادرات طلا به گروهی خاص، زمینه را برای فساد گسترده باز می کند و می گوید: "از طریق تجربیات قبلی خود با همین سیاست ها، کشور از آن چیزی جز هدر دادن منابع خود از طریق قاچاق و همچنین فساد و تباهی بیشتر به دست نیاورد."

بر اساس احکام شریعت، مشخص است که فلز طلا و سایر فلزات متعلق به دولت نیستند، بلکه یا مالکیت شخصی یا مالکیت عمومی هستند. حکم شرعی در برخورد با معادن به شرح زیر است:

معادن به دو دسته تقسیم می شوند: یک دسته مقدار محدودی دارد که مقدار زیادی برای فرد محسوب نمی شود، و دسته دیگر مقدار نامحدودی دارد. اما دسته با مقدار محدود، متعلق به مالکیت شخصی است و به طور فردی مالکیت دارد و با آن مانند رکاز برخورد می شود و یک پنجم آن باید پرداخت شود.

از عمرو بن شعیب از پدرش از جدش روایت است که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره اشیاء گمشده سؤال شد، ایشان فرمودند: «هر چه از آن در راه گذر (یعنی راهی که رفت و آمد می شود) یا روستای پرجمعیت باشد، یک سال آن را اعلام کن، اگر صاحبش آمد، آن را به او بده، و اگر نیامد، مال توست، و هر چه در خرابه باشد، یعنی در آن و در رکاز یک پنجم (خمس) وجود دارد.» ابوداود آن را روایت کرده است.

اما دسته با مقدار نامحدود که تمام نشدنی است، متعلق به مالکیت عمومی است و جایز نیست به طور فردی مالکیت داشته باشد، زیرا ترمذی از ابیض بن حمال روایت کرده است: «که او به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و از ایشان معدن نمک را خواست، و ایشان آن را به او واگذار کردند، اما وقتی که روی برگرداند، مردی از مجلس گفت: آیا می دانی چه چیزی را به او واگذار کردی؟ تو تنها آب دائمی را به او واگذار کردی. فرمود: پس آن را از او پس گرفت» آب دائمی آبی است که قطع نمی شود. نمک را به آب دائمی تشبیه کرد زیرا قطع نمی شود، پس این حدیث دلالت دارد بر اینکه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معدن نمک کوه را به ابیض بن حمال واگذار کرد، که دلالت دارد بر اینکه واگذاری معدن نمک جایز است. اما وقتی دانست که از معادن دائمی است که قطع نمی شود، از واگذاری آن منصرف شد و آن را پس گرفت و از مالکیت فردی آن جلوگیری کرد، زیرا این متعلق به مالکیت جمعی است. و منظور در اینجا نمک نیست، بلکه منظور معدن است، به دلیل اینکه وقتی دانست که قطع نمی شود، آن را منع کرد، با وجود اینکه می دانست نمک است و از همان ابتدا آن را واگذار کرد، پس منع به دلیل معدن بودن آن است نه اینکه نمک قطع نشدنی است. ابوعبید گفت: "و اما واگذاری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معدن نمک مأرب به ابیض بن حمال مأربی، و سپس پس گرفتن آن از او، به این دلیل بود که ایشان آن را واگذار کردند در حالی که در نزد او زمینی بایر بود که ابیض آن را زنده می کرد و آباد می کرد، اما وقتی برای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) روشن شد که آب دائمی است - و آن آبی است که منبعی دارد که قطع نمی شود مانند آب چشمه ها و چاه ها - آن را از او پس گرفت، زیرا سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد علف و آتش و آب این است که همه مردم در آن شریک هستند، پس ناپسند داشت که آن را برای مردی قرار دهد که آن را بدون مردم مالک شود." و چون نمک از معادن است، پس رجوع پیامبر از واگذاری آن به ابیض، دلیلی بر عدم مالکیت فردی است، و آن این است که معدنی است که قطع نمی شود، و نه اینکه نمکی است که قطع نمی شود. و از این حدیث مشخص می شود که علت منع در عدم واگذاری معدن نمک این است که دائمی است، یعنی قطع نمی شود. و از روایت عمرو بن قیس مشخص می شود که نمک در اینجا معدن است، زیرا او گفت "معدن نمک" و از بررسی کلام فقها مشخص می شود که آنها نمک را از معادن قرار داده اند، پس حدیث مربوط به معادن است نه فقط به نمک.

