مع الحدیث الشریف - بنده مؤمن بین دو ترس: اجل گذشت و اجل باقی!!
مع الحدیث الشریف - بنده مؤمن بین دو ترس: اجل گذشت و اجل باقی!!

به همه شما شنوندگان گرامی در هر کجا که هستید درود می فرستیم، در حلقه جدیدی از برنامه تان "مع الحدیث النبوی الشریف" با شما دیدار می کنیم و با بهترین درود و پاک ترین سلام آغاز می کنیم، پس سلام بر شما و رحمت خدا و برکات او و بعد:

0:00 0:00
Speed:
August 14, 2025

مع الحدیث الشریف - بنده مؤمن بین دو ترس: اجل گذشت و اجل باقی!!

با حدیث نبوی شریف

بنده مؤمن بین دو ترس: .... اجل گذشت، و اجل باقی!!

به همه شما ای دوستان شنونده گرامی در هر کجا که هستید درود می فرستیم، در حلقه جدیدی از برنامه تان "با حدیث نبوی شریف" با شما دیدار می کنیم و با بهترین درود و پاک ترین سلام آغاز می کنیم، پس سلام بر شما و رحمت خدا و برکات او و بعد:

از جابر بن عبدالله رضی الله تعالی عنهما روایت است که پیامبر صلی الله علیه و سلم روز جمعه خطبه می خواندند و پس از حمد خدا و درود بر پیامبرانش می فرمودند: «ای مردم، برای شما نشانه هایی است، پس به نشانه های خود برسید، و برای شما پایانی است، پس به پایان خود برسید، بنده مؤمن بین دو ترس است: بین اجلی که گذشته است و نمی داند خدا در آن چه کرده است، و بین اجلی که باقی مانده است و نمی داند خدا در آن چه حکم می کند، پس بنده باید از خود برای خود، و از دنیای خود برای آخرتش، و از جوانی پیش از پیری، و از زندگی پیش از مرگ توشه بردارد، قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، بعد از مرگ عذری نیست، و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا آتش نیست». (قرطبی در تفسیر خود ذکر کرده است).

سخنرانی جاهلی به ترتیب و تسلسل اهمیت نمی داد و با عقل آگاه و بینا سخن نمی گفت، بلکه به منزله فریاد یک فرد پرشور بود که در جمع فریاد می زد. پس پیامبر صلی الله علیه و سلم آمدند و تحولی بزرگ در سخنرانی به شکل و مضمون ایجاد کردند: اما از نظر شکل، از نظر ظاهر، نورانی، پاکیزه، دارای صدایی پر و لفظی روان بود که فقط با دیدن و شنیدن آن دل ها را به دست می آورد. این ظاهر شکلی سخنران، هيبت و قبولی در جان ها ایجاد می کند. اما از نظر مضمون، اختصار بر سخنرانی های پیامبر غلبه داشت، و اختصار عبارت است از رساندن معانی بسیار با الفاظ کم، و از اینجا بود که جامع الکلام در سخنرانی های او صلی الله علیه و سلم رواج یافت. و سخنرانی های او علیه الصلاة والسلام با جدیت در طرح ایده ها، و قدرت اقناع مشخص می شد، به طوری که هیچ راهی برای مخالف باقی نمی گذاشت. و منبع اقناع، حرارت صدق و اخلاص در رسالت، و قدرت ایمان او به آن بود. و به همین دلیل سخنرانی های او را مرتب از نظر الفاظ، پیوسته از نظر معانی و واضح از نظر ترکیبات می یابید. مانند نردبانی که پله های آن به یکدیگر منتهی می شود تا به هدف مورد نظر برسد.

