با حدیث شریف
از قُسامه بپرهیزید
به همه شما شنوندگان گرامی در هر کجا که هستید در قسمت جدیدی از برنامه شما "با حدیث شریف" خوش آمد می گوییم و با بهترین درود آغاز می کنیم: پس سلام بر شما و رحمت و برکات خداوند
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُسَافِرٍ التِّنِّيسِيُّ حَدَّثَنَا ابْنُ أَبِي فُدَيْكٍ حَدَّثَنَا الزَّمْعِيُّ عَنْ الزُّبَيْرِ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُرَاقَةَ أَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ ثَوْبَانَ أَخْبَرَهُ أَنَّ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ أَخْبَرَهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: "إِيَّاكُمْ وَالْقُسَامَةَ، قَالَ: فَقُلْنَا: وَمَا الْقُسَامَةُ؟ قَالَ: الشَّيْءُ يَكُونُ بَيْنَ النَّاسِ فَيَجِيءُ فَيَنْتَقِصُ مِنْهُ"
حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ الْقَعْنَبِيُّ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْعَزِيزِ: يَعْنِي ابْنَ مُحَمَّدٍ عَنْ شَرِيكٍ يَعْنِي: ابْنَ أَبِي نَمِرٍ عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نَحْوَهُ قَالَ: "الرَّجُلُ يَكُونُ عَلَى الْفِئَامِ مِنْ النَّاسِ فَيَأْخُذُ مِنْ حَظِّ هَذَا وَحَظِّ هَذَا"
صاحب عون المعبود می گوید:
(إِيَّاكُمْ وَالْقُسَامَة): خطابی گفت: قُسامه با ضمه قاف اسمی است برای آنچه که قَسّام برای خودش در تقسیم می گیرد، مانند فُضاله برای آنچه که زیاد می آید، و عُجاله برای آنچه که برای مهمان از غذا تعجیل می شود، و در این تحریمی برای اجرت قَسّام نیست اگر آن را با اجازه تقسیم شوندگان بگیرد، و همانا این در مورد کسی آمده است که امر قومی را بر عهده دارد و عریف یا نقیب است، پس هرگاه سهم هایشان را بین آنها تقسیم کرد چیزی از آن برای خودش نگه می دارد و بر آنها ترجیح می دهد. و بیان آن در حدیث دیگر آمده است، یعنی حدیثی که بعد از این می آید. و در النهایه گفت: آن با ضمه، چیزی است که قَسّام از سر مال از اجرتش برای خودش می گیرد، همانطور که دلالان رسمی معلوم نه اجرت معلوم می گیرند، مانند تواضع آنها که از هر هزار چیزی معین می گیرند و آن حرام است. پایان.
(يَكُون بَيْن النَّاس): برای تقسیم. (فَيَنْتَقِص): قَسّام (مِنْهُ): یعنی از آن چیز می گیرد و از سهم این و سهم آن برای خودش می گیرد.
مُنذری گفت: در اسناد آن موسی بن یعقوب زمَعی است و در آن اشکال است.
(نَحْوه): یعنی مانند حدیث سابق
(الرَّجُل يَكُون عَلَى الْفِئَام): خطابی گفت: فِئَام جماعت هاست. فَرَزدَق گفت: فِئَام به سوی فِئَام برمی خیزند.
مُنذری گفت: این مرسل است.
شنوندگان گرامی:
اجاره احکام شرعی خود را دارد که از اختلافات جلوگیری می کند و حقوق را حفظ می کند.
و از احکام اجاره که در حدیث شریف آمده است، حرمت تقسیم کردن اجیر در اجرتش است، و این از احکامی است که صاحبان مشاغل باید آن را درک کنند.
پس اگر شخصی با صاحب کاری توافق کند که کاری از کارها را با اجرت معین انجام دهد، سپس آن شخص آن را در مقابل اجرت کمتری به دیگری بدهد و بقیه را سود ببرد، این جایز است، اگر توافق بین آنها بر انجام کار توصیف شده در ذمه باشد و نه بر شخص او.
مثال آن خیاطی است که با شخصی توافق می کند که لباسی را برای او در مقابل اجرت معینی بدوزد. سپس آن خیاط کار را به خیاط دیگری در مقابل اجرت کمتری می دهد و بقیه را سود می برد.
و اگر شخصی با صاحب کاری توافق کند که کارگرانی را برای انجام کار معینی برای او بیاورد و اجرتش را از صاحب کار بگیرد، جایز است و اشکالی ندارد، پس آن از باب وکالتی است که مستحق اجرت است.
و همچنین اگر پیمانکاری با صاحب کاری توافق کند که کارگرانی را در مقابل مبلغی از پول برای او بیاورد بدون اینکه اجرت یک کارگر را مشخص کند، پس پیمانکار به کارگران اجرت کمتری از پیمان بدهد و بقیه را برای خودش نگه دارد، این جایز است، زیرا از اجرت آنها کم نکرده است، زیرا با صاحب کار بر اجرت معینی برای کارگران توافق نکرده بود، بلکه او صاحب صلاحیت تعیین اجرت کارگر بود.
اما اگر با او توافق کند که تعداد معینی کارگر بیاورد، و اجرت معینی را برای هر کارگر تعیین کند، سپس پیمانکار به کارگران اجرت کمتری از آنچه با صاحب کار توافق کرده بود بدهد تا بقیه مبلغ معین شده برای کارگران را برای خودش نگه دارد، جایز نیست. و این چیزی است که از این حدیث فهمیده می شود، زیرا او در اجرت های کارگران شریک شده است، زیرا از اجرت هر یک از آنها کم کرده و برای خودش گرفته است ....و این حرام است همانطور که حدیث بر آن دلالت می کند.
و مثال دیگر: اینکه صاحب کار شخصی را به عنوان سرپرست کارگران خود تعیین کند و اجرت او از اجرت های کارگران کم شود، یعنی قسمتی از اجرت هر کارگر کم شود و به سرپرست در مقابل نظارت بر آنها داده شود، این حرام است به نص حدیث.
احکام اسلام که شامل جنبه های مختلف زندگی مردم شده است، حقوق افراد را حفظ کرده، و نزاع و اختلافات را برطرف کرده، و رفاه و سعادت را برای انسان تضمین کرده است.
تا کی باید از احکام نظام های وضعی خسته کننده و ظالم رنج ببریم ..و در مورد ابقای احکام خدا معطل سکوت کنیم، پس برای بازگرداندن آنها به زندگی تلاش نمی کنیم و دولت خلافت را که آن را در موضع اجرا قرار می دهد، باز نمی گردانیم؟
شنوندگان گرامی، و تا زمانی که شما را با حدیث نبوی دیگری ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا می سپاریم، و سلام بر شما و رحمت و برکات خداوند.