با حدیث نبوی شریف
بنده مؤمن بین دو ترس: .... اجل گذشت، و اجل باقی!!
به همه شما ای دوستان شنونده گرامی در هر کجا که هستید درود می فرستیم، در حلقه جدیدی از برنامه تان "با حدیث نبوی شریف" با شما دیدار می کنیم و با بهترین درود و پاک ترین سلام آغاز می کنیم، پس سلام بر شما و رحمت خدا و برکات او و بعد:
از جابر بن عبدالله رضی الله تعالی عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم روز جمعه خطبه می خواندند و پس از حمد خدا و درود بر پیامبرانش می فرمودند: «ای مردم، برای شما نشانه هایی است، پس به نشانه های خود برسید، و برای شما پایانی است، پس به پایان خود برسید، بنده مؤمن بین دو ترس است: بین اجلی که گذشته است و نمی داند خدا در آن چه کرده است، و بین اجلی که باقی مانده است و نمی داند خدا در آن چه حکم می کند، پس بنده باید از خود برای خود، و از دنیای خود برای آخرتش، و از جوانی پیش از پیری، و از زندگی پیش از مرگ توشه بردارد، قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، بعد از مرگ عذری نیست، و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا آتش نیست». (قرطبی در تفسیر خود ذکر کرده است).
سخنرانی جاهلی به ترتیب و تسلسل اهمیت نمی داد و با عقل آگاه و بینا سخن نمی گفت، بلکه به منزله فریاد یک فرد پرشور بود که در جمع فریاد می زد. پس پیامبر صلی الله علیه و سلم آمدند و تحولی بزرگ در سخنرانی به شکل و مضمون ایجاد کردند: اما از نظر شکل، از نظر ظاهر، نورانی، پاکیزه، دارای صدایی پر و لفظی روان بود که فقط با دیدن و شنیدن آن دل ها را به دست می آورد. این ظاهر شکلی سخنران، هيبت و قبولی در جان ها ایجاد می کند. اما از نظر مضمون، اختصار بر سخنرانی های پیامبر غلبه داشت، و اختصار عبارت است از رساندن معانی بسیار با الفاظ کم، و از اینجا بود که جامع الکلام در سخنرانی های او صلی الله علیه و سلم رواج یافت. و سخنرانی های او علیه الصلاة والسلام با جدیت در طرح ایده ها، و قدرت اقناع مشخص می شد، به طوری که هیچ راهی برای مخالف باقی نمی گذاشت. و منبع اقناع، حرارت صدق و اخلاص در رسالت، و قدرت ایمان او به آن بود. و به همین دلیل سخنرانی های او را مرتب از نظر الفاظ، پیوسته از نظر معانی و واضح از نظر ترکیبات می یابید. مانند نردبانی که پله های آن به یکدیگر منتهی می شود تا به هدف مورد نظر برسد.
سخنرانی های او صلی الله علیه و سلم با مهارت در آغاز متمایز بود، و این خطبه را با ندا آغاز کرد که در آن هشداری برای شنونده و جلب توجه او بود، پس علیه الصلاة والسلام فرمودند: «ای مردم، برای شما نشانه هایی است، پس به نشانه های خود برسید، و برای شما پایانی است، پس به پایان خود برسید». پس ندا را با گفتن: "ای مردم" آغاز کرد؛ تا خطاب برای همه بشر در هر زمان و مکانی عام باشد. فرموده او علیه الصلاة والسلام: "نشانه ها": مفرد آن: "نشانه" است، و آن اثری است که با آن به راه استدلال می شود، و این استعاره ای تصریحی است که در آن اوامر و نواهی دین را به علاماتی تشبیه کرده است که انسان در راه خود با آن راهنمایی می شود و گمراه نمی شود، و مشبه را حذف کرده و به مشبه به تصریح کرده است. و راز زیبایی آن، تجسیم معنا و برجسته کردن آن در تصویری محسوس است. و لفظ "نشانه ها" را انتخاب کرد؛ تا بر اثر دین در ارشاد و راهنمایی دلالت کند، و در آن دلالت روانی خاصی نسبت به ساکنان صحرا وجود دارد که در آن سرگردانی و گم شدن بسیار است، و ارزش نشانه ها در رسیدن به هدف به سلامت ظاهر می شود. و "نشانه ها" را به ضمیر مخاطبان اضافه کرد و گفت: "نشانه های شما"؛ تا القا کند که دین جز برای راهنمایی آنان نیامده است. و این را نیز در گفته او: "برای شما" و گفته او: "پایان شما" احساس می کنید. و ساختار فقره بین خبر و انشاء متناوب است: اما خبر، جملات اسمیه ای است که با حرف تاکید "إنّ" تاکید شده است و مانند قواعد ثابت جاری می شود، مانند فرموده او علیه السلام: «همانا مؤمن بین دو ترس است». و اما انشاء، افعال امر حقیقی است که ملزم به پیروی از قاعده ای است که به آن امر شده است، مانند فرموده او علیه الصلاة والسلام: "پس باز ایستید" و گفته او: "پس توشه بردارد".
سپس صلی الله علیه و سلم فرمودند: «همانا بنده مؤمن بین دو ترس است: بین اجلی که گذشته است و نمی داند خدا در آن چه کرده است، و بین اجلی که باقی مانده است و نمی داند خدا در آن چه حکم می کند». در این سخن، بیان موقعیت انسان در دنیا است، پس او بین دو امر می ایستد: گذشته ای در پشت سر خود، و نمی داند که آیا رضوان خدا را در آنچه در آن تقدیم کرده است، درک کرده است یا نه. و آینده ای مجهول پیش روی خود، نمی داند که خدا در آن با او چه می کند؛ پس او از گذشته و آینده خود بین دو ترس است، که هر دو نیازمند نهایت بیداری و توجه است.
و علیه الصلاة والسلام از انسان با گفتن "بنده" تعبیر کرده است؛ تا بر بندگی او برای خدا دلالت کند که احساس ضعف می کند و مستلزم اطاعت است. پس کسی که بین دو ترس زندگی می کند، بنده حقیقی است که معنای ایمان را می داند. و پیامبر صلی الله علیه و سلم از گذشته عمر و آینده اش با گفتن "دو ترس" تعبیر کرد؛ تا هراس را در جان ها برانگیزد تا محتاط باشند. و رسول خدا صلی الله علیه و سلم بنده را در زندگی اش به تصویر کشیده است که بین دو ترس زندگی می کند، و کلمه "بین" که دلالت بر مکان دارد، معنای عقلی را به تصویری زنده و واقعی منتقل کرده است، انگار که گذشته و آینده دو جسم محسوس هستند که بنده بین آنها می ایستد و آنها را در مقابل چشمان خود می بیند. و در عبارت تشویقی وجود دارد که ناشی از "توضیح بعد از اجمال" است، به این صورت که معنا را به طور مجمل در گفته خود آورده است: "همانا بنده مؤمن بین دو ترس است" سپس آن دو ترس را پس از آن توضیح داده است.
و فقره بر تقابل بین: "گذشت و باقی ماند" و "می سازد و حکم می کند" با مساوی بودن تعداد کلمات در هر یک از دو جمله استوار است. و این همان چیزی است که به ازدواج معروف است. و گفته پیامبر صلی الله علیه و سلم: «پس بنده باید از خود برای خود، و از دنیای خود برای آخرتش، و از جوانی پیش از پیری، و از زندگی پیش از مرگ توشه بردارد». در آن بیان آنچه بر انسان واجب است که انجام دهد، و علیه الصلاة والسلام چهار امر را ذکر کردند: اول: اینکه خود را از برخی چیزهایی که دوست دارد منع کند، و آن را بر برخی چیزهایی که در چارچوب شرع از آن کراهت دارد، وادار کند. و دوم: اینکه از خواسته های دنیا بکاهد؛ تا به اعمال نیک خود که در آخرت به او سود می رساند، بیفزاید. و سوم: اینکه جوانی خود را غنیمت شمارد، و در آن از عمل صالح آنچه را که ممکن است در پیری از انجام آن عاجز شود، تقدیم کند. و چهارم: اینکه فرصت زندگی را غنیمت شمارد، و در آن کارهایی را انجام دهد که او را به پروردگارش نزدیک می کند، پیش از آنکه مرگ او را دریابد.
و این فقره ادامه اطناب با توضیح آنچه بر انسان واجب است که از دنیای خود برای آخرتش، و از جوانی خود برای پیری اش بردارد، می باشد. و این جمله ای انشایی است که از صیغه امر حقیقی برای ملزم کردن بنده به مضمون آن استفاده کرده است. جمله خبریه مؤکد در فقره قبلی با آن متناسب است: "همانا مؤمن بین دو ترس است" که جایگاه نتیجه را از سبب می گیرد. و از محسنات بدیعی که پیامبر علیه الصلاة والسلام در این خطبه از آن استفاده کرده است: "طباق" است و آن آوردن کلمه و ضد آن است، و فایده آن برجسته کردن معانی با تضاد است. و از مثال های طباق گفته او صلی الله علیه و سلم است: (دنیایش، آخرتش) و گفته او: (جوانی، پیری) و گفته او: (زندگی، مرگ).
و پیامبر صلی الله علیه و سلم خطبه خود را با تأکید بر آنچه گذشت به پایان رساند، پس قسم خورد که هرگاه انسان بمیرد امیدش به پایان می رسد، و دیگر فرصتی پیش روی او باقی نمی ماند که آنچه را از دست داده است جبران کند، یا از گناهان خود عذرخواهی کند، بلکه پاداش یا مجازات پیش روی اوست: بهشت اگر نیکوکار باشد، و آتش اگر بدکار باشد. پس صلی الله علیه و سلم فرمودند: «قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، بعد از مرگ عذری نیست، و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا آتش نیست». و قسم اسلوب تأکیدی است که بر قدرت خدا، و سلطه او بر جان ها القا می کند. و گفته او: "و آن کسی که جان محمد در دست اوست" کنایه از موصوفی است که او الله سبحانه و تعالی است.
و گفته او "در دست اوست" مجاز مرسلی از قدرت است که رابطه آن سببی است. و گفته او: "مستعتب" استعتب و اعتب به یک معنی است و آن: شاد کردن او پس از آنکه او را بدحال کرده است، و نیز گفته می شود: استعتب: به معنی طلب کردن اینکه عذرش پذیرفته شود. و آن مجرور به "من" است که دلالت بر تبعیض دارد، در تعبیری که بر قلت القا می کند، یعنی: و نه حتی یک مستعتب. و پیامبر صلی الله علیه و سلم از اسلوب قصر با "ما و إلا" استفاده کرده است؛ تا سرنوشت را بر یکی از دو امر مذکور بعد از آن منحصر کند و سومی برای آنها وجود ندارد، و دعوت می کند که عقل را در هنگام انتخاب، بهشت یا آتش، حاکم قرار دهیم.
و این نص رنگی از سخنرانی دینی است، و این خطبه شامل مقدمه ای کوتاه "ای مردم" بود که به دنبال آن ارائه موضوع با تکیه بر تکرار و اطناب و اقناع و استمالت، و خاتمه آمد «قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، بعد از مرگ عذری نیست، و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا آتش نیست». و در آن خلاصه ای از هدف خطبه است. و اسلوب خطابی پیامبر با ویژگی های فنی متمایز بود که مهمترین آنها: سهولت، و وضوح، و اقناع، و لذت، و تنوع بین خبر و انشاء است.
شنوندگان گرامی: از حسن توجه شما سپاسگزاریم، وعده ما با شما در حلقه آینده انشاء الله، پس تا آن زمان و تا زمانی که همیشه با شما دیدار کنیم، شما را در عنایت خدا و حفظ و امنیت او می سپاریم، و سلام بر شما و رحمت خدا و برکات او.
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر
استاد محمد احمد النادی - ولایت اردن - 2014/9/21 م