دنیا و زیور آن و آخرت و نعمت هایش
دنیا و زیور آن و آخرت و نعمت هایش

خداوند سبحان می فرماید: ﴿بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و آرایش و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و اولاد است، همانند بارانی که روییدنی آن کشاورزان را به شگفت آورد، سپس خشک می شود و آن را زرد می بینی، سپس خس و خاشاک می شود، و در آخرت عذابی سخت و آمرزش از جانب خدا و رضوان است، و زندگی دنیا جز متاع فریب نیست﴾

0:00 0:00
Speed:
August 02, 2025

دنیا و زیور آن و آخرت و نعمت هایش

دنیا و زیور آن و آخرت و نعمت هایش

خداوند سبحان می فرماید: ﴿بدانید که زندگی دنیا بازی و سرگرمی و آرایش و فخر فروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و اولاد است، همانند بارانی که روییدنی آن کشاورزان را به شگفت آورد، سپس خشک می شود و آن را زرد می بینی، سپس خس و خاشاک می شود، و در آخرت عذابی سخت و آمرزش از جانب خدا و رضوان است، و زندگی دنیا جز متاع فریب نیست﴾، و خداوند سبحان می فرماید: ﴿تکاثر شما را به خود مشغول داشته است * تا آنجا که به زیارت قبرها رفتید * نه چنین است، به زودی خواهید دانست * باز هم نه چنین است، به زودی خواهید دانست * نه، اگر به علم الیقین می دانستید * حتماً دوزخ را می دیدید * سپس آن را به عین الیقین می دیدید * سپس در آن روز از نعمت ها پرسیده می شوید﴾، و خداوند متعال در مورد آخرت فرمود: ﴿به یقین نیکوکاران در نعمت [بهشت] خواهند بود * و بدکاران در دوزخ * روز جزا در آن درآیند * و آنان از آن غایب نخواهند بود﴾.

معادله ای شگفت انگیز که نیمی از آن مشهود و معلوم و مرئی و توصیف شده است که خلقت انسان در آن است، شب و روز با آن زندگی می کند و با آن درگیر است و او در حالت نزاع دائمی است.

 خداوند متعال فرمود: ﴿ما انسان را در رنج آفریدیم﴾، فرزند آدم شب و روز در آن رنج می برد تا یقین به او برسد، و او در سیر خود در زندگی دنیا این یقین (مرگ) را می بیند که به سوی غیر او می آید، این یقین را می بیند اما چشم او به زینت و فخر و تکاثر است، خداوند متعال فرمود: ﴿و میراث را به تمامی می خورید * و مال را بسیار دوست دارید﴾، یقین را در غیر خود تجربه می کند اما قبل از اینکه یقین به او برسد، آن را در خود احساس نمی کند، پس قبل از اینکه آن را ملاقات کند، بر هوای او غلبه می کند و به او صدمه می زند، ﴿نه تصدیق کرد و نه نماز خواند * بلکه تکذیب کرد و روی گرداند﴾... این غیبت بصیرت است که چشم را دچار پرده ای می کند که از درک حقیقت مرئی و محسوس و ملموس باز می دارد که نه خیالی متصور است و نه حقیقتی پنهان، بلکه واقعیتی ملموس و محسوس است. و اگر این انسان آن را درک می کرد، در دنیای خود با سختی و بدبختی و شقاوت و پستی و تنگی و سعادت آن زندگی می کرد، زیرا معنای آن را درک کرده و هدف آن را زندگی کرده و برای آن توشه ای فراهم می کرد که از بین نمی رود و تغییر نمی کند، حمل آن آسان و ترازوی آن سنگین است، ﴿و توشه برگیرید که بهترین توشه پرهیزگاری است و از من بترسید ای صاحبان خرد﴾.

