جرایم در کشور با اجرای مجازات های شرعی از بین می رود
جرایم در کشور با اجرای مجازات های شرعی از بین می رود

رویدادهای جرایم غارت، دزدی و سرقت (نه طولانی) تجدید می شود. آنها کسانی هستند که رهگذران را در جاده های عمومی با اسلحه تهدید می کنند، اموالشان را می دزدند و به آنها تجاوز می کنند، و این صبح و شب در منطقه کلاکلة الوحده در جنوب خارطوم پایتخت و در بسیاری از شهرهای سودان تکرار می شود. هفته گذشته به مردی حمله شد، او را با اسلحه تهدید کردند و تلفنش را دزدیدند، در میان تعجب همه، سپس سوار موتور سیکلت فرار کردند و به خیابان دیگری رفتند و شخص دوم و سوم را دزدیدند و به آنها تجاوز کردند.

0:00 0:00
Speed:
August 07, 2025

جرایم در کشور با اجرای مجازات های شرعی از بین می رود

جرایم در کشور با اجرای مجازات های شرعی از بین می رود

رویدادهای جرایم غارت، دزدی و سرقت (نه طولانی) تجدید می شود. آنها کسانی هستند که رهگذران را در جاده های عمومی با اسلحه تهدید می کنند، اموالشان را می دزدند و به آنها تجاوز می کنند، و این صبح و شب در منطقه کلاکلة الوحده در جنوب خارطوم پایتخت و در بسیاری از شهرهای سودان تکرار می شود. هفته گذشته به مردی حمله شد، او را با اسلحه تهدید کردند و تلفنش را دزدیدند، در میان تعجب همه، سپس سوار موتور سیکلت فرار کردند و به خیابان دیگری رفتند و شخص دوم و سوم را دزدیدند و به آنها تجاوز کردند. این همه در عرض چند ساعت و در یک منطقه واحد رخ داد، با تکرار وقوع چنین حوادثی در روزهای گذشته در حومه خارطوم، منطقه جبل اولیاء، ام درمان، پورتسودان و غیره.

در برابر این حوادث مکرر، این حقیقت آشکار می شود که این مجرمان از مجازات در امان بوده اند، بنابراین بدون اینکه مانعی از سوی دولت پیدا کنند، به جرایم خود ادامه داده اند، زیرا دولت بر اساس عقیده امت استوار نیست و احکام بازدارنده و قاطع آن را اجرا نمی کند.

اسلام بر دولت واجب کرده است که امنیت را فراهم کند، به این ترتیب که پلیسی داشته باشد که مجهز به وسایل و روش هایی باشد که آن را قادر سازد امنیت داخلی را با اقتدار و حرفه ای حفظ کند و مجازات های شرعی قاطع را اجرا کند، خداوند متعال می فرماید: ﴿إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾. و از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که «پیامبر ﷺ در مورد سپر به ارزش - و در روایتی: به قیمت - سه درهم، دست دزد را قطع کرد».

اگر این مجازات های شرعی، قاطع و بازدارنده اعمال شود، قطعا مجرمان را باز می دارد و این پدیده را که به طور گسترده و آزاردهنده در مناطق تحت کنترل ارتش (دولت) و مناطق تحت کنترل نیروهای پشتیبانی سریع گسترش یافته است، از بین می برد.

در زمان خلافت عثمانی، به لطف تکیه آن بر اسلام و اجرای احکام شرعی در سیاست، حکومت، اقتصاد، اجتماع، قضاوت و غیره، رعیت از امنیت، صلح و آرامش برخوردار بودند و وقوع چنین جرایمی نادر بود.

جهانگرد موتراي می گوید: (من چهارده سال در دولت عثمانی ماندم، حوادث سرقت در آنجا مانند سایر حوادث نادر بود، اما در استانبول وقوع سرقت بسیار نادر بود و مجازات کسانی که راهزنی می کردند در دولت عثمانی مرگ با سیخ زدن بود و در طول چهارده سالی که در استانبول زندگی کردم، این مجازات فقط شش بار انجام شد و همه آنها از نژاد رومی بودند و از ترکان راهزنی گزارش نشده است، به همین دلیل هیچ ترسی از جیب بری وجود ندارد).