سخنرانی های او صلی الله علیه و سلم با مهارت در آغاز متمایز بود، و این خطبه را با ندا آغاز کرد که در آن هشداری برای شنونده و جلب توجه او بود، پس علیه الصلاة والسلام فرمودند: «ای مردم، برای شما نشانه هایی است، پس به نشانه های خود برسید، و برای شما پایانی است، پس به پایان خود برسید». پس ندا را با گفتن: "ای مردم" آغاز کرد؛ تا خطاب برای همه بشر در هر زمان و مکانی عام باشد. فرموده او علیه الصلاة والسلام: "نشانه ها": مفرد آن: "نشانه" است، و آن اثری است که با آن به راه استدلال می شود، و این استعاره ای تصریحی است که در آن اوامر و نواهی دین را به علاماتی تشبیه کرده است که انسان در راه خود با آن راهنمایی می شود و گمراه نمی شود، و مشبه را حذف کرده و به مشبه به تصریح کرده است. و راز زیبایی آن، تجسیم معنا و برجسته کردن آن در تصویری محسوس است. و لفظ "نشانه ها" را انتخاب کرد؛ تا بر اثر دین در ارشاد و راهنمایی دلالت کند، و در آن دلالت روانی خاصی نسبت به ساکنان صحرا وجود دارد که در آن سرگردانی و گم شدن بسیار است، و ارزش نشانه ها در رسیدن به هدف به سلامت ظاهر می شود. و "نشانه ها" را به ضمیر مخاطبان اضافه کرد و گفت: "نشانه های شما"؛ تا القا کند که دین جز برای راهنمایی آنان نیامده است. و این را نیز در گفته او: "برای شما" و گفته او: "پایان شما" احساس می کنید. و ساختار فقره بین خبر و انشاء متناوب است: اما خبر، جملات اسمیه ای است که با حرف تاکید "إنّ" تاکید شده است و مانند قواعد ثابت جاری می شود، مانند فرموده او علیه السلام: «همانا مؤمن بین دو ترس است». و اما انشاء، افعال امر حقیقی است که ملزم به پیروی از قاعده ای است که به آن امر شده است، مانند فرموده او علیه الصلاة والسلام: "پس باز ایستید" و گفته او: "پس توشه بردارد".

سپس صلی الله علیه و سلم فرمودند: «همانا بنده مؤمن بین دو ترس است: بین اجلی که گذشته است و نمی داند خدا در آن چه کرده است، و بین اجلی که باقی مانده است و نمی داند خدا در آن چه حکم می کند». در این سخن، بیان موقعیت انسان در دنیا است، پس او بین دو امر می ایستد: گذشته ای در پشت سر خود، و نمی داند که آیا رضوان خدا را در آنچه در آن تقدیم کرده است، درک کرده است یا نه. و آینده ای مجهول پیش روی خود، نمی داند که خدا در آن با او چه می کند؛ پس او از گذشته و آینده خود بین دو ترس است، که هر دو نیازمند نهایت بیداری و توجه است.

و علیه الصلاة والسلام از انسان با گفتن "بنده" تعبیر کرده است؛ تا بر بندگی او برای خدا دلالت کند که احساس ضعف می کند و مستلزم اطاعت است. پس کسی که بین دو ترس زندگی می کند، بنده حقیقی است که معنای ایمان را می داند. و پیامبر صلی الله علیه و سلم از گذشته عمر و آینده اش با گفتن "دو ترس" تعبیر کرد؛ تا هراس را در جان ها برانگیزد تا محتاط باشند. و رسول خدا صلی الله علیه و سلم بنده را در زندگی اش به تصویر کشیده است که بین دو ترس زندگی می کند، و کلمه "بین" که دلالت بر مکان دارد، معنای عقلی را به تصویری زنده و واقعی منتقل کرده است، انگار که گذشته و آینده دو جسم محسوس هستند که بنده بین آنها می ایستد و آنها را در مقابل چشمان خود می بیند. و در عبارت تشویقی وجود دارد که ناشی از "توضیح بعد از اجمال" است، به این صورت که معنا را به طور مجمل در گفته خود آورده است: "همانا بنده مؤمن بین دو ترس است" سپس آن دو ترس را پس از آن توضیح داده است.