و این حکم، یعنی اینکه معدنی که قطع نمی شود، متعلق به مالکیت عمومی است، شامل همه معادن می شود، چه معادن ظاهری که بدون زحمت به آنها دسترسی پیدا می شود، و مردم از آنها استفاده می کنند، مانند نمک و سرمه و یاقوت و امثال آنها، و چه از معادن باطنی باشد، که دسترسی به آنها جز با کار و زحمت امکان پذیر نیست، مانند معادن طلا و نقره و آهن و مس و سرب و امثال آنها. و چه جامد باشد مانند بلور و چه مایع باشد مانند نفت، همه آنها معادنی هستند که زیر مجموعه این حدیث قرار می گیرند. و بر این اساس، تبدیل مالکیت عمومی به مالکیت فردی جایز نیست.

اما نظام سرمایه داری، بر اساس عمل گرایی و نگرش سودجویانه به زندگی، دارایی های عمومی را غارت می کند و معاملات آن را به ناحق و ظالمانه انحصار می کند، و ثروت ها در دست افراد معدودی انباشته می شود، در حالی که مردم در فقر شدیدی به سر می برند و قادر به تامین نیازهای اساسی خود نیستند.

بنابراین، نخست وزیر ثروت ها را در دستان شرکای خود در دستگاه های دولتی خود انباشته کرده است، نه آنگونه که خداوند خواسته است که ثروت در بین مردم گردش کند. و جلوگیری از این اشتهای سرمایه دارانه جز با دولت خلافت راشده دوم که احکام شریعت را در مورد پول و غیره اجرا می کند، ممکن نیست و با ضرب سکه ها بر اساس قاعده طلا و نقره، دارایی های امت را حفظ می کند. نه کاغذی که ارزش جوهری که با آن نوشته شده است را ندارد. در نتیجه، مشکل پول با قطع ارتباط با دلار و پیوند دادن ارز به طلا و نقره حل می شود. حزب التحریر در مقدمه قانون اساسی خود این متن را پذیرفته است:

(ماده 167: پول کشور طلا و نقره است، چه ضرب شده باشد و چه نشده باشد، و جایز نیست که پولی غیر از این دو داشته باشد. و جایز است که دولت به جای طلا و نقره چیز دیگری صادر کند، به شرطی که در خزانه دولت به اندازه آن طلا و نقره وجود داشته باشد. پس جایز است که دولت مس یا برنز یا کاغذ یا غیر آن را صادر کند و آن را به نام خود به عنوان پول ضرب کند، اگر معادل کاملی از طلا و نقره داشته باشد).

و برای بازگشت به قاعده طلا، باید عللی که منجر به رها کردن آن شد را از بین برد، و عواملی که منجر به وخامت آن شد را از بین برد، یعنی اقدامات زیر انجام شود:

1- توقف چاپ اسکناس

2- بازگرداندن سکه های طلایی به گردش

3- برداشتن موانع گمرکی از مقابل طلا، و حذف همه محدودیت ها در واردات و صادرات آن.

4- حذف محدودیت ها در مالکیت طلا، و تصاحب و فروش و خرید آن، و معامله با آن در قراردادها.

5- حذف محدودیت ها در مالکیت ارزهای اصلی در جهان، و ایجاد رقابت آزاد بین آنها، تا قیمت ثابتی نسبت به یکدیگر و نسبت به طلا پیدا کنند، بدون دخالت کشورها با کاهش ارزش ارزهای خود یا شناور کردن آنها.

و هرگاه آزادی به طلا داده شود، در یک دوره زمانی کوتاه، بازار آزادی خواهد داشت و در نتیجه، همه ارزهای بین المللی قیمت ثابتی نسبت به طلا خواهند داشت و معاملات بین المللی با طلا راه خود را به وجود خواهند آورد، جایی که ارزش قراردادها برای کالاهایی پرداخت می شود که ارزش آنها با طلا تخمین زده شده است.