اما سر جیمز پورتر که سفیر در استانبول بود، با وجود دشمنی با ترک ها و اسلام، در این مورد گفت: (حوادثی مانند راهزنی و غارت خانه ها در جامعه عثمانی ناشناخته بود، در جنگ یا صلح، جاده ها مانند خانه ها امن بودند و هر کسی می تواند به تنهایی در جاده های اصلی در تمام کشورهای عثمانی قدم بزند و با وجود تعداد زیاد سفرها و مسافران، کم بودن حوادث به طور قابل توجهی شگفت انگیز است، در چند سال می توان با برخی حوادث نادر روبرو شد).

ابو جینی می گوید: (در آن پایتخت بزرگ، آنها هر روز مغازه های خود را باز می گذارند، در اوقات معین برای نماز می روند و شب ها درهای خانه های خود را طبق معمول با قفل چوبی می بندند و با وجود این، سرقت در سال فقط سه یا چهار بار اتفاق می افتد. اما غلطه و بک اوغلو که مشهور است که بیشتر ساکنان آن مسیحی هستند، هیچ روزی نیست که در آن سرقت و جنایت رخ ندهد).

یکی از جهانگردان انگلیسی در روزنامه دیلی نیوز درباره امنیت و درستی در دولت عثمانی منتشر کرد و می گوید: (روزی من برای حمل وسایل و لوازم یک افسر مجارستانی دوست من، یک ارابه از یکی از روستاییان اجاره کردم و همه صندوق ها و وسایل باز و نمایان بود و در آن کت، پوست و روسری وجود داشت، من می خواستم مقداری گیاهان خشک بخرم، یکی از ترک ها که مهربان و خوش ذوق بود، از من خواست که او را همراهی کنم، بعد از آن مرد گاوها را از ارابه بیرون آورد و آن را با وسایل ما در وسط جاده رها کرد، وقتی دیدم دور می شود، صدایش زدم و گفتم: (باید کسی اینجا بماند، گفت: چرا؟ گفتم: برای نگهبانی از وسایل ما، ترک مسلمان گفت: برای چه این کار را بکنیم؟ نگران نباشید اگر وسایل شما یک هفته کامل شب و روز در این مکان بماند، کسی به آن دست نمی زند، من هم بر خواسته خود اصرار نکردم و رفتم و وقتی برگشتم همه چیز را سر جای خود دیدم، سربازان عثمانی به طور دائم از آن مکان عبور می کردند. این حقیقتی که با چشم دیده می شود باید به تمام مسیحیان از منبر کلیساهای لندن اعلام شود، برخی از آنها فکر می کنند که این فقط یک رویا است، اما باید از خواب خود بیدار شوند).

این چیزی است که دشمنان و مخالفان، مستشرقان و جهانگردان اروپایی، درباره وضعیت امنیت و آسایش در دولت اسلامی به دلیل تکیه آن بر اسلام و اجرای احکام آن، شهادت داده اند. اما امروزه، در سایه دولت های ملی کاربردی که کافر استعمارگر برای تحقق منافع و اهداف استعماری شوم خود طراحی کرده و بر اساس عقیده جدایی دین از دولت بنا کرده و اجرای نظام سرمایه داری را بر آنها تحمیل کرده است، زندگی مسلمانان از نظر سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی فاسد شده و جرایم سرقت اموال، قتل، خونریزی، هتک ناموس و غیره افزایش یافته است.

امنیت و آرامش فقط با برپایی خلافت وجود خواهد داشت و این واجب وقت و زمان است، از ابوهریره از پیامبر ﷺ روایت است که فرمود: «همانا امام سپری است که از پشت سر او جنگیده می شود و به وسیله او از خطرها جلوگیری می شود».

