مع الحدیث النبوی الشریف
إنما الأعمال بالنیّات
به همه شما شنوندگان عزیز در همه جا درود می فرستیم و در یک قسمت جدید از برنامه خود "مع الحدیث النبوی الشریف" با شما دیدار می کنیم و با بهترین درود و خالص ترین سلام شروع می کنیم، پس سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.
از امیرالمؤمنین ابوحفص عمر بن خطاب رضی الله عنه روایت است که گفت: «از رسول خدا صلی الله علیه و سلم شنیدم که می فرمود: «همانا اعمال به نیت ها بستگی دارد و همانا برای هر کس همان است که نیت کرده است. پس هر کس هجرتش به سوی خدا و رسولش باشد، هجرتش به سوی خدا و رسولش است، و هر کس هجرتش برای دنیایی باشد که به آن برسد، یا زنی که او را به نکاح درآورد، هجرتش به سوی همان چیزی است که به سوی آن هجرت کرده است.» (بخاری و مسلم در صحیح خود روایت کرده اند)
این حدیث سهم بیشتری از توجه علمای حدیث را به خود جلب کرده است؛ زیرا شامل قواعد عظیمی از قواعد دین است، تا جایی که برخی از علما مدار دین را بر دو حدیث قرار داده اند: این حدیث، علاوه بر حدیث عایشه رضی الله عنها: «هر کس عملی انجام دهد که فرمان ما بر آن نباشد، مردود است». و وجه آن این است که حدیث سابق ترازوی اعمال ظاهری است و حدیث باب ترازوی اعمال باطنی است.
نیت در لغت: قصد و اراده است، از این رو روشن می شود که نیت از اعمال قلب است، پس تلفظ به آن مشروع نیست؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و سلم در عبادت به نیت تلفظ نمی کرد، اما قول حاج: "لبیک اللهم حجا" تلفظ به نیت نیست، بلکه اعلام ورود به نُسک است، به این معنا که تلبیه در حج به منزله تکبیر در نماز است، و از جمله دلایل آن این است که اگر حج کند و به آن تلفظ نکند، حج او نزد جمهور اهل علم صحیح است. و نیت دو فایده دارد:
اول: تمایز عبادات از یکدیگر، مانند تمایز صدقه از پرداخت بدهی، و روزه نافله از روزه فریضه.
دوم: تمایز عبادات از عادات، به عنوان مثال: ممکن است مرد غسل کند و قصدش غسل جنابت باشد، پس این غسل عبادتی است که بنده برای آن پاداش می گیرد، اما اگر غسل کند و بخواهد با آن از گرما خنک شود، در اینجا غسل عادت می شود، پس برای آن پاداش نمی گیرد، و به همین دلیل علما از این حدیث قاعده مهمی را استنباط کرده اند و آن قولشان است: "کارها به نیاتشان بستگی دارد" و این قاعده در تمام ابواب فقه داخل می شود.
در صدر این حدیث پیامبر صلی الله علیه و سلم با این سخن آغاز کرد: «همانا اعمال به نیت ها بستگی دارد». یعنی: هیچ عملی نیست مگر اینکه نیتی دارد، انسان مکلف نمی تواند عملی را به اختیار خود انجام دهد و این عمل بدون نیت باشد، و از خلال آنچه گذشت می توانیم به کسانی که خداوند آنها را به وسواس مبتلا کرده است پاسخ دهیم و عمل را چند بار تکرار می کنند و شیطان به آنها القا می کند که هیچ چیز نیت نکرده اند، پس به آنها اطمینان می دهیم که ممکن نیست از آنها عملی به اختیارشان بدون نیت سر بزند، مادامی که مکلف هستند و بر فعلشان مجبور نیستند.
و از سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم استفاده می شود: «و همانا برای هر کس همان است که نیت کرده است». وجوب اخلاص برای خداوند متعال در تمام اعمال؛ زیرا خبر داده است که از عملش جز آنچه نیت کرده است به بنده نمی رسد، اگر در عملش خدا و سرای آخرت را نیت کند، خداوند ثواب عملش را برای او می نویسد و عطا را برای او فراوان می گرداند، و اگر با آن شهرت و ریاکاری را اراده کند، عملش باطل می شود و وزر آن بر او نوشته می شود، چنانکه خداوند عزوجل در کتاب محکم خود می فرماید: (هر کس به لقاء پروردگارش امید دارد، پس عمل صالح انجام دهد و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند). (کهف 110)
و با این کار روشن می شود که بر انسان عاقل واجب است که همت خود را در تمام امور آخرت قرار دهد، و قلب خود را مراقبت کند و از ریاکاری یا شرک اصغر حذر کند، پیامبر صلی الله علیه و سلم با اشاره به این موضوع می فرماید: «هر کس دنیا همتش باشد، خداوند کارش را بر او پراکنده می کند و فقرش را بین چشمانش قرار می دهد و از دنیا جز آنچه برایش نوشته شده است به او نمی رسد، و هر کس آخرت نیتش باشد، خداوند کارش را برایش جمع می کند و بی نیازی را در قلبش قرار می دهد و دنیا در حالی که خوار است به سوی او می آید». (ابن ماجه روایت کرده است).
