با حدیث شریف
لا هجرة بعد الفتح
به همه شما شنوندگان گرامی در هر کجا که هستید در قسمت جدیدی از برنامه شما با حدیث شریف خوش آمد می گوییم و با بهترین درود آغاز می کنیم، سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.
از ابن عباس روایت است که: رسول خدا صلی الله علیه وسلم روز فتح مکه فرمودند: "بعد از فتح هجرتی نیست، اما جهاد و نیتی هست و هرگاه فراخوانده شدید پس بشتابید".
در تحفة الأحوذی در شرح جامع ترمذی آمده است
سخنش: (لا هجرة بعد الفتح) یعنی فتح مکه.
خطابی و دیگران گفته اند: هجرت در آغاز اسلام بر هر کس که مسلمان می شد واجب بود، به دلیل کمبود مسلمانان در مدینه و نیازشان به گرد هم آمدن، پس هنگامی که خداوند مکه را فتح کرد، مردم گروه گروه وارد دین خدا شدند و وجوب هجرت به مدینه ساقط شد، و وجوب جهاد و نیت بر کسی که به آن قیام می کند یا دشمنی بر او نازل می شود، باقی ماند. و حکمت وجوب هجرت بر کسی که مسلمان می شود نیز این بود که از آزار خویشاوندان کافرش در امان بماند، زیرا آنان کسی را که مسلمان می شد عذاب می دادند، تا از دینش برگردد، و درباره آنان نازل شد {کسانی که فرشتگان جانشان را می گیرند در حالی که به خود ستم کرده اند، به آنان می گویند در چه حالی بودید؟ می گویند ما در زمین مستضعف بودیم، می گویند آیا زمین خدا پهناور نبود که در آن هجرت کنید؟} این آیه، و این هجرت در حق کسی که در سرزمین کفر مسلمان می شود و قادر به خروج از آن است، باقی است. نسائی از طریق بهز بن حکیم بن معاویه از پدرش از جدش به صورت مرفوعه روایت کرده است: "خداوند از مشرک پس از آنکه مسلمان شود و از مشرکان جدا شود، هیچ عملی را نمی پذیرد." و ابوداود از حدیث سمرة به صورت مرفوعه روایت کرده است: "من از هر مسلمانی که در میان مشرکان اقامت می کند، بیزارم." و این حمل بر کسی می شود که بر دین خود ایمن نباشد.
(ولکن جهاد و نية)
طیبی و دیگران گفته اند: این استدراک اقتضا می کند که حکم ما بعد آن با حکم ما قبل آن مخالف باشد، و معنایش این است که هجرتی که همان ترک وطن است که بر همگان به سوی مدینه واجب بود، منقطع شد، مگر اینکه ترک وطن به دلیل جهاد باقی است، و همچنین ترک وطن به دلیل نیت صالح مانند فرار از سرزمین کفر و خروج در طلب علم، و فرار با دین از فتنه ها، و نیت در همه اینها.
(وإذا استنفرتم فانفروا)
نووی گفته است: یعنی خیری که با انقطاع هجرت منقطع شد، می توان آن را با جهاد و نیت صالح به دست آورد، و اگر امام شما را به خروج به سوی جهاد و مانند آن از اعمال صالح امر کرد، به سوی آن خارج شوید.
شنوندگان گرامی:
هجرت، خروج از سرزمین کفر به سرزمین اسلام است. خداوند متعال فرموده است: (إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (97) إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا (98) فَأُولَئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا (99))
و هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام باقی است و منقطع نشده است. احمد از پیامبر r روایت کرده است که فرمود: «هجرت تا زمانی که جهاد باشد منقطع نمی شود» و در روایت دیگری از او آمده است «هجرت تا زمانی که با کافران جنگ شود منقطع نمی شود»
اما حکم هجرت، نسبت به کسی که قادر به آن است در برخی حالات واجب و در حالات دیگر مستحب است. اما کسی که قادر به آن نیست، خداوند او را عفو کرده و از او مطالبه نمی شود، زیرا او از هجرت ناتوان است، یا به دلیل بیماری یا اجبار به اقامت یا ضعف، مانند زنان و کودکان و مانند آنها، همانطور که در پایان آیه هجرت آمده است.
پس کسی که قادر به هجرت است و نمی تواند دین خود را آشکار کند و نه به احکام اسلام مورد نیاز خود عمل کند، هجرت بر او واجب است، به دلیل آنچه در آیه هجرت آمده است، خداوند متعال فرموده است: (إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا (97)).
اما کسی که قادر به هجرت است، اما می تواند دین خود را آشکار کند و به احکام شرعی مورد نیاز خود عمل کند، در این حال هجرت مستحب است و واجب نیست. اما اینکه مستحب است، به این دلیل است که رسول خدا r قبل از فتح مکه که سرزمین کفر بود، به هجرت ترغیب می کردند. و اما اینکه واجب نیست، به این دلیل است که رسول خدا r کسانی را که از مسلمانان در مکه باقی ماندند، تأیید کردند. روایت شده است که نعیم النحام هنگامی که می خواست هجرت کند، قومش بنی عدی نزد او آمدند و به او گفتند: پیش ما بمان و تو بر دین خود باش و ما تو را از کسی که می خواهد به تو آزار برساند، حفظ می کنیم و آنچه را که از ما کفایت می کردی، کفایت کن. او به ایتام و بیوه زنان بنی عدی رسیدگی می کرد، پس مدتی از هجرت تخلف کرد، سپس بعداً هجرت کرد، پس پیامبر rبه او فرمود: «قوم تو برای تو بهتر از قوم من برای من بودند. قوم من مرا بیرون کردند و قصد کشتن مرا داشتند، و قوم تو تو را حفظ کردند و از تو محافظت کردند». ابن حجر در الإصابة این را ذکر کرده است. او گفت: ای رسول خدا، بلکه قوم شما شما را به سوی اطاعت خدا و جهاد با دشمنش بیرون کردند، و قوم من مرا از هجرت و اطاعت خدا بازداشتند.
شنوندگان گرامی و تا زمانی که شما را با حدیث نبوی دیگری ملاقات کنیم، شما را در پناه خدا می گذاریم و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.