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

عبدالله حسین (ابو محمد الفاتح)

هماهنگ کننده کمیته ارتباطات مرکزی حزب التحریر در ولایت سودان

More from null

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی - تب دنگی و مالاریا

غیاب نقش دولت در مواجهه با فاجعه بهداشتی

تب دنگی و مالاریا

در سایه گسترش وسیع تب دنگی و مالاریا در سودان، ویژگی‌های یک بحران بهداشتی حاد آشکار می‌شود که نشان‌دهنده غیاب نقش فعال وزارت بهداشت و ناتوانی دولت در مقابله با همه‌گیری است که روز به روز جان‌ها را می‌گیرد. با وجود پیشرفت علمی و فناوری در علم بیماری‌ها، حقایق آشکار می‌شود و فساد نمایان می‌گردد.

غیاب برنامه واضح:

با وجود عبور تعداد مبتلایان از هزاران نفر، و ثبت مرگ و میر به صورت عمده بر اساس برخی منابع رسانه‌ای، وزارت بهداشت برنامه واضحی برای مبارزه با این همه‌گیری اعلام نکرده است. عدم هماهنگی بین نهادهای بهداشتی و فقدان دیدگاه پیشگیرانه در برخورد با بحران‌های همه‌گیر مشاهده می‌شود.

فروپاشی زنجیره‌های تأمین پزشکی

حتی ساده‌ترین داروها مانند "بندول" در برخی مناطق کمیاب شده‌اند، که نشان‌دهنده فروپاشی در زنجیره‌های تأمین و عدم نظارت بر توزیع داروها است، در حالی که فرد به ساده‌ترین ابزارهای تسکین و حمایت نیاز دارد.

غیاب آگاهی‌رسانی اجتماعی

هیچ کمپین رسانه‌ای مؤثری برای آموزش مردم در مورد روش‌های پیشگیری از پشه یا شناسایی علائم بیماری وجود ندارد، که باعث افزایش شیوع عفونت می‌شود و توانایی جامعه در محافظت از خود را تضعیف می‌کند.

ضعف زیرساخت‌های بهداشتی

بیمارستان‌ها از کمبود شدید کادر پزشکی و تجهیزات و حتی ابزارهای تشخیصی اساسی رنج می‌برند، که پاسخ به همه‌گیری را کند و تصادفی می‌کند و زندگی هزاران نفر را به خطر می‌اندازد.

کشورهای دیگر چگونه با همه‌گیری‌ها برخورد کردند؟

 برزیل:

- کمپین‌های سمپاشی زمینی و هوایی با استفاده از سموم دفع آفات مدرن راه‌اندازی کرد.

- پشه‌بند توزیع کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی اجتماعی را فعال کرد.

- داروها را به طور فوری در مناطق آلوده فراهم کرد.

بنگلادش:

- مراکز اضطراری موقت در محله‌های فقیرنشین ایجاد کرد.

- خطوط تلفن گرم برای گزارش و تیم‌های واکنش سیار فراهم کرد.

فرانسه:

- سیستم‌های هشدار اولیه را فعال کرد.

- نظارت بر پشه‌های ناقل را تشدید کرد و کمپین‌های آگاهی‌رسانی محلی را آغاز کرد.

بهداشت از مهم‌ترین واجبات است و مسئولیت آن بر عهده کامل دولت است

سودان هنوز فاقد سازوکارهای مؤثر برای کشف و گزارش است، که باعث می‌شود آمار واقعی بسیار بالاتر از آمار اعلام شده باشد و بحران را پیچیده‌تر کند. بحران بهداشتی کنونی نتیجه مستقیم غیاب نقش فعال دولت در مراقبت‌های بهداشتی است که زندگی انسان را در اولویت قرار می‌دهد، دولتی که اسلام را اجرا می‌کند و سخن عمر بن خطاب رضی الله را به کار می‌بندد که گفت: «اگر قاطری در عراق بلغزد، خداوند در روز قیامت از من در مورد آن سؤال خواهد کرد».

راه حل‌های پیشنهادی

- ایجاد یک نظام بهداشتی که اولاً از خدا در زندگی انسان بترسد و کارآمد باشد، نه اینکه مشمول سهمیه‌بندی یا فساد شود.

