مع الحدیث الشریف
المضاربة
به همه شما شنوندگان عزیز در هر کجا که هستید، در یک قسمت جدید از برنامه خود "مع الحدیث الشریف" خوش آمد می گوییم و با بهترین درود شروع می کنیم، پس سلام و رحمت و برکات خدا بر شما باد
ابوداود در سنن خود روایت کرده است:
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سُلَيْمَانَ الْمِصِّيصِيُّ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الزِّبْرِقَانِ عَنْ أَبِي حَيَّانَ التَّيْمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَفَعَهُ قَالَ:
"إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: أَنَا ثَالِثُ الشَّرِيكَيْنِ مَا لَمْ يَخُنْ أحدهُمَا صَاحِبَهُ فَإِذَا خَانَهُ خَرَجْتُ مِنْ بَيْنِهِمَا"
صاحب عون المعبود می گوید:
(أَنَا ثَالِث الشَّرِيكَيْنِ): یعنی با آنها با حفظ و برکت، اموالشان را حفظ می کنم و در معاملاتشان روزی و خیر به آنها می دهم
(خَرَجَتُ مِنْ بَيْنهمْ): و در بعضی از نسخه ها "مِنْ بَيْنهمَا" با تثنیه است و آن ظاهر است، یعنی با از بین بردن حفظ از آنها، برکت از بین می رود.
وَزَادَ رَزِين "وَجَاءَ الشَّيْطَان" یعنی شیطان آمد و بین آنها وارد شد و سومین آنها شد.
طیبی رحمه الله گفت: شرکت عبارت است از مخلوط شدن اموال بعضی با بعضی دیگر به طوری که متمایز نباشد و شرکت خداوند متعال با آنها بر اساس استعاره است، گویا خداوند متعال برکت و فضل و سود را به منزله مال مخلوط قرار داده است، پس ذات خود را سومین آنها نامیده است و خیانت شیطان و از بین بردن برکت را به منزله مخلوط قرار داده و آن را سومین آنها قرار داده است و قول او خَرَجَتُ مِنْ بَيْنهمَا ترشيح الاستعارة است.
و در آن استحباب شرکت است، زیرا برکت از جانب خداوند متعال در آن سرازیر است، برخلاف زمانی که فردی تنها باشد، زیرا هر یک از شرکا در خوشبختی صاحب خود تلاش می کند و خداوند متعال در کمک بنده است تا زمانی که بنده در کمک برادر مسلمان خود باشد.
شنوندگان گرامی
در این حدیث شریف دلالت بر جواز شراکت در اسلام بلکه تشویق به آن دارد ....چرا که خداوند متعال خبر می دهد که با شرکا است و رزق آنها را برکت می دهد و آن را حفظ می کند تا زمانی که به احکام شرع در معاملات خود پایبند باشند.
شرکت در اسلام عقدی بین دو یا چند نفر است که توافق می کنند برای کسب سود، کار مالی انجام دهند.
عقد شرکت مانند سایر عقود مستلزم ایجاب و قبول با هم است.
ایجاب این است که یکی به دیگری بگوید تو را در فلان چیز شریک کردم و قبول این است که دیگری بگوید قبول کردم.
عبرت به ذات الفاظ نیست بلکه به معناست، یعنی: در ایجاب و قبول باید چیزی تحقق یابد که نشان دهد یکی دیگری را به شراکت در چیزی خطاب کرده است، چه این خطاب شفاهی باشد چه کتبی. و اینکه دیگری آن را قبول کرده است.
شرط صحت عقد این است که مورد عقد تصرفی باشد که قابلیت وکالت داشته باشد تا آنچه از این تصرف حاصل می شود بین آنها مشترک باشد. یعنی عقد باید بر بدن یکی از شرکا یا هر دو باشد ....و این از استقراء و پیگیری انواع شرکت های عقودی است که مردم در زمان رسول خدا صلی الله علیه و سلم با آن معامله می کردند و حضرت آنها را بر آن اقرار کرد و از پیگیری احکام شرعی مربوط به آن.
پس بدن عنصری اساسی در همه انواع شرکت ها در اسلام است.
اگر دو نفر در تجارتی شریک شوند، مال از یکی و کار از دیگری باشد به این شرط که سود بین آنها به نسبت معینی تقسیم شود، مثلاً نصف یا یک سوم برای یکی و دو سوم برای دیگری یا هر نسبت مشخصی که بر آن توافق کنند، این شراکت: مضاربه نامیده می شود.
مضاربه از اعمال مشروع برای کسب مال و تملک آن است. مضارب با تلاش خود در تجارت با مال شریکش شریک شده است - در مقابل به دست آوردن نسبت معینی از سود. پس این کارش سبب کسب مال او بوده است و وسیله ای برای توسعه مال شریکش. چه معامله والا و ظریفی، که در آن صاحبان اموال از اموال خود به برادرانی که به کار نیاز دارند و تجربه دارند، اما مال لازم برای اداره یک کار تجاری را ندارند، می دهند، پس عامل با مال شریکش مضاربه می کند و سود می برد و هر دو آن را مطابق آنچه در عقد شراکت توافق کرده اند، تقسیم می کنند.
زیرا با این روش صاحب تجربه فقیر از قرض گرفتن از بانک های ربوی برای ایجاد یک پروژه تجاری یا بیکار نشستن و دست نیاز دراز کردن به سوی مردم و گرفتن صدقه از دست آنها و چشیدن خواری و شکست، بی نیاز می شود.
به راستی که دین ما دین عظیمی از جانب دانای حکیم است ......برای ما از درمان ها برای آنچه از مشکلات در همه زمینه های زندگی با آن مواجه می شویم، مقرر کرده است ......اما بسیاری از مردم گنج های مدفون و دررهای نهفته در کتاب پروردگارشان و سنت پیامبرشان را درک نمی کنند ..که مشکلات آنها را حل می کند و کرامت آنها را حفظ می کند و حسادت و کینه و دشمنی را از قلب هایشان می زداید و آنها را در دنیا و آخرت سعادتمند می کند ....پس به قوانین غرب پناه می برند و در آنجا به دنبال نجات می گردند ....و نمی دانند که راه حل های غرب عین هلاکت است.
خداوندا بصیرت امت محمد را روشن کن و قلب هایشان را بگشای تا ببینند و درک کنند که منافع حقیقی شان کجاست تا توبه کنان به سوی تو بازگردند ... پس حکم تو و دولت پیامبرت را بازگردانند .....تا از آنها راضی شوی و در دنیا و آخرت به آنها توفیق دهی.
اللهم آمين
شنوندگان گرامی، تا دیداری دیگر با حدیث نبوی دیگر، شما را به خدا می سپاریم و السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.