و فقره بر تقابل بین: "گذشت و باقی ماند" و "می سازد و حکم می کند" با مساوی بودن تعداد کلمات در هر یک از دو جمله استوار است. و این همان چیزی است که به ازدواج معروف است. و گفته پیامبر صلی الله علیه و سلم: «پس بنده باید از خود برای خود، و از دنیای خود برای آخرتش، و از جوانی پیش از پیری، و از زندگی پیش از مرگ توشه بردارد». در آن بیان آنچه بر انسان واجب است که انجام دهد، و علیه الصلاة والسلام چهار امر را ذکر کردند: اول: اینکه خود را از برخی چیزهایی که دوست دارد منع کند، و آن را بر برخی چیزهایی که در چارچوب شرع از آن کراهت دارد، وادار کند. و دوم: اینکه از خواسته های دنیا بکاهد؛ تا به اعمال نیک خود که در آخرت به او سود می رساند، بیفزاید. و سوم: اینکه جوانی خود را غنیمت شمارد، و در آن از عمل صالح آنچه را که ممکن است در پیری از انجام آن عاجز شود، تقدیم کند. و چهارم: اینکه فرصت زندگی را غنیمت شمارد، و در آن کارهایی را انجام دهد که او را به پروردگارش نزدیک می کند، پیش از آنکه مرگ او را دریابد.

و این فقره ادامه اطناب با توضیح آنچه بر انسان واجب است که از دنیای خود برای آخرتش، و از جوانی خود برای پیری اش بردارد، می باشد. و این جمله ای انشایی است که از صیغه امر حقیقی برای ملزم کردن بنده به مضمون آن استفاده کرده است. جمله خبریه مؤکد در فقره قبلی با آن متناسب است: "همانا مؤمن بین دو ترس است" که جایگاه نتیجه را از سبب می گیرد. و از محسنات بدیعی که پیامبر علیه الصلاة والسلام در این خطبه از آن استفاده کرده است: "طباق" است و آن آوردن کلمه و ضد آن است، و فایده آن برجسته کردن معانی با تضاد است. و از مثال های طباق گفته او صلی الله علیه و سلم است: (دنیایش، آخرتش) و گفته او: (جوانی، پیری) و گفته او: (زندگی، مرگ).

و پیامبر صلی الله علیه و سلم خطبه خود را با تأکید بر آنچه گذشت به پایان رساند، پس قسم خورد که هرگاه انسان بمیرد امیدش به پایان می رسد، و دیگر فرصتی پیش روی او باقی نمی ماند که آنچه را از دست داده است جبران کند، یا از گناهان خود عذرخواهی کند، بلکه پاداش یا مجازات پیش روی اوست: بهشت اگر نیکوکار باشد، و آتش اگر بدکار باشد. پس صلی الله علیه و سلم فرمودند: «قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، بعد از مرگ عذری نیست، و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا آتش نیست». و قسم اسلوب تأکیدی است که بر قدرت خدا، و سلطه او بر جان ها القا می کند. و گفته او: "و آن کسی که جان محمد در دست اوست" کنایه از موصوفی است که او الله سبحانه و تعالی است.

و گفته او "در دست اوست" مجاز مرسلی از قدرت است که رابطه آن سببی است. و گفته او: "مستعتب" استعتب و اعتب به یک معنی است و آن: شاد کردن او پس از آنکه او را بدحال کرده است، و نیز گفته می شود: استعتب: به معنی طلب کردن اینکه عذرش پذیرفته شود. و آن مجرور به "من" است که دلالت بر تبعیض دارد، در تعبیری که بر قلت القا می کند، یعنی: و نه حتی یک مستعتب. و پیامبر صلی الله علیه و سلم از اسلوب قصر با "ما و إلا" استفاده کرده است؛ تا سرنوشت را بر یکی از دو امر مذکور بعد از آن منحصر کند و سومی برای آنها وجود ندارد، و دعوت می کند که عقل را در هنگام انتخاب، بهشت یا آتش، حاکم قرار دهیم.

و این نص رنگی از سخنرانی دینی است، و این خطبه شامل مقدمه ای کوتاه "ای مردم" بود که به دنبال آن ارائه موضوع با تکیه بر تکرار و اطناب و اقناع و استمالت، و خاتمه آمد «قسم به آن کسی که جان محمد در دست اوست، بعد از مرگ عذری نیست، و بعد از دنیا خانه ای جز بهشت یا آتش نیست». و در آن خلاصه ای از هدف خطبه است. و اسلوب خطابی پیامبر با ویژگی های فنی متمایز بود که مهمترین آنها: سهولت، و وضوح، و اقناع، و لذت، و تنوع بین خبر و انشاء است.