- ارائه مراقبت‌های بهداشتی رایگان به عنوان یک حق اساسی برای همه رعایا. و لغو مجوز بیمارستان‌های خصوصی و منع سرمایه‌گذاری در زمینه پزشکی.

- فعال کردن نقش پیشگیری قبل از درمان، از طریق کمپین‌های آگاهی‌رسانی و مبارزه با پشه.

- بازسازی وزارت بهداشت برای اینکه مسئول زندگی مردم باشد، نه فقط یک نهاد اداری.

- اتخاذ یک نظام سیاسی که زندگی انسان را بالاتر از منافع اقتصادی و سیاسی قرار دهد.

- قطع ارتباط با سازمان‌های جنایتکار و مافیای دارو.

در تاریخ مسلمانان، بیمارستان‌ها برای خدمت رایگان به مردم برپا می‌شدند و با کفایت بالا اداره می‌شدند و از بیت المال تأمین مالی می‌شدند، نه از جیب مردم. مراقبت‌های بهداشتی بخشی از مسئولیت دولت بود، نه منتی و نه تجارتی.

آنچه امروز در سودان از شیوع همه‌گیری‌ها و غیاب دولت از صحنه رخ می‌دهد، هشداری خطرناک است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. خواسته اصلی فقط فراهم کردن بندول نیست، بلکه ایجاد یک دولت رفاه واقعی است که به زندگی انسان اهمیت می‌دهد و ریشه‌های بحران را درمان می‌کند، نه علائم آن را، دولتی که به ارزش انسان و زندگی او و هدفی که برای آن خلق شده است، یعنی عبادت خداوند یکتا، آگاه باشد. و دولت اسلامی تنها دولتی است که قادر به رسیدگی به مسائل مراقبت‌های بهداشتی از طریق نظام بهداشتی است که جز در سایه دولت خلافت راشده دوم بر منهاج نبوت که به زودی به اذن خدا برپا می‌شود، قابل اجرا نیست.

﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا یُحْیِیکُمْ

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه‌ای مرکزی حزب التحریر

حاتم العطار - ایالت مصر

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

شرف همصحبتی با ابی اسامه، احمد بکر (هزیم) رحمه الله

در صبحگاه بیست و دوم ربیع الاول ۱۴۴۷ هجری قمری مصادف با چهاردهم سپتامبر ۲۰۲۵ میلادی، در سن نزدیک به هشتاد و هفت سالگی، احمد بکر (هزیم)، از پیشگامان حزب التحریر، به جوار پروردگارش شتافت. سالیان متمادی دعوت را حمل کرد و در راه آن زندان طولانی و شکنجه های سخت را تحمل کرد، اما به فضل و یاری خداوند، نه سست شد و نه ضعیف شد و نه تغییر کرد و نه تبدیل نمود.

در دهه هشتاد در سوریه در دوران حکومت حافظ مقبور سال های طولانی را به صورت مخفیانه سپری کرد تا اینکه به همراه جمعی از جوانان حزب التحریر در سال 1991 توسط استخبارات هوایی دستگیر شد تا زیر نظر جنایتکاران علی مملوک و جمیل حسن، سخت ترین انواع شکنجه را ببیند، به طوری که کسی که بعد از یک دور بازجویی از ابی اسامه و برخی از رفقایش وارد اتاق بازجویی شد، به من خبر داد که تکه های گوشت پراکنده و خون روی دیوارهای اتاق بازجویی را دیده است.

بعد از بیشتر از یک سال در سلول های انفرادی شعبه استخبارات هوایی در مزه، او به همراه بقیه همکارانش به زندان صیدنایا منتقل شد تا بعداً به ده سال زندان محکوم شود، که هفت سال آن را با صبر و احتساب سپری کرد و سپس خداوند به او فرج داد.