اگر این اقدامات توسط یک کشور قوی انجام شود، موفقیت آن منجر به تشویق کشورهای دیگر به پیروی از آن در این زمینه خواهد شد، که منجر به پیشرفت به سوی بازگرداندن نظام طلا به جهان یک بار دیگر می شود.

و هیچ دولتی شایسته تر از دولت خلافت برای انجام این کار نیست، زیرا بازگشت به قاعده طلا و نقره یک حکم شرعی برای آن است، و زیرا دولت خلافت مسئولیت هدایت و مراقبت از جهان را بر عهده دارد.

نوشته شده برای دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

ابراهیم مشرف

عضو دفتر رسانه ای حزب التحریر در ایالت سودان

More from null

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی - تب دنگی و مالاریا

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی

تب دنگی و مالاریا

در سایه گسترش وسیع تب دنگی و مالاریا در سودان، ویژگی‌های یک بحران بهداشتی حاد آشکار می‌شود که نشان‌دهنده غیاب نقش فعال وزارت بهداشت و ناتوانی دولت در مقابله با همه‌گیری است که روز به روز جان‌ها را می‌گیرد. با وجود پیشرفت علمی و فناوری در علم بیماری‌ها، حقایق آشکار می‌شود و فساد نمایان می‌گردد.

غیاب برنامه واضح:

با وجود عبور تعداد مبتلایان از هزاران نفر، و ثبت مرگ و میر به صورت عمده بر اساس برخی منابع رسانه‌ای، وزارت بهداشت برنامه واضحی برای مبارزه با این همه‌گیری اعلام نکرده است. عدم هماهنگی بین نهادهای بهداشتی و فقدان دیدگاه پیشگیرانه در برخورد با بحران‌های همه‌گیر مشاهده می‌شود.

فروپاشی زنجیره‌های تأمین پزشکی

حتی ساده‌ترین داروها مانند "بندول" در برخی مناطق کمیاب شده‌اند، که نشان‌دهنده فروپاشی در زنجیره‌های تأمین و عدم نظارت بر توزیع داروها است، در حالی که فرد به ساده‌ترین ابزارهای تسکین و حمایت نیاز دارد.

غیاب آگاهی‌رسانی اجتماعی

هیچ کمپین رسانه‌ای مؤثری برای آموزش مردم در مورد روش‌های پیشگیری از پشه یا شناسایی علائم بیماری وجود ندارد، که باعث افزایش شیوع عفونت می‌شود و توانایی جامعه در محافظت از خود را تضعیف می‌کند.

ضعف زیرساخت‌های بهداشتی

بیمارستان‌ها از کمبود شدید کادر پزشکی و تجهیزات و حتی ابزارهای تشخیصی اساسی رنج می‌برند، که پاسخ به همه‌گیری را کند و تصادفی می‌کند و زندگی هزاران نفر را به خطر می‌اندازد.

کشورهای دیگر چگونه با همه‌گیری‌ها برخورد کردند؟

 برزیل:

- کمپین‌های سمپاشی زمینی و هوایی با استفاده از سموم دفع آفات مدرن راه‌اندازی کرد.

- پشه‌بند توزیع کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی اجتماعی را فعال کرد.

- داروها را به طور فوری در مناطق آلوده فراهم کرد.

بنگلادش:

- مراکز اضطراری موقت در محله‌های فقیرنشین ایجاد کرد.

- خطوط تلفن گرم برای گزارش و تیم‌های واکنش سیار فراهم کرد.

فرانسه:

- سیستم‌های هشدار اولیه را فعال کرد.

- نظارت بر پشه‌های ناقل را تشدید کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی محلی را آغاز کرد.

بهداشت از مهم‌ترین واجبات است و مسئولیت آن بر عهده کامل دولت است

سودان هنوز فاقد سازوکارهای مؤثر برای کشف و گزارش است، که باعث می‌شود آمار واقعی بسیار بالاتر از آمار اعلام شده باشد و بحران را پیچیده‌تر کند. بحران بهداشتی کنونی نتیجه مستقیم غیاب نقش فعال دولت در مراقبت‌های بهداشتی است که زندگی انسان را در اولویت قرار می‌دهد، دولتی که اسلام را اجرا می‌کند و سخن عمر بن خطاب رضی الله را به کار می‌بندد که گفت: «اگر قاطری در عراق بلغزد، خداوند در روز قیامت از من در مورد آن سؤال خواهد کرد».