شنوندگان گرامی: از حسن توجه شما سپاسگزاریم، وعده ما با شما در حلقه آینده انشاء الله، پس تا آن زمان و تا زمانی که همیشه با شما دیدار کنیم، شما را در عنایت خدا و حفظ و امنیت او می سپاریم، و سلام بر شما و رحمت خدا و برکات او.

نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر

استاد محمد احمد النادی - ولایت اردن - 2014/9/21 م

More from فقه

مع الحدیث الشریف - أتدرون من المفلس

با حدیث شریف

آیا می دانید ورشکسته کیست؟

درود خدا بر شما شنوندگان گرامی، شنوندگان رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر، دیدار با شما و برنامه ما با حدیث شریف تجدید می شود، و بهترین چیزی که برنامه خود را با آن آغاز می کنیم، درود اسلام است، پس سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد

در مسند احمد - بَاقِی مُسْنَدِ الْمُکْثِرِین - آمده است که ورشکسته امت من کسی است که روز قیامت با روزه و نماز و زکات می آید و در حالی می آید که به این دشنام داده و به آن تهمت زده و مال این را خورده است.

  حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ عَنْ زُهَیْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ عَنْ النَّبِیِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ "هَلْ تَدْرُونَ مَنْ الْمُفْلِسُ" قَالُوا الْمُفْلِسُ فِینَا یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ لَا دِرْهَمَ لَهُ وَلَا مَتَاعَ قَالَ "إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِی مَنْ یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِصِیَامٍ وَصَلَاةٍ وَزَکَاةٍ وَیَأْتِی قَدْ شَتَمَ عِرْضَ هَذَا وَقَذَفَ هَذَا وَأَکَلَ مَالَ هَذَا فَیُقْعَدُ فَیَقْتَصُّ هَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ وَهَذَا مِنْ حَسَنَاتِهِ فَإِنْ فَنِیَتْ حَسَنَاتُهُ قَبْلَ أَنْ یَقْضِیَ مَا عَلَیْهِ مِنْ الْخَطَایَا أُخِذَ مِنْ خَطَایَاهُمْ فَطُرِحَتْ عَلَیْهِ ثُمَّ طُرِحَ فِی النَّارِ"

این حدیث مانند سایر احادیث مهمی است که باید معنای آن را فهمید و درک کرد، زیرا برخی از مردم هستند که با وجود نماز و روزه و زکات، ورشکسته هستند، زیرا به این دشنام داده، به آن تهمت زده، مال این را خورده، خون این را ریخته و این را زده است.

و ورشکستگی او به این صورت است که از حسناتش که سرمایه اوست گرفته می شود و به این داده می شود و به آن بهای تهمت و دشنام و ضربه اش را می پردازد و بعد از اینکه حسناتش تمام شد قبل از اینکه بدهی هایش را بپردازد از گناهان آنها گرفته می شود و بر او انداخته می شود و سپس در آتش انداخته می شود.

و هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از یاران خود پرسید: آیا می دانید ورشکسته کیست؟ معنای آیا می دانید از درایت است و درایت علم به باطن امور است، آیا می دانید یعنی آیا می دانید ورشکسته واقعی کیست؟ این گفته حضرت علی کرم الله وجهه را تایید می کند: «غنا و فقر بعد از عرضه بر خداست» وقتی این سوال از آنها پرسیده شد، آنها با توجه به تجربیات خود پاسخ دادند، ورشکسته در میان ما کسی است که نه درهم دارد و نه متاعی، این ورشکسته از نظر یاران رسول خداست، پس حضرت فرمود: نه،....قَالَ: إِنَّ الْمُفْلِسَ مِنْ أُمَّتِی مَنْ یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ بِصِیَامٍ وَصَلَاةٍ وَزَکَاةٍ...