پس از خروج از زندان، مستقیماً به حمل دعوت ادامه داد و این روند تا زمانی که دستگیری جوانان حزب آغاز شد و صدها نفر را در سوریه در اواسط ماه 12 سال 1999 شامل شد، ادامه یافت، به طوری که خانه او در بیروت مورد یورش قرار گرفت و ربوده شد تا به شعبه استخبارات هوایی در فرودگاه مزه منتقل شود تا مرحله جدیدی از شکنجه های وحشتناک آغاز شود. با وجود سن بالایش به یاری خدا صبور، ثابت قدم و محتسب بود.

پس از تقریباً یک سال، دوباره به زندان صیدنایا منتقل شد تا در دادگاه امنیت دولت محاکمه شود و متعاقباً به مدت ده سال محکوم شد که خداوند مقدر کرد تقریباً هشت سال از آن را سپری کند و سپس خداوند به او فرج داد.

من سال 2001 یک سال کامل را با او در زندان صیدنایا گذراندم، بلکه در خوابگاه پنجم (الف) سمت چپ طبقه سوم کاملاً در کنارش بودم، او را عموی عزیز خطاب می کردم.

با هم غذا می خوردیم و در کنار هم می خوابیدیم و فرهنگ و افکار را مطالعه می کردیم. از او فرهنگ را به دست آوردیم و از او صبر و ثبات را آموختیم.

او بخشنده، دوستدار مردم و مشتاق جوانان بود و در آنها اعتماد به پیروزی و نزدیکی تحقق وعده خدا را می کاشت.

او حافظ کتاب خدا بود و هر شب و روز آن را می خواند و بیشتر شب را به عبادت می گذراند و چون سپیده دم نزدیک می شد، مرا تکان می داد تا برای نماز شب و سپس نماز فجر بیدار شوم.

من از زندان خارج شدم و سپس در سال 2004 دوباره به آن بازگشتم، و ما در اوایل سال 2005 دوباره به زندان صیدنایا منتقل شدیم، تا دوباره با کسانی که هنگام خروج اول ما در پایان سال 2001 در زندان باقی مانده بودند، ملاقات کنیم، و عموی عزیز ابو اسامه احمد بکر (هزیم) رحمه الله نیز در میان آنها بود.

مدت های طولانی در مقابل خوابگاه ها قدم می زدیم تا دیوارهای زندان و میله های آهنی و دوری از خانواده و عزیزان را با او فراموش کنیم، چگونه نه، در حالی که او سال های طولانی را در زندان سپری کرد و آنچه را که سپری کرد!

و با وجود نزدیکی من به او و همراهی با او در دوره های طولانی، هرگز او را ندیدم که غر بزند یا شکایت کند، انگار که در زندان نیست، بلکه در خارج از دیوارهای زندان پرواز می کند. با قرآنی که در بیشتر اوقات تلاوت می کند پرواز می کند، با دو بال اعتماد به وعده خدا و بشارت رسولش ﷺ به پیروزی و تمکین پرواز می کند.

ما در تاریک ترین شرایط و سخت ترین شرایط به روز پیروزی بزرگ چشم دوخته بودیم، روزی که بشارت رسولمان ﷺ محقق شود «سپس خلافت بر منهاج نبوت خواهد بود». مشتاق بودیم زیر سایه خلافت و پرچم عقاب گرد هم آییم. اما خداوند مقدر کرد که از سرای شقاوت به سرای جاودانگی و بقا کوچ کنی.

از خداوند می خواهیم که در فردوس اعلی باشی و کسی را نزد خدا تزکیه نمی کنیم.

عموی عزیز ما، ابا اسامه:

از خداوند می خواهیم که تو را مشمول رحمت واسعه خود قرار دهد و در بهشت ​​های وسیع خود جای دهد و تو را با صدیقان و شهدا قرار دهد و به خاطر آزاری و عذابی که دیدی، درجات عالی در بهشت ​​را به تو پاداش دهد، و از خداوند متعال می خواهیم که ما را با رسولمان ﷺ بر سر حوض و در قرارگاه رحمتش گرد هم آورد.

تسلیت ما این است که تو به نزد مهربان ترین مهربانان می روی و جز آنچه خدا را خشنود می کند نمی گوییم، ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم.

نوشته شده برای رادیو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ابو صطیف جیجو