مع الحديث الشريف
المحتسب
به همه شما شنوندگان گرامی در همه جا سلام عرض می کنیم، در قسمت جدیدی از برنامه تان "مع الحديث الشريف" با بهترین سلام شروع می کنیم، پس سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد
روى مسلم في صحيحه قال:
وحَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ أَيُّوبَ وَقُتَيْبَةُ وَابْنُ حُجْرٍ جَمِيعاً عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ ابْنُ أَيُّوبَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ قَالَ: أَخْبَرَنِي الْعَلَاءُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ: "أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ مَرَّ عَلَى صُبْرَةِ طَعَامٍ فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِيهَا فَنَالَتْ أَصَابِعُهُ بَلَلاً فَقَالَ: مَا هَذَا يَا صَاحِبَ الطَّعَامِ؟ قَالَ: أَصَابَتْهُ السَّمَاءُ يَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: أَفَلَا جَعَلْتَهُ فَوْقَ الطَّعَامِ كَيْ يَرَاهُ النَّاسُ! مَنْ غَشَّ فَلَيْسَ مِنِّي"
جاء في كتاب شرح النووي على مسلم:
قَوْله: (صُبْرَةٌ مِنْ طَعَامٍ)
هِيَ بِضَمِّ الصَّاد وَإِسْكَان الْبَاء. قَالَ الْأَزْهَرِيُّ: الصُّبْرَةُ الْكَوْمَةُ الْمَجْمُوعَةُ مِنْ الطَّعَامِ. سُمِّيَتْ صُبْرَةً لِإِفْرَاغِ بَعْضهَا عَلَى بَعْض. وَمِنْهُ قِيلَ لِلسَّحَابِ فَوْق السَّحَاب (صَبِير)
وَقَوْله فِي الْحَدِيث: (أَصَابَتْهُ السَّمَاء) أَيْ الْمَطَرُ.
شنوندگان گرامی:
در این حدیث شریف، پیامبر صلی الله علیه وسلم خود متولی حمایت از حقوق عمومی و منع تعدی به آن است، او صبره غذا را با قرار دادن دستش در داخل آن بازرسی کرد، وقتی خیسی را یافت به فروشنده دستور داد که این خیسی را به مردم نشان دهد و آن را پنهان نکند، زیرا پنهان کردن آن فریب دادن مردم و آسیب رساندن به آنهاست، و این حدیث دلیل بر مشروعیت حسبه و بیان عمل محتسب است. محتسب قاضی است که به تمام قضایایی که حقوق عامه هستند و در آن مدعی وجود ندارد رسیدگی می کند، به شرطی که این قضایا داخل در حدود یا جنایات نباشد زیرا در اصل خصومت بین مردم است و حقوق عامه نیست .... اما اینکه شامل تمام حقوق عامه می شود نه فقط تقلب، عمل او صلی الله علیه وسلم است، ابوداود در سنن خود از قیس بن ابی غرزه روایت کرده است که گفت: "در زمان رسول خدا صلی الله علیه وسلم ما را سمسار می نامیدند، رسول خدا صلی الله علیه وسلم از کنار ما گذشت و ما را به نامی نیکوتر از آن نامید و فرمود: ای گروه بازرگانان، در خرید و فروش سوگند و لغو حاضر می شود، آن را با صدقه بیامیزید"
در اینجا رسول خدا صلی الله علیه وسلم بازرگانان را به راستگویی در تجارت و صدقه امر کرد.
بخاری در صحیح خود از سلیمان بن ابی مسلم روایت کرده است که گفت: از ابوالمنهال درباره صرافی دستی پرسیدم، گفت: من و شریکم چیزی را نقدی و نسیه خریدیم، براء بن عازب نزد ما آمد، از او پرسیدیم، گفت: من و شریکم زید بن ارقم این کار را کردیم و از پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره آن پرسیدیم، فرمود: هر چه نقدی بود بگیرید و هر چه نسیه بود رها کنید.
در اینجا طرفین معامله را از ربا نسیئه منع کرد.
این احادیث نشان می دهد که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در خصوماتی که به حق جماعت ضرر می رساند فصل خصومت می کرد، اما نامگذاری این قضاوت به حسبه یک نامگذاری اصطلاحی است، و آن به معنای مراقبت از بازرگانان و صاحبان حرفه ها برای منع آنها از تقلب در تجارت و کار و مصنوعاتشان و ملزم کردن آنها به استفاده از پیمانه ها و ترازوها و غیره است که به جماعت ضرر می رساند.
همانطور که رسول خدا شخصاً به قضاوت حسبه می پرداخت، کسانی را نیز برای انجام آن به نیابت از خود تعیین می کرد .. در طبقات بن سعد و در الاستیعاب ابن عبدالبر آمده است که او صلی الله علیه وسلم سعید بن عاص را پس از فتح بر بازار مکه گماشت ... و مالک در موطأ و شافعی در مسند خود نقل کرده اند که عمر بن خطاب، شفا، مادر سلیمان بن ابی حثمه را به عنوان قاضی بازار، یعنی قاضی حسبه گماشت، همچنین عبدالله بن عتبه را بر بازار مدینه گماشت ... همچنین او رضی الله عنه شخصاً به قضاوت حسبه می پرداخت و در بازارها می گشت همانطور که رسول خدا صلی الله علیه وسلم انجام می داد ... و خلفا پیوسته به حسبه می پرداختند تا اینکه مهدی آمد و برای حسبه دستگاهی خاص قرار داد و از دستگاه های قضاوت شد.
صلاحیت های محتسب:
-
محتسب برای رسیدگی به دعوا نیازی به مجلس قضاوت ندارد، بلکه به محض وقوع تخلف، حکم صادر می کند، و می تواند در هر مکان یا زمانی حکم صادر کند: در خانه یا بازار یا ماشین، در شب یا روز، و دلیل آن فعل رسول خدا صلی الله علیه وسلم است ... او در بازار می گشت و به محض اطلاع از تخلف حکم صادر می کرد .... صاحب صبره را به مجلس قضاوت احضار نکرد، بلکه به محض دیدن خیسی به او دستور داد که آن را نشان دهد.
-
محتسب نیازی به مدعی یا مدعی علیه ندارد، بلکه به هر حق عامی که به آن تعدی شده یا هر تخلف شرعی رسیدگی می کند، بدون اینکه منتظر مدعی باشد که موضوع را به او ارجاع دهد ... این همان کاری بود که او صلی الله علیه وسلم انجام می داد ... و آن رسیدگی به تخلفات و تعدی به حقوق عامه و رفع فوری آنها در همان زمان و مکان، بدون انتظار مدعی یا احضار متخلف یا متعدی به مجلس قضاوت است.
-
محتسب افرادی از پلیس را برای اجرای احکام خود در هنگام صدور همراه دارد، زیرا قضیه محتسب یک حق عام است که به آن تعدی شده یا یک تخلف شرعی است که رخ داده و کار او رفع تعدی و منع تخلفات است و وسیله او در این کار پلیس است.
-
اگر انتصاب محتسب شامل این باشد که حق تعیین جانشین برای خود را دارد، می تواند جانشینانی را انتخاب کند که واجد شرایط محتسب باشند و آنها را در مناطق مختلف توزیع کند و این جانشینان صلاحیت انجام وظیفه حسبه را در منطقه یا محله ای که برای آنها تعیین شده یا قضایایی که به آنها تفویض شده است، داشته باشند .... اما اگر انتصاب او شامل این حق نباشد، صلاحیت تعیین جانشین برای خود را ندارد.
شنوندگان گرامی، تا دیداری دیگر با حدیث نبوی دیگر، شما را به خدا می سپاریم، و سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.