این معادله دنیا از یک قانون فیزیکی طبیعی پرده برمی دارد. اینکه گرانبها و محکم و قوی و ثمربخش و بی نیاز کننده چیزی است که ثابت باشد و تکان نخورد و تغییر نکند و تبدیل نشود و باد آن را نبرد، ﴿مانند درختی پاک که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است * هر زمان به اذن پروردگارش میوه می دهد﴾. و به همین دلیل، این حقیقت فیزیکی از این قاعده پرده برمی دارد که گرانبها نه آشکار است و نه سطحی و نه باد آن را می برد، و کشف و آشکار شدن آن دشوار است زیرا در عمق زمین فرو رفته است، برای رسیدن به آن نیاز به تلاش و رنج و بذل و بخشش و ازدحام بر کتاب های پیامبران و علما است، زیرا گنج ها و سنگ های قیمتی در اعماق دریاها ساکن هستند و لاشه ها و کف ها بر سطح آب شناور هستند ﴿اما کف ها از بین می روند و اما آنچه به مردم سود می رساند در زمین می ماند، این گونه خداوند مثال ها را می زند﴾.

این از قواعد فهم درست و فهم نادرست پرده برمی دارد. فهم درست، فهمی است که بر عقیده درست و عقل سالم و غیر آلوده استوار است، و واقعیتی را می خواند و آن را تحلیل می کند و سپس حکم خدا را بر آن نازل می کند، یا آن را جایز می داند یا آن را رد می کند. اما فهم نادرست، فهم سطحی و متلون و متغیری است که بادهای هوی و هوس آن را به راست و چپ می برند، نه ثابتی برای آن وجود دارد و نه حقیقتی که از آن بگیرد، به هر سو که مردم متمایل شوند، او نیز متمایل می شود، او مانند کف دریا است که باد آن را می برد و بر سطح شناور می شود، اما اگر فاسد و مفسد نباشد، فایده ای ندارد.

و در واقعیت سیاسی که می بینیم و تصویر آن را به صورت حقیقتی مصور و بدون هیچ گونه شائبه ای می بینیم، کسانی که بر محراب و کرسی ها مسلط شدند و سروری کردند و گردن ها برای آنها خاضع شد، کف دریا و دانه های هرز هستند که در مناظره و میدان جدال دوام نمی آورند. آنها کفی هستند که باد آن را می برد و ریشه و پایه های ثابتی ندارند. و اینها کسانی هستند که رسول خدا ﷺ ما را از آنها برحذر داشت زیرا بلای بزرگ و شر گسترده ای را حمل می کنند که ثمری ندارد و در هر کجا که حلول و رحل کنند، مفسد هستند، و خداوند متعال در مورد آنها فرمود: ﴿آنها دشمن هستند، از آنها برحذر باشید، خدا آنها را بکشد، چگونه [از حق] منحرف می شوند﴾، و پیامبر ﷺ در مورد این شر سطحی و بارز و واضح هشدار داد و تهدید کرد و در مورد بلای آن که دامن درخت و سنگ و بشر را خواهد گرفت، تهدید کرد: «هرگاه کار به دست نااهلان سپرده شود، منتظر ساعت باشید» یعنی منتظر شر گسترده و بلایی بی نظیر باشید که کوه های استوار و گنج ها در مخفیگاه های خود از آن پناه می برند و نهنگ های دریا از شر آن به خدا پناه می برند و خداوند متعال در این مورد فرمود: ﴿فساد در خشکی و دریا به سبب آنچه دست های مردم فراهم آورده اند، ظاهر شده است﴾ و پیامبر ﷺ فرمود: «دو گروه از مردم هستند که اگر اصلاح شوند، مردم اصلاح می شوند، و اگر فاسد شوند، مردم فاسد می شوند: علما و امرا» و منظور از مردم در اینجا همه مردم نیستند، بلکه مردم در این دو روایت همان دو گروهی هستند که پیامبر اکرم ﷺ آنها را مشخص کرده است.