راه حل‌های پیشنهادی

- ایجاد یک نظام بهداشتی که اولاً از خدا در زندگی انسان بترسد و کارآمد باشد، نه اینکه مشمول سهمیه‌بندی یا فساد شود.

- ارائه مراقبت‌های بهداشتی رایگان به عنوان یک حق اساسی برای همه رعایا. و لغو مجوز بیمارستان‌های خصوصی و منع سرمایه‌گذاری در زمینه پزشکی.

- فعال کردن نقش پیشگیری قبل از درمان، از طریق کمپین‌های آگاهی‌رسانی و مبارزه با پشه.

- بازسازی وزارت بهداشت برای اینکه مسئول زندگی مردم باشد، نه فقط یک نهاد اداری.

- اتخاذ یک نظام سیاسی که زندگی انسان را بالاتر از منافع اقتصادی و سیاسی قرار دهد.

- قطع ارتباط با سازمان‌های جنایتکار و مافیای دارو.

در تاریخ مسلمانان، بیمارستان‌ها برای خدمت رایگان به مردم برپا می‌شدند و با کفایت بالا اداره می‌شدند و از بیت المال تأمین مالی می‌شدند، نه از جیب مردم. مراقبت‌های بهداشتی بخشی از مسئولیت دولت بود، نه منتی و نه تجارتی.

آنچه امروز در سودان از شیوع همه‌گیری‌ها و غیاب دولت از صحنه رخ می‌دهد، هشداری خطرناک است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خواسته اصلی فقط فراهم کردن بندول نیست، بلکه ایجاد یک دولت رفاه واقعی است که به زندگی انسان اهمیت می‌دهد و ریشه‌های بحران را درمان می‌کند، نه علائم آن را، دولتی که به ارزش انسان و زندگی او و هدفی که برای آن خلق شده است، یعنی عبادت خداوند یکتا، آگاه باشد. و دولت اسلامی تنها دولتی است که قادر به رسیدگی به مسائل مراقبت‌های بهداشتی از طریق نظام بهداشتی است که جز در سایه دولت خلافت راشده دوم بر منهاج نبوت که به زودی به اذن خدا برپا می‌شود، قابل اجرا نیست.

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

حاتم العطار - ایالت مصر

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

در صبحگاه بیست و دوم ربیع الاول ۱۴۴۷ هجری قمری مصادف با چهاردهم سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، در سن نزدیک به هشتاد و هفت سالگی، احمد بکر (هزیم)، از پیشگامان حزب التحریر، به جوار پروردگارش شتافت. سالیان متمادی دعوت را حمل کرد و در راه آن زندان طولانی و شکنجه های سخت را تحمل کرد، اما به فضل و یاری خداوند، نه سست شد و نه ضعیف شد و نه تغییر کرد و نه تبدیل نمود.

در دهه هشتاد در سوریه در دوران حکومت حافظ مقبور سال های طولانی را به صورت مخفیانه سپری کرد تا اینکه به همراه جمعی از جوانان حزب التحریر در سال 1991 توسط استخبارات هوایی دستگیر شد تا زیر نظر جنایتکاران علی مملوک و جمیل حسن، سخت ترین انواع شکنجه را ببیند، به طوری که کسی که بعد از یک دور بازجویی از ابی اسامه و برخی از رفقایش وارد اتاق بازجویی شد، به من خبر داد که تکه های گوشت پراکنده و خون روی دیوارهای اتاق بازجویی را دیده است.

بعد از بیشتر از یک سال در سلول های انفرادی شعبه استخبارات هوایی در مزه، او به همراه بقیه همکارانش به زندان صیدنایا منتقل شد تا بعداً به ده سال زندان محکوم شود، که هفت سال آن را با صبر و احتساب سپری کرد و سپس خداوند به او فرج داد.

