مع الحدیث الشریف
ثلاثة أنا خصمهم یوم القیامة
به همه شما شنوندگان گرامی در هر کجا که هستید، در حلقه جدیدی از برنامه تان "مع الحدیث الشریف" خوش آمد می گوییم و با بهترین درود آغاز می کنیم، پس سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بخاری در صحیح خود روایت کرده است:
حَدَّثَنَا يُوسُفُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي يَحْيَى بْنُ سُلَيْمٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أُمَيَّةَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ
عَنْ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: "قَالَ اللَّهُ تَعَالى: ثَلَاثَةٌ أَنَا خَصْمُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَجُلٌ أَعْطَى بِي ثُمَّ غَدَرَ، وَرَجُلٌ بَاعَ حُرّاً فَأَكَلَ ثَمَنَهُ، وَرَجُلٌ اسْتَأجر أجيرا فَاسْتَوْفَى مِنْهُ وَلَمْ يُعْطِهِ أجرهُ".
در فتح الباری ابن حجر در شرح این حدیث آمده است:
قَوْلُهُ: (ثَلَاثَةٌ: أَنَا خَصْمُهُمْ)
زَادَ اِبْنُ خُزَيْمَةَ وَابْنُ حِبَّانَ وَالْإِسْمَاعِيلِيُّ فِي هَذَا الْحَدِيثِ "وَمَنْ كُنْت خَصْمَهُ خَصَمْته" قَالَ اِبْنُ التِّينِ: هُوَ سُبْحَانَهُ وَتَعَالى خَصْمٌ لِجَمِيعِ الظَّالِمِينَ إِلَّا أَنَّهُ أَرَادَ التَّشْدِيدَ عَلَى هَؤُلَاءِ بِالتَّصْرِيحِ، وَالْخَصْمُ يُطْلَقُ عَلَى الْوَاحِدِ وَعَلَى الِاثْنَيْنِ وَعَلَى أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ، وَقَالَ الْهَرَوِيُّ: الْوَاحِدُ بِكَسْرِ أَوَّلِهِ، وَقَالَ الْفَرَّاءُ: الْأَوَّلُ قَوْلُ الْفُصَحَاءِ، وَيَجُوزُ فِي الِاثْنَيْنِ خَصْمَانِ وَالثَّلَاثَةِ خُصُومٌ.
قَوْلُهُ: (أَعْطَى بِي ثُمَّ غَدَرَ)
كَذَا لِلْجَمِيعِ عَلَى حَذْفِ الْمَفْعُولِ وَالتَّقْدِيرُ أَعْطَى يَمِينَهُ بِي أَيْ عَاهَدَ عَهْداً وَحَلَفَ عَلَيْهِ بِاللَّهِ ثُمَّ نَقَضَهُ.
قَوْلُهُ: (بَاعَ حُرّاً فَأَكَلَ ثَمَنَهُ)
خَصَّ الْأَكْلَ بِالذِّكْرِ لِأَنَّهُ أَعْظَمُ مَقْصُودٍ، وَوَقَعَ عِنْدَ أَبِي دَاوُدَ مِنْ حَدِيثِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ مَرْفُوعاً: "ثَلَاثَةٌ لَا تُقْبَلُ مِنْهُمْ صَلَاةٌ" فَذَكَرَ فِيهِمْ "وَرَجُلٌ اِعْتَبَدَ مُحَرَّراً" وَهَذَا أَعَمُّ مِنْ الْأَوَّلِ فِي الْفِعْلِ وَأَخَصُّ مِنْهُ فِي الْمَفْعُولِ بِهِ، قَالَ الْخَطَّابِيُّ: اِعْتِبَادُ الْحُرِّ يَقَعُ بِأَمْرَيْنِ: أَنْ يَعْتِقَهُ ثُمَّ يَكْتُمَ ذَلِكَ أَوْ يَجْحَدَ، وَالثَّانِي أَنْ يَسْتَخْدِمَهُ كُرْهاً بَعْدَ الْعِتْقِ، وَالْأَوَّلُ أَشَدُّهُمَا. قُلْت: وَحَدِيثُ الْبَابِ أَشَدُّ لِأَنَّ فِيهِ مَعَ كَتْمِ الْعِتْقِ أَوْ جَحْدِهِ الْعَمَل بِمُقْتَضَى ذَلِكَ مِنْ الْبَيْعِ وَأَكْلِ الثَّمَنِ فَمِنْ ثَمَّ كَانَ الْوَعِيدُ عَلَيْهِ أَشَدَّ، قَالَ الْمُهَلَّبُ: وَإِنَّمَا كَانَ إِثْمُهُ شَدِيداً لِأَنَّ الْمُسْلِمِينَ أَكْفَاءُ فِي الْحُرِّيَّةِ، فَمَنْ بَاعَ حُرّاً فَقَدْ مَنَعَهُ التَّصَرُّفَ فِيمَا أَبَاحَ اللَّهُ لَهُ وَأَلْزَمَهُ الذُّلَّ الَّذِي أَنْقَذَهُ اللَّهُ مِنْهُ. وَقَالَ اِبْنُ الْجَوْزِيِّ: الْحُرُّ عَبْدُ اللَّهِ، فَمَنْ جَنَى عَلَيْهِ فَخَصْمُهُ سَيِّدُهُ.
قَوْلُهُ: (وَرَجُلٌ اِسْتَأجر أجيرا فَاسْتَوْفَى مِنْهُ وَلَمْ يُعْطِهِ أجرهُ)
هُوَ فِي مَعْنَى مِنْ بَاعَ حُرّاً وَأَكَلَ ثَمَنَهُ لِأَنَّهُ اِسْتَوْفَى مَنْفَعَتَهُ بِغَيْرِ عِوَضٍ وَكَأَنَّهُ أَكَلَهَا، وَلِأَنَّهُ اِسْتَخْدَمَهُ بِغَيْرِ أجرةٍ وَكَأَنَّهُ اِسْتَعْبَدَهُ.
مستمعينا الكرام
اجاره از ضروریات زندگی انسانی در تمام دوران هاست، هیچ انسانی قادر به تامین تمام نیازهایش به تنهایی و با نیروهای فردی اش نیست، بلکه همه نیازمند یکدیگر هستند و این حقیقتی محسوس و ملموس است.
خداوند بشر را با گرایش ها و خواسته های متنوع و توانایی های متفاوت آفریده است، تا تکامل بین آنها طبیعی و حتمی باشد.
کسی که کار بدنی را خوب انجام نمی دهد، کار ذهنی را خوب انجام می دهد، و کسی که قادر به کار سخت نیست، می تواند کار آسان را انجام دهد، و کسی که پول برای راه اندازی یک پروژه تجاری سودآور ندارد، خداوند وسایلی را برای به دست آوردن پول برای او مقرر کرده است.... از جمله قرض گرفتن و مضاربه، و کسی که جز تلاش خود چیزی ندارد و مدیریت یک کار را به تنهایی بلد نیست، شرع به او اجازه داده است که برای مردم در ازای دستمزد کار کند. اینها و غیره کارهای مشروعی هستند که شرع آنها را حلال کرده و کسب درآمد از این طریق را حلال کرده است.
کسی که در ازای دستمزد کار می کند، اجیر است و دو نوع است:
1- اجیر خاص: کسی است که برای منفعت تلاش خود با او قرارداد بسته می شود، مانند: خدمتکاران، کارگران در کارخانه ها، مزارع و مغازه ها و غیره، همچنین شامل کارمندان بخش دولتی (کارمندان دولت) و کارمندان بخش خصوصی (موسسات تجاری و خدماتی) غیر دولتی می شود.
2- و اجیر عام یا اجیر مشترک: کسی است که برای منفعت کارش با او قرارداد بسته می شود نه تلاشش، او کار معینی را برای همه مردم با دستمزد معینی در ازای آنچه انجام می دهد، چه خودش آن کار را انجام دهد چه دیگری آن را انجام دهد، مگر اینکه از شروط قرارداد این باشد که خودش آن کار را انجام دهد، پس باید آن را خودش انجام دهد و جایز نیست دیگری آن را انجام دهد. مانند: صاحبان حرفه ها مانند خیاط، کفاش. نجار، آهنگر، مهندس، پزشک، وکیل و امثال آنها.