نوشته شده برای رادیو دفتر اطلاع رسانی مرکزی حزب التحریر

سالم ابو سبیتان

More from null

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی - تب دنگی و مالاریا

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی

تب دنگی و مالاریا

در سایه گسترش وسیع تب دنگی و مالاریا در سودان، ویژگی‌های یک بحران بهداشتی حاد آشکار می‌شود که نشان‌دهنده غیاب نقش فعال وزارت بهداشت و ناتوانی دولت در مقابله با همه‌گیری است که روز به روز جان‌ها را می‌گیرد. با وجود پیشرفت علمی و فناوری در علم بیماری‌ها، حقایق آشکار می‌شود و فساد نمایان می‌گردد.

غیاب برنامه واضح:

با وجود عبور تعداد مبتلایان از هزاران نفر، و ثبت مرگ و میر به صورت عمده بر اساس برخی منابع رسانه‌ای، وزارت بهداشت برنامه واضحی برای مبارزه با این همه‌گیری اعلام نکرده است. عدم هماهنگی بین نهادهای بهداشتی و فقدان دیدگاه پیشگیرانه در برخورد با بحران‌های همه‌گیر مشاهده می‌شود.

فروپاشی زنجیره‌های تأمین پزشکی

حتی ساده‌ترین داروها مانند "بندول" در برخی مناطق کمیاب شده‌اند، که نشان‌دهنده فروپاشی در زنجیره‌های تأمین و عدم نظارت بر توزیع داروها است، در حالی که فرد به ساده‌ترین ابزارهای تسکین و حمایت نیاز دارد.

غیاب آگاهی‌رسانی اجتماعی

هیچ کمپین رسانه‌ای مؤثری برای آموزش مردم در مورد روش‌های پیشگیری از پشه یا شناسایی علائم بیماری وجود ندارد، که باعث افزایش شیوع عفونت می‌شود و توانایی جامعه در محافظت از خود را تضعیف می‌کند.

ضعف زیرساخت‌های بهداشتی

بیمارستان‌ها از کمبود شدید کادر پزشکی و تجهیزات و حتی ابزارهای تشخیصی اساسی رنج می‌برند، که پاسخ به همه‌گیری را کند و تصادفی می‌کند و زندگی هزاران نفر را به خطر می‌اندازد.

کشورهای دیگر چگونه با همه‌گیری‌ها برخورد کردند؟

 برزیل:

- کمپین‌های سمپاشی زمینی و هوایی با استفاده از سموم دفع آفات مدرن راه‌اندازی کرد.

- پشه‌بند توزیع کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی اجتماعی را فعال کرد.

- داروها را به طور فوری در مناطق آلوده فراهم کرد.

بنگلادش:

- مراکز اضطراری موقت در محله‌های فقیرنشین ایجاد کرد.

- خطوط تلفن گرم برای گزارش و تیم‌های واکنش سیار فراهم کرد.

فرانسه:

- سیستم‌های هشدار اولیه را فعال کرد.

- نظارت بر پشه‌های ناقل را تشدید کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی محلی را آغاز کرد.

بهداشت از مهم‌ترین واجبات است و مسئولیت آن بر عهده کامل دولت است

سودان هنوز فاقد سازوکارهای مؤثر برای کشف و گزارش است، که باعث می‌شود آمار واقعی بسیار بالاتر از آمار اعلام شده باشد و بحران را پیچیده‌تر کند. بحران بهداشتی کنونی نتیجه مستقیم غیاب نقش فعال دولت در مراقبت‌های بهداشتی است که زندگی انسان را در اولویت قرار می‌دهد، دولتی که اسلام را اجرا می‌کند و سخن عمر بن خطاب رضی الله را به کار می‌بندد که گفت: «اگر قاطری در عراق بلغزد، خداوند در روز قیامت از من در مورد آن سؤال خواهد کرد».

راه حل‌های پیشنهادی

- ایجاد یک نظام بهداشتی که اولاً از خدا در زندگی انسان بترسد و کارآمد باشد، نه اینکه مشمول سهمیه‌بندی یا فساد شود.