پس از خروج از زندان، مستقیماً به حمل دعوت ادامه داد و این روند تا زمانی که دستگیری جوانان حزب آغاز شد و صدها نفر را در سوریه در اواسط ماه 12 سال 1999 شامل شد، ادامه یافت، به طوری که خانه او در بیروت مورد یورش قرار گرفت و ربوده شد تا به شعبه استخبارات هوایی در فرودگاه مزه منتقل شود تا مرحله جدیدی از شکنجه های وحشتناک آغاز شود. با وجود سن بالایش به یاری خدا صبور، ثابت قدم و محتسب بود.

پس از تقریباً یک سال، دوباره به زندان صیدنایا منتقل شد تا در دادگاه امنیت دولت محاکمه شود و متعاقباً به مدت ده سال محکوم شد که خداوند مقدر کرد تقریباً هشت سال از آن را سپری کند و سپس خداوند به او فرج داد.

من سال 2001 یک سال کامل را با او در زندان صیدنایا گذراندم، بلکه در خوابگاه پنجم (الف) سمت چپ طبقه سوم کاملاً در کنارش بودم، او را عموی عزیز خطاب می کردم.

با هم غذا می خوردیم و در کنار هم می خوابیدیم و فرهنگ و افکار را مطالعه می کردیم. از او فرهنگ را به دست آوردیم و از او صبر و ثبات را آموختیم.

او بخشنده، دوستدار مردم و مشتاق جوانان بود و در آنها اعتماد به پیروزی و نزدیکی تحقق وعده خدا را می کاشت.

او حافظ کتاب خدا بود و هر شب و روز آن را می خواند و بیشتر شب را به عبادت می گذراند و چون سپیده دم نزدیک می شد، مرا تکان می داد تا برای نماز شب و سپس نماز فجر بیدار شوم.

من از زندان خارج شدم و سپس در سال 2004 دوباره به آن بازگشتم، و ما در اوایل سال 2005 دوباره به زندان صیدنایا منتقل شدیم، تا دوباره با کسانی که هنگام خروج اول ما در پایان سال 2001 در زندان باقی مانده بودند، ملاقات کنیم، و عموی عزیز ابو اسامه احمد بکر (هزیم) رحمه الله نیز در میان آنها بود.

مدت های طولانی در مقابل خوابگاه ها قدم می زدیم تا دیوارهای زندان و میله های آهنی و دوری از خانواده و عزیزان را با او فراموش کنیم، چگونه نه، در حالی که او سال های طولانی را در زندان سپری کرد و آنچه را که سپری کرد!

و با وجود نزدیکی من به او و همراهی با او در دوره های طولانی، هرگز او را ندیدم که غر بزند یا شکایت کند، انگار که در زندان نیست، بلکه در خارج از دیوارهای زندان پرواز می کند. با قرآنی که در بیشتر اوقات تلاوت می کند پرواز می کند، با دو بال اعتماد به وعده خدا و بشارت رسولش ﷺ به پیروزی و تمکین پرواز می کند.

ما در تاریک ترین شرایط و سخت ترین شرایط به روز پیروزی بزرگ چشم دوخته بودیم، روزی که بشارت رسولمان ﷺ محقق شود «سپس خلافت بر منهاج نبوت خواهد بود». مشتاق بودیم زیر سایه خلافت و پرچم عقاب گرد هم آییم. اما خداوند مقدر کرد که از سرای شقاوت به سرای جاودانگی و بقا کوچ کنی.

از خداوند می خواهیم که در فردوس اعلی باشی و کسی را نزد خدا تزکیه نمی کنیم.

عموی عزیز ما، ابا اسامه:

از خداوند می خواهیم که تو را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و در بهشت ​​های وسیع خود جای دهد و تو را با صدیقان و شهدا قرار دهد و به خاطر آزاری و عذابی که دیدی، درجات عالی در بهشت ​​را به تو پاداش دهد، و از خداوند متعال می خواهیم که ما را با رسولمان ﷺ بر سر حوض و در قرارگاه رحمتش گرد هم آورد.

تسلیت ما این است که تو به نزد مهربان ترین مهربانان می روی و جز آنچه خدا را خشنود می کند نمی گوییم، ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ابو صطیف جیجو