پس همه آنها اجیرانی هستند که در ازای دستمزد برای دیگران کار می کنند.....
از آنچه گذشت، به اهمیت وجود اجیران و ضرورت آنها در جامعه پی می بریم.... این سنت خدا در خلقت است که برخی از ما را مسخر برخی دیگر قرار دهد، همانطور که خداوند متعال در سوره زخرف فرموده است:
(أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ (32))
این تسخیر از سوی خداوند برای بندگان، درهایش را بدون ضوابط و احکام باز نگذاشته است، بلکه برای اجاره احکامی قرار داده است که حقوق و وظایف اجیر و مستاجر را مشخص می کند،
تا بعضی از آنها به بعضی دیگر ستم نکنند و ظلم گسترش نیابد و بردگی فراگیر نشود....
پس چه می شود با کسانی که از اجیر منفعت می برند و دستمزد او را در ازای منفعتی که به آنها داده است، نمی پردازند.... و گویی آنها انسانیت را به دوران برده داری و استثمار بازمی گردانند، جایی که حقوق از بین رفته و پایمال می شود و هیچ ناظر و حسابی وجود ندارد، همانطور که پیشینیان در دوران جاهلیت اول انجام می دادند، مردم را به بردگی می گرفتند و آنها را برای خدمت خود به کار می گرفتند بدون اینکه ملزم به پرداخت دستمزد یا عوضی به آنها باشند، و همانطور که فراعنه با کسانی که اهرام را برای آنها ساختند انجام دادند، یا آنچه سعید پاشا و اسماعیل پاشا با کسانی که کانال سوئز را از مصریان حفر کردند، انجام دادند.
اما اسلام بزرگ راضی نشد که انسان تحقیر شود یا حقوقش پایمال شود بدون اینکه به او قدرت گرفتن، حمایت و دفاع از آن را بدهد.... پس احکامی را مقرر کرد که حقوق کارگر (اجیر) و کارفرما را مشخص می کند، و احکامی را مقرر کرد که شروط صحت قراردادها و شروط انعقاد آنها را مشخص می کند تا از بروز اختلافات ناشی از آن قراردادها جلوگیری کند، همچنین احکامی را برای فصل خصومت هایی که ممکن است بین متعاقدین رخ دهد، وضع کرد، زیرا مردم بشر هستند و در معرض خطا، لغزش، طمع و پیروی از هوی و هوس های نفس اماره به سوء قرار دارند.
پس نصوص (قرآنی یا نبوی) آمدند تا از مخالفت با احکام خدا هشدار دهند و کسی که با هشدار بازداشته نشود، به زور به اطاعت از شرع وادار می شود به حکم قضاوت و قدرت سلطان، سلطانی که امروز اثری و سایه ای از آن نمی بینیم، زیرا احکام اسلام از ما غایب است و مردم در این هرج و مرج بین دو دسته هستند: استثمارگری که با غیاب سلطان اسلام ظلم و وحشت را بین مردم منتشر می کند، و منتظر فرج آشکار و فتح بزرگ.... اما کسی که برای بازگرداندن سلطان اسلام و از بین بردن ظلم و طغیان تلاش کند، پیروزی بزرگی را به دست خواهد آورد.
ای کسانی که اجیر را دست کم می گیرید و تلاش و کوشش او را به دلیل غیاب سلطان اسلام مباح می شمارید، از خدا بترسید آنگونه که شایسته ترسیدن از اوست. و خدا را دشمن خود در روزی قرار ندهید که هیچ مال و فرزندی سودی نمی بخشد مگر کسی که با قلب سلیم به سوی خدا آید.
شنوندگان گرامی، تا دیداری دیگر با حدیث نبوی دیگر، شما را به خدا می سپاریم، و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.