- ارائه مراقبت‌های بهداشتی رایگان به عنوان یک حق اساسی برای همه رعایا. و لغو مجوز بیمارستان‌های خصوصی و منع سرمایه‌گذاری در زمینه پزشکی.

- فعال کردن نقش پیشگیری قبل از درمان، از طریق کمپین‌های آگاهی‌رسانی و مبارزه با پشه.

- بازسازی وزارت بهداشت برای اینکه مسئول زندگی مردم باشد، نه فقط یک نهاد اداری.

- اتخاذ یک نظام سیاسی که زندگی انسان را بالاتر از منافع اقتصادی و سیاسی قرار دهد.

- قطع ارتباط با سازمان‌های جنایتکار و مافیای دارو.

در تاریخ مسلمانان، بیمارستان‌ها برای خدمت رایگان به مردم برپا می‌شدند و با کفایت بالا اداره می‌شدند و از بیت المال تأمین مالی می‌شدند، نه از جیب مردم. مراقبت‌های بهداشتی بخشی از مسئولیت دولت بود، نه منتی و نه تجارتی.

آنچه امروز در سودان از شیوع همه‌گیری‌ها و غیاب دولت از صحنه رخ می‌دهد، هشداری خطرناک است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خواسته اصلی فقط فراهم کردن بندول نیست، بلکه ایجاد یک دولت رفاه واقعی است که به زندگی انسان اهمیت می‌دهد و ریشه‌های بحران را درمان می‌کند، نه علائم آن را، دولتی که به ارزش انسان و زندگی او و هدفی که برای آن خلق شده است، یعنی عبادت خداوند یکتا، آگاه باشد. و دولت اسلامی تنها دولتی است که قادر به رسیدگی به مسائل مراقبت‌های بهداشتی از طریق نظام بهداشتی است که جز در سایه دولت خلافت راشده دوم بر منهاج نبوت که به زودی به اذن خدا برپا می‌شود، قابل اجرا نیست.

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

حاتم العطار - ایالت مصر

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

در صبحگاه بیست و دوم ربیع الاول ۱۴۴۷ هجری قمری مصادف با چهاردهم سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، در سن نزدیک به هشتاد و هفت سالگی، احمد بکر (هزیم)، از پیشگامان حزب التحریر، به جوار پروردگارش شتافت. سالیان متمادی دعوت را حمل کرد و در راه آن زندان طولانی و شکنجه های سخت را تحمل کرد، اما به فضل و یاری خداوند، نه سست شد و نه ضعیف شد و نه تغییر کرد و نه تبدیل نمود.

در دهه هشتاد در سوریه در دوران حکومت حافظ مقبور سال های طولانی را به صورت مخفیانه سپری کرد تا اینکه به همراه جمعی از جوانان حزب التحریر در سال 1991 توسط استخبارات هوایی دستگیر شد تا زیر نظر جنایتکاران علی مملوک و جمیل حسن، سخت ترین انواع شکنجه را ببیند، به طوری که کسی که بعد از یک دور بازجویی از ابی اسامه و برخی از رفقایش وارد اتاق بازجویی شد، به من خبر داد که تکه های گوشت پراکنده و خون روی دیوارهای اتاق بازجویی را دیده است.

بعد از بیشتر از یک سال در سلول های انفرادی شعبه استخبارات هوایی در مزه، او به همراه بقیه همکارانش به زندان صیدنایا منتقل شد تا بعداً به ده سال زندان محکوم شود، که هفت سال آن را با صبر و احتساب سپری کرد و سپس خداوند به او فرج داد.

پس از خروج از زندان، مستقیماً به حمل دعوت ادامه داد و این روند تا زمانی که دستگیری جوانان حزب آغاز شد و صدها نفر را در سوریه در اواسط ماه 12 سال 1999 شامل شد، ادامه یافت، به طوری که خانه او در بیروت مورد یورش قرار گرفت و ربوده شد تا به شعبه استخبارات هوایی در فرودگاه مزه منتقل شود تا مرحله جدیدی از شکنجه های وحشتناک آغاز شود. با وجود سن بالایش به یاری خدا صبور، ثابت قدم و محتسب بود.

پس از تقریباً یک سال، دوباره به زندان صیدنایا منتقل شد تا در دادگاه امنیت دولت محاکمه شود و متعاقباً به مدت ده سال محکوم شد که خداوند مقدر کرد تقریباً هشت سال از آن را سپری کند و سپس خداوند به او فرج داد.

من سال 2001 یک سال کامل را با او در زندان صیدنایا گذراندم، بلکه در خوابگاه پنجم (الف) سمت چپ طبقه سوم کاملاً در کنارش بودم، او را عموی عزیز خطاب می کردم.

با هم غذا می خوردیم و در کنار هم می خوابیدیم و فرهنگ و افکار را مطالعه می کردیم. از او فرهنگ را به دست آوردیم و از او صبر و ثبات را آموختیم.

او بخشنده، دوستدار مردم و مشتاق جوانان بود و در آنها اعتماد به پیروزی و نزدیکی تحقق وعده خدا را می کاشت.

او حافظ کتاب خدا بود و هر شب و روز آن را می خواند و بیشتر شب را به عبادت می گذراند و چون سپیده دم نزدیک می شد، مرا تکان می داد تا برای نماز شب و سپس نماز فجر بیدار شوم.

من از زندان خارج شدم و سپس در سال 2004 دوباره به آن بازگشتم، و ما در اوایل سال 2005 دوباره به زندان صیدنایا منتقل شدیم، تا دوباره با کسانی که هنگام خروج اول ما در پایان سال 2001 در زندان باقی مانده بودند، ملاقات کنیم، و عموی عزیز ابو اسامه احمد بکر (هزیم) رحمه الله نیز در میان آنها بود.

مدت های طولانی در مقابل خوابگاه ها قدم می زدیم تا دیوارهای زندان و میله های آهنی و دوری از خانواده و عزیزان را با او فراموش کنیم، چگونه نه، در حالی که او سال های طولانی را در زندان سپری کرد و آنچه را که سپری کرد!

و با وجود نزدیکی من به او و همراهی با او در دوره های طولانی، هرگز او را ندیدم که غر بزند یا شکایت کند، انگار که در زندان نیست، بلکه در خارج از دیوارهای زندان پرواز می کند. با قرآنی که در بیشتر اوقات تلاوت می کند پرواز می کند، با دو بال اعتماد به وعده خدا و بشارت رسولش ﷺ به پیروزی و تمکین پرواز می کند.

ما در تاریک ترین شرایط و سخت ترین شرایط به روز پیروزی بزرگ چشم دوخته بودیم، روزی که بشارت رسولمان ﷺ محقق شود «سپس خلافت بر منهاج نبوت خواهد بود». مشتاق بودیم زیر سایه خلافت و پرچم عقاب گرد هم آییم. اما خداوند مقدر کرد که از سرای شقاوت به سرای جاودانگی و بقا کوچ کنی.

از خداوند می خواهیم که در فردوس اعلی باشی و کسی را نزد خدا تزکیه نمی کنیم.

عموی عزیز ما، ابا اسامه:

از خداوند می خواهیم که تو را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و در بهشت ​​های وسیع خود جای دهد و تو را با صدیقان و شهدا قرار دهد و به خاطر آزاری و عذابی که دیدی، درجات عالی در بهشت ​​را به تو پاداش دهد، و از خداوند متعال می خواهیم که ما را با رسولمان ﷺ بر سر حوض و در قرارگاه رحمتش گرد هم آورد.

تسلیت ما این است که تو به نزد مهربان ترین مهربانان می روی و جز آنچه خدا را خشنود می کند نمی گوییم، ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ابو صطیف جیجو