و این گفته حضرت عمر را تایید می کند: هر کس بخواهد روزه بگیرد و هر کس بخواهد نماز بخواند اما این استقامت است، زیرا نماز و روزه و حج و زکات اینها عباداتی هستند که انسان ممکن است آنها را انجام دهد و در نفس خود اخلاص داشته باشد، و ممکن است از روی نفاق انجام دهد، اما مرکز ثقل این است که بر امر خدا منطبق شود.

از خدا می خواهیم که ما را بر حق ثابت قدم بدارد و ما را از بندگان متقی خود قرار دهد و بدی های ما را به خوبی ها تبدیل کند و روز عرضه بر او ما را رسوا نکند، آمین.

شنوندگان گرامی، تا دیداری دیگر و حدیث نبوی دیگر، شما را به خدا می سپاریم که امانت هایش را ضایع نمی کند، و سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

نوشته شده برای رادیو 

عفراء تراب

مع الحدیث الشریف - المنافقون وأعمالهم الشریرة

مع الحدیث الشریف

المنافقون وأعمالهم الشریرة

نحییکم جمیعا أیها الأحبة فی کل مکان، فی حلقة جدیدة من برنامجکم "مع الحدیث الشریف" ونبدأ بخیر تحیة، فالسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

عن بریدة رضی الله عنه قال‏:‏ قال رسول الله صلى الله علیه وسلم‏:‏ ‏"‏لَا تَقُولُوا لِلْمُنَافِقِ سَیِّدٌ فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ سَیِّدًا فَقَدْ أَسْخَطْتُمْ رَبَّکُمْ عَزَّ وَجَلَّ‏"‏‏.‏ ‏رواه أبو داود بإسناد صحیح‏.

أیها المستمعون الکرام

إن خیر الکلام کلام الله تعالى، وخیر الهدی هدی نبیه محمد بن عبد الله علیه الصلاة والسلام، أما بعد، 

إن هذا الحدیث الشریف یرشدنا إلى کیفیة التعامل مع المنافقین الذین نعلمهم، حیث کان الرسول صلى الله علیه وسلم هو الوحید الذی یعلم المنافقین کلهم بأسمائهم، ولکن نحن یمکننا أن نعلم بعضهم من صفاتهم، کالذین أرشد إلیهم القرآن بأنهم یقومون بالفروض بتکاسل على مضض، وکالذین یکیدون للإسلام والمسلمین ویشجعون الفتن ویفسدون فی الأرض ویحبون أن تشیع الفاحشة بالدعوة إلیها وحمایتها ورعایتها، وکالذین یقولون الکذب على الإسلام والمسلمین... وغیرهم ممن اتصفوا بالنفاق. 

لذلک علینا أن ندرک ما حسّنه الشرع وما قبحّه، حتى نعرف المنافق من المخلص، فنتخذ الإجراء المناسب تجاهه. لا یجب أن نأمن جانب من یفعل ما یخالف الشرع وهو یظهر أنه یفعل ما یفعله حرصاً على الإسلام والمسلمین، ویجب أن لا نسیر خلفه ولا نؤیده، ولا حتى أقل من ذلک بأن نصفه بسید، وإلا سخط الله سبحانه وتعالى علینا.

علینا نحن المسلمین أن نکون أکثر الناس حرصاً على الإسلام والمسلمین، ولا نترک لمنافق مدخلاً على دیننا وأهلنا، فهم من أخطر ما قد نواجهه هذه الأیام لکثرتهم وتعدد وجوههم. علینا استحضار المیزان الشرعی لقیاس أعمال من یدّعی الإسلام، فالإسلام لنا وقاء من مثل هؤلاء الأشرار. 

الله نسأل أن یحفظ أمتنا من أمثال هؤلاء المجرمین، وأن یرشدنا إلى الطریق المستقیم والمیزان الصحیح الذی نقیس به سلوک الناس فنبتعد عمن لا یحبهم الله، اللهم آمین. 

أحبتنا الکرام، وإلى حین أن نلقاکم مع حدیث نبوی آخر، نترککم فی رعایة الله، والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته.

کتبه للإذاعة: د. ماهر صالح