و از عظمت امر نیت این است که بنده ممکن است به منازل نیکوکاران برسد و ثواب اعمال عظیمی که انجام نداده است برای او نوشته شود، و این به واسطه نیت است، چنانکه از پیامبر صلی الله علیه و سلم ثابت شده است که وقتی از غزوه تبوک بازگشت فرمود: «در مدینه اقوامی هستند که هیچ راهی را نرفتید و هیچ وادی را قطع نکردید، مگر اینکه با شما بودند، گفتند ای رسول خدا: و آنها در مدینه هستند؟ فرمود: و آنها در مدینه هستند، عذر آنها را بازداشت». (بخاری روایت کرده است)
و چون قبول اعمال مربوط به مسئله اخلاص است، پیامبر صلی الله علیه و سلم مثالی را برای روشن شدن بیشتر تصویر آورد و فرمود: «پس هر کس هجرتش به سوی خدا و رسولش باشد، هجرتش به سوی خدا و رسولش است، و هر کس هجرتش برای دنیایی باشد که به آن برسد، یا زنی که او را به نکاح درآورد، هجرتش به سوی همان چیزی است که به سوی آن هجرت کرده است».
و اصل هجرت: انتقال از دار کفر به دار اسلام، یا از دار معصیت به دار صلاح است، و این هجرت هرگز قطع نمی شود تا زمانی که توبه باقی است؛ زیرا از پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت شده است که فرمود: «هجرت قطع نمی شود تا زمانی که توبه قطع شود، و توبه قطع نمی شود تا زمانی که خورشید از مغرب طلوع کند». (امام احمد در مسند خود و ابوداود و نسائی در سنن روایت کرده اند)
و ممکن است برخی در آنچه در حدیث سابق آمده است اشکال کنند؛ زیرا گمان می کنند که بین این حدیث و سخن پیامبر صلی الله علیه و سلم تعارضی وجود دارد: «بعد از فتح هجرتی نیست» "همانطور که در صحیحین آمده است"
و پاسخ آن این است: که مراد از هجرت در حدیث اخیر معنای خاصی است؛ و آن: قطع شدن هجرت از مکه است، پس دار اسلام شده است، پس هجرتی از آن نیست.
بر این اساس، اطلاق هجرت در شرع به یکی از سه امر اراده می شود: هجر مکان، هجر عمل، و هجر عامل، اما هجر مکان: آن است که از دار کفر به دار ایمان منتقل شود، و اما هجر عمل: به این معناست که مسلمان هر نوع شرک و معاصی را ترک کند، و مقصود از هجر عامل: دوری گزیدن از اهل معاصی و بدعت است. چنانکه در حدیث نبوی آمده است: «مسلمان کسی است که مسلمانان از زبان و دستش سالم بمانند، و مهاجر کسی است که آنچه را خداوند از آن نهی کرده است ترک کند». (متفق علیه)
و از جمله مواردی که در حدیث مورد توجه قرار می گیرد این است که پیامبر صلی الله علیه و سلم زن را به طور خاص از بین متاع دنیا در این سخن خود یاد کرده است: «یا زنی که او را به نکاح درآورد». با وجود اینکه او در عموم دنیا داخل است؛ و این برای افزایش هشدار از فتنه زنان است؛ زیرا شیفتگی به آنها شدیدتر است، مصداق حدیث نبوی: «بعد از خود فتنه ای زیانبارتر از زنان برای مردان باقی نگذاشتم». (متفق علیه)
و در این سخن: «هجرتش به سوی همان چیزی است که به سوی آن هجرت کرده است». آنچه را از دنیا یا زن اراده کرده است ذکر نکرده است و با ضمیر "ما" در این سخن: «به سوی آن هجرت کرده است» از آن تعبیر کرده است و این تحقیر برای آنچه از امر دنیا اراده کرده است و کم اهمیت جلوه دادن آن و کوچک شمردن شأن آن است، زیرا آن را با لفظ خود ذکر نکرده است.
و از جمله مواردی که از این حدیث استفاده می شود - علاوه بر آنچه گذشت - این است که داعی موفق باید برای بیان و روشن کردن حقی که برای مردم حمل می کند مثال بزند؛ زیرا نفس بشری بر محبت شنیدن داستان ها و مثال ها سرشته شده است، پس ایده با مثال گوش را می نوازد و بدون اجازه وارد قلب می شود و در نتیجه اثر خود را در آن می گذارد، به همین دلیل استفاده از آن در کتاب و سنت فراوان است، از خداوند متعال می خواهیم که اخلاص در قول و عمل را به ما روزی کند، و الحمد لله رب العالمین.
شنوندگان گرامی: از حسن استماع شما سپاسگزاریم، موعد ما با شما در قسمت آینده ان شاء الله، پس تا آن زمان و تا زمانی که با شما دیدار کنیم و همیشه، شما را در پناه خداوند و حفظ و امان او می گذاریم، و سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما.
نوشته شده برای رادیو دفتر رسانه ای مرکزی حزب التحریر
استاد محمد احمد النادی - ایالت اردن
